زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

افشاگری های زمین شناسی

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد* من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

 

سلام

من هنوز هستم و همچنان این مسیری که پیش گرفتم را ادامه خواهم داد .

تو این مسیر هم به کمک همه شما دوستان و همراهان احتیاج دارم .

 

بعضی از دانشجوها تو نظراتشون گفتن که مطالب این وبلاگ قدیمیه و عکسهاش مربوط به چند سال پیش هست .

من همیشه سعی میکنم که مطالبمون موضوع روز باشه و معمولا مطالبی را مینویسم که با عکس باشه و در واقع سند مطالب ما همین عکسهامون هست .

ولی چون من دیگه دانشجو نیستم و نمیتونم به راحتی از اخبار دانشگاه مطلع بشم ،

اطلاعات من از اوضاع و احوال دانشگاه با کمک خود شما هست و فیلمها و عکسهایی که برای من میفرستید . نمونه اش همون فیلم اتوبوس دانشگاه که دود ازش بیرون میزد .

 

هر عکسی توی هر فیلدی گرفتید یا هر فیلمی که دارید و جالبه را میتونید برای ما بفرستید تا توی وبلاگ بزاریم . اگر هم از هر کدوم از اساتید بخش عکس میخواین تو نظراتتون بنویسید .

 

با ما تماس بگیرید : sins_raz_80@yahoo.com

 

و اما موضوع امروز :

اینبار هم با یه عکس شروع میکنیم ولی باید خوب به این عکس دقت کنید :

 

http://i33.tinypic.com/10544nb.jpg

 

تو نظر اول ، تیتر این خبر بسیار جالب توجه هست . چون برای دانشگاهی مثل واحد ارسنجان – 12 رشته به نظر خیلی زیاد میاد .

ولی همون جور که میبینید نوشته  (( 12 رشته جدید ))

یعنی چند رشته ای هم از قبل تو این دانشکده وجود داشته . با احتساب اینکه مثلا 5 رشته از اول تو این دانشکده وجود داشته ، و این 12 تا رشته هم اضافه بشه ، رو هم رفته میشه 17 تا رشته که تقریبا اندازه شیراز میشه .

 

خوب از دو جنبه میشه به این قضیه نگاه کرد :

1 – دانشگاههای شهرستانها دارن به سرعت پیشرفت میکنن و خودشون را به سطح دانشگاههای مراکز استان میرسونن .

2 – دانشگاه آزاد شیراز همین جوری درجا زده و همه دارن ازش رد میشن

 

البته موضع امروزمون ماورای این صحبتها هست !

حالا این عکس را نگاه کنید :

 

http://i36.tinypic.com/1zf7psl.jpg

 

این عکس تکه ای از همون عکس بالایی هست که بزرگ شده .

متن خبر را بخونید تا بیشتر متعجب بشید .

درواقع :

25 = 8 + 12 + 5

 

یعنی تا چند ماه آینده ، دانشگاه آزاد ارسنجان دارای حداقل 25 رشته تحصیلی میشه .

 

حالا هر کس بتونه 25 تا رشته تحصیلی را تو دانشگاه آزاد شیراز ( تمام واحدها ) اسم ببره از طرف این وبلاگ یه دستگاه 206 صندوق دار بهش اهدا میکنیم .

 

*****************

 

اگر یادتون باشه چند وقت پیش تعدادی تست از دانشگاه آزاد زدیم تو وبلاگ و بعضیا هم گفتن اینا الکی هست و ...

یکی از تستها این بود :

 

دانشگاه آزاد ، در کدام یک از مکان های زیر شعبه ندارد؟
- دارقوز آباد

- قیرقوز آباد

- چلغوز آباد
- شنگول آباد

- منگول آباد
- قمبل آباد
- جزیره ناخدا سیلور

http://i33.tinypic.com/2ccvu5c.jpg

 

تازه ، غیر از کلمه بیرم ، توی متن خبر هم نوشته :

" دانشگاه آزاد بیرم ، پس از دانشگاههای خنج – عوض – و گراش ، چهارمین  مرکز دانشگاهی است که زیر نظر واحد لارستان میباشد "

... فعلا این واحد توی یک ساختمان اجاره ای هست و ...

 

حالا برای اینکه فضا به فضای رشته خودمون و دانشگاه خودمون نزدیک بشه ، یه عکس هم از دکتر کریمی براتون انتخاب کردم .

 

http://i35.tinypic.com/1y8f45.jpg

 

و اما نوبت رسید به معمای تصویری امروز :

به نظر شما این استادی که بچه ها باهاش عکس گرفتن ، چه درسی ارائه میده ؟

 

http://i35.tinypic.com/25g6kh5.jpg

 

البته در سمت راست عکس چهره های آشنایی هم دیده میشه !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:45  توسط آقا سینا  | 

سلام

این عکس را که قبلا دیدین .

هم تو این وبلاگ هم درب ورودی دانشکده انسانی خودمون .

 

http://i4.tinypic.com/80uhvnk.jpg 

 

امروز میخوام نمونه هایی از این تذکرات را تو دانشگاههای دیگه به شما نشون بدم .

در واقع باز هم میخوام دانشگاه خودمون را با دانشگاههای دیگه مقایسه کنم .

این عکس را از وبلاگ دوستمون انتخاب کردم . ببینید :

 

www.iaushiraz.blogfa.com

http://i43.tinypic.com/b7ey9t.jpg

 

همون جور که میبینید ، اگر بخوایم این شرایطی که تو این اطلاعیه گفته شده را تو دانشگاه خودمون اجرا کنیم ، همه پسرا باید از دانشگاه اخراج بشن .

 

و اما در مورد خواهران  ( رسیدیم به جاهای خوب که همه در موردش نظر میدن )

 

http://i42.tinypic.com/xe4o50.jpg

 

در این مورد هم تصور کنید :

قرار باشه دخترای دانشگاه آزادی با شلوار و مانتو گشاد – مانتو تا زیر زانو  و کفش و جوراب ساده و ناخن کوتاه و بدون آرایش و ...

 

* وجدانا نسل دخترا منقرض میشه *

 

و اما ماجرای همین دانشگاه در مورد پسران و موبایلهاشون :

 

http://i43.tinypic.com/2cp2bzm.jpg

 

البته تو این اطلاعیه چند تا گزینه فراموش شده که من براتون میگم .

استفاده از موارد زیر هم خلاف قوانین و مقررات دانشگاهی است :

 

-         عدم تلفن دوربین همراه دار

-         همراه عدم دوربین تلفن دار

-         دوربین همراه تلفن عدم دار

-         عدم تلفن همراه طرف ، دوربین داره !!!

 

تازه با خبر شدیم که خواهران شاغل توی وزارت ارشاد بدون شلوار در محل کارشون حاضر میشن ( استغفروالله )

و ضمنا از البسه های رنگی استفاده میکنند . ( گور به گور بشن الهی )

 

http://i42.tinypic.com/2njakar.jpg

 

* به یزدان که گر ما خرد داشتیم *

* کجا این سرانجــــــــام بد داشتیم *

***************

و اما هندونه شب یلدا و ...

 

http://i44.tinypic.com/ddjfuo.jpg

 

http://i44.tinypic.com/344zj9c.jpg

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:45  توسط آقا سینا  | 

* در کوچه درس رهگذاریم هنوز *

* وین راه دراز می سپاریم هنـوز *

* از تـرم نخست ، سالها می گذرد *

* ما واحد پاس نکرده داریم هنـوز *

 

سلام به همه دانشجویان عزیز ...

اصلا سلام به همه دانشجویان دنیا از هر رشته ای که هستن .

 

امروز ، روز دانشجو هست

 

از طرف این وبلاگ ، این روز را به همه دانشجویان تبریک میگیم .

انشالله که دوران دانشجوییتون خیلی طول نکشه و زود فارغ التحصیل بشید و برید دنبال کار و زندگی ...

 

عجله نکنید . برای این مطلب وبلاگ و به مناسبت این روز فرخنده ، برای همه شما دانشجویان زمین شناسی  هدیه دارم .

 

هدیه این بارمون با دفعات قبلی متفاوت هست .

اول اجازه بدین موضوع امروز را بگیم ، هدیه ها هم به موقع خودش .

 

موضوع امروزمون در مورد جزوه و جزوه نویسی در دانشگاه هست و هدیه هامون هم در همین رابطه هست .

 

: اول یه سوال بسیار بسیار بسیار مهم :

 

یه قانون هست که میگه :

 

دختران دانشگاه آزاد ، یا خوشکل هستن یا درسخون

 

کلا نظرتون درباره این قانون چیه ؟ لطفا تو نظراتتون بنویسید

 

و اما موضع امروز :

دانشجوها بر اساس نوشتن یا ننوشتن جزوه و همچنین چطور جزوه نوشتنشون به چند دسته تقسیم میشن :

اول پسرا : 

گروه 1: افرادي خرخون و معمولا عینکی  که جزوه رو برای خودش و رضاي خدا مينويسه و هر شب جزوه ها رو دوره ميکنه . جزوه های این افراد در روزهای قبل از امتحانات خیلی دست به دست میشه . تو جزوه های اين جور افراد معمولا چند رنگ خودکار به کار میره . جمعيت اين گروه تو دانشگاه خيلی کمه

گروه 2: افرادي که جزوه ها رو  براي اينکه روزي به يکي از دخترها بدن ، مينويسن. 

توی اين جزوه ها  از حداکثر رنگهاي ممکن ( در بعضي روايتها تا 12 رنگ ) به همراه لاک غلط‌گيري و جوهرپاک‌کن ، استفاده ميشه . جمعيت اين گروه هم کمه تو دانشگاه .

 

گروه 3 : این گروه را بعدا میگم

                                                         

حالا دخترا :

گروه 1: دقيقا مثل گروه 1 از دسته پسرا ولی جمعيت اين گروه خیلی بیشتر از دسته اول پسرا هست .  ( کلا دخترها خیلی درسخون هستن )

گروه 2: مثل گروه 2 از دسته پسرا هستن با اين تفاوت که اگر جزوه نويس از وضعيت ظاهري خوبي برخوردار باشه ، عده اي پسر هيز دائما به دنبال اين گروه و جزوات اونها هستن !

گروه 3: این دخترا جزوه را به اين اميد مينويسن که روزي يکي از پسرا، از اونها جزوه بخواد . تو اين صورته که ميبينی جزوه رو به همراه مجموعه تمرينات ، سوالهاي اضافي ، چند کتاب کمک آموزشي ، چند تا لبخند ، کلي ادا ، اشاره و شعر جملات عشقولانه  و هزار اميد و آرزو ، مينویسن . متاسفانه جمعيت اين گروه تو دانشگاه خيلي کمه

( از شانس بد پسرا (

********************

و اما اون گروه کذایی :

يک عده آدم نون به نرخ روز خور و و لج درآر و دله که به نظر خودشون خيلی هم زرنگ هستن . اين افراد مرتبا تو کلاس مشغول بازی با موبایلشون هستن ولی همزمان حواسشون هم جمعه تا ببینن کدوم دانشجو بهتر و کاملتر جزوه مینویسه و اون دانشجو را زیر نظر میگیرن و جالب اینکه تا روز آخر ترم صبر میکنن تا طرف همه جزوه را کامل بنویسه و اونوقت با ظاهری کاملا پریشون و آشفته و از همه جا وامونده با یه مظلومیت اعصاب خرد کن پیشنهاد را به طرف مقابل میدن ولی همزمان تو دلشون دارن میخندن . متاسفانه تعداد این گروه تو دانشگاه خیلی زیاده .

نتيجه گيري اینکه جزوه ميتونه هم نوشته بشه هم نشه

ولي منفعت جزوه ننوشتن از زحمت جزوه نوشتن خيلي بيشتره

*******************

****************

به خاطر این روز مهم و به خاطر این موضوع که امروز نوشتم ، هدیه های جالبی براتون دارم که هم خوشحالتون میکنه و هم شما را از جزوه نوشتن بی نیاز .

 

حالا نوبت به هدیه ها رسید :

 

یه توضیح بدم در مورد این جزوات :

 

برای این جزوات زحمت زیادی کشیده شده . هم اون کسی که اینا را تایپ کرده و هم ما که به زور ازش گرفتیم . لطفا به همه دوستاتون بگید تا همه از این جزوه ها استفاده بکنن .

 

ضمنا فرمت همه اینها word xp 2003 هستند و خط همه اینا Time New Roman هست .

خودتون بعدا فونت و سایزش را عوض کنید .

 

تو همه این جزوات و از همه کاملتر و جالب تر ، جزوه چینه شناسی دکتر اسماعیل بیگ هست که واقعا برای این جزوه زحمت زیادی کشیده شده .

 

ضمنا دو تا هدف دارم از این که جزوه ها را در اختیار بچه ها قرار میدم :

 

1 – قصدم این بود که برای امتحانات ، هدیه ای به دانشجوها بدم تا خوشحالشون کنم

 

2 – یه جور اعتراض به کیفیت آموزش توی دانشگاه خودمون هست . با این کار میخوام که بچه ها این جزوات را پرینت بگیرن و داشته باشن تا سر کلاس بیشتر حواسشون به درس باشه نه اینکه مثل بچه مدرسه ای ها ، استاد دیکته بگه و بچه ها هم بنویسن . 

 

 

: جزوه چینه شناسی دکتر اسماعیل بیگ :

http://www.box.net/shared/gvc2cha07a

 

: جزوه سنگ شناسی آذرین دکتر کریمی :

http://www.box.net/shared/fvihh1tvoc

 

: جزوه ماکروفسیل خانم مهندس بیات :

http://www.box.net/shared/msambf0vpb

 

: دفتر آزمایشگاه ماکروفسیل به همراه عکس فسیلهای آزمایشگاه :

http://www.box.net/shared/414r09hzel

 

: جزوه پترولوژی خانم دکتر قاسمی :

http://www.box.net/shared/puqif5e884

 

: جزوه میکروفسیل دکتر احمدی :

http://www.box.net/shared/jdqq7nbvn3

* سه روز دیگه مصادف با 19 آذر ، تولد این وبلاگه *

 

و جالب اینکه این ایام مصادف شد با راه اندازی یک وبلاگ دیگه از طرف بچه های زمین شناسی . من شخصا خوشحالم که این وبلاگ راه اندازی شده و امیدوارم بتونه حقایق را بنویسه و از اساتید جواب بخواد .

هرچند من همچنان نظرم اینه که در جواب این مسایل بعضی از اساتید ما هیچ حرفی برای گفتن ندارند .

 

به هر حال با اینکه نویسنده این وبلاگ تو اولین مطلبشون صراحتا نوشتن که :

" ما با وبلاگ راز 80 مخالفیم " ولی ما در کمال روشنفکری و واقع بینی ، این وبلاگ را لینک میکنیم و تو پیوندهای وبلاگمون میزنیم .

 

 

قابل توجه اساتیدی که به جای جواب دادن به حرفهای ما

فقط و فقط به فکر مخالفت و تعطیلی این وبلاگ هستن

 

برخورد ما با مخالفانمون این جوری هست

 

وبلاگ بچه های زمین شناسی 85

 

www.raze85.blogfa.com

 

راستی یادمون رفت برای مطلب امروزمون عکس بزنیم  .

این عکس هم تقدیم به همون استاد محترم مطلب قبلی :

 

http://i33.tinypic.com/2r474ba.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:43  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

استاد محترم و کلیه اساتید ؛

*** این چهره واقعی منه ***

 

http://i35.tinypic.com/wugqae.jpg

من از طرف همه اینا دارم حرف میزنم .

حرف دل تک تک همین دانشجوها که امثال افقه و پورزرقان و ... با سرنوشتشون بازی کردن و هیچ کس هم پیگیرشون نشد .

 

اگر واقعا علاقه مند به پیگیری هستین

امروز واقعیتهای تلخی از همین دانشگاه

براتون میگم که تا حالا نگفته بودم

 

وجدانا اگر اهل پیگیری هستین ، به جای اینکه این وبلاگ را پیگیری کنید – قضیه پورزرقان را پیگیری کنید .

 

چرا ماجرای استادی ( پورزرقان ) که با پررویی تمام سر کلاس از بچه ها نفری 6000 تومن پول میگیره تا یک نمره بهشون بده را پیگیری نمیکنید ؟

 

چرا دکتر افقه که اون موقعها مدیر گروه بود نمیگه " من از این ماجرا خبر نداشتم "

 

برای اینکه خبر داشت . برای اینکه همون کسانی که این پول را ندادن و به افقه خبر دادن که استادتون داره با آبروی شما و بخش زمین شناسی بازی میکنه ، سه ترم پیاپی ژئوفیزیک میگرفتن و می افتادن .

 

ترمی خدا تومن از بچه ها پول میگیرید . یه جو غیرت داشته باشید با اندازه یک کارگر افغانی براشون احترام قائل باشید .

هر کدوم از دانشجوها چه مبلغی برای زمین شناسی اقتصادی پرداخت میکنن ؟

آیا این مبلغ به اندازه هزینه دو شب مسافرخونه درپیت نمیشد که دانشجوها باید تو نمازخونه دانشگاه آزاد کرمان بخوابن و توی دستشویی با شیلنگ آب سرد دوش بگیرن ؟

چرا این چیزا را پیگیری نمیکنید ؟

 

مثلا ناراحت شدین که چرا عکس شما در حالت خواب گرفته شده و تو وبلاگ هست ؟

 

ولی آیا کسی اومد زیر اون عکس شما بنویسه به خاطر دعوایی که تو همون فیلد با راننده اتوبوس کردین و راننده هم برای لجبازی با شما مسیر را اشتباه رفت ؟

آیا کسی زیر عکس شما نوشت که خوابیدن شما باعث شد راننده مسیر را اشتباه بره و یک روز از فیلد بچه ها خراب بشه و بعدش هم با هزار مکافات از جاده های خاکی و رد شدن از رودخونه و ... رسیدن به مقصد .

 

مگه همین دکتر رستگار که شور میزد " سازنده های این وبلاگ یه مشت بیکار و عقده ای هستن " برای همون فیلد از تک تک بچه ها امضا نگرفت که همه مسئولیت با خودشونه ؟

یعنی دانشجو باید پول بده درسی را بگیره بعد موقع فیلد رفتن هم امضا بده که همه مسئولیت با خودشه ؟ پس دانشگاه این وسط چه کاره هست ؟ 

 

شما بشو قاضی :

چند ترم باید بچه ها را ببرن فیلد منطقه داریان تا مقاطع چینه شناسی دکتر افقه کامل بشه ؟

 

خود ابوذر که نقشه های زمین شناسی را برای بچه های دانشگاه میکشید ، قسم میخورد که یکی از ترمها که بچه های عملیات صحرایی دکتر افقه برای نقشه اومده بودن پیشش ،

حتی طول و عرض جغرافیایی منطقه را هم تهیه نکرده بودن .

و سر گروهشون که مهدی رحمانیان بود گفت همون نقشه ترم قبلی ها خوبه .

فقط چند ثانیه ای به طول جغرافیاییش اضافه کن . 

 

http://i35.tinypic.com/2ltouwh.jpg

 

حتی بچه های 80 هم هر دو ترم همین منطقه را کار کردن .

توی عکسهاشون هم میتونید جای اسپری رنگ گروه های قبلی را روی زمین ببینید .

اون همه مقاطع زمین شناسی که بچه ها سابیدن کو ؟

سراغشون را از دکتر افقه بگیرید .

 

چرا پایان نامه دکترای آقای اسماعیل بیگ به تاخیر می افته ولی حاضر نیست به خاطر کارهای شخصی خودش از بچه ها حمالی بکشه ؟

من با این وبلاگ میخواستم فرق بین افقه ها و اسماعیل بیگها  را به همه نشون بدم .

اصلا چرا مسایل را قاطی میکنید ؟

چرا هدف این وبلاگ را با مسایلی مثل : بردن آبروی اساتید یا بردن آبروی دختر مردم یا مسایل غیر اخلاقی عوض میکنید ؟

 

فرض کنیم که یه عده دختر و پسر با هم رفتن فیلد و دارن کنار هم هندونه میخورن و عکسشون توی این وبلاگه . شما اصلا از ماجرای اون فیلد خبر دارید ؟

 

اصلا میدونید که اون فیلد خصوصی برگزار شد و حتی مسئولین دانشگاه هم خبر دار نشدن .

خبر دارید که مهندس جهان سیر اون فیلد را برگزار کرد و همه به دلخواه خودشون اومدن فیلد ؟ اصلا درس زمین شناسی دریایی که فیلد نداره .

 

مطمئن باشید دختری که به دلخواه خودش فیلد خصوصی میاد و میبینه که موقع رقصیدن دارن ازش فیلم میگیرن ، از اینکه عکسش تو وبلاگ باشه ناراحت نمیشه .

اگر هدف من بردن آبروی دخترا و اساتید بود ، کافی بود یه تکه فیلم از رقصیدن اون دخترا و پسرا تو فیلد محیط زیست جهان سیر میزدم توبلاگ میزدم .

 

یا فیلم مشروب خوردن جهان سیر با دانشجوهای 80 و 81

 

خدا شاهده که این عکسها مربوط به همون فیلده و جهان سیر با چندتا از بچه ها اونقدر خوردن که تو راه برگشت نمیشد به قیافشون نگاه کرد .

اگر کسی این کاره باشه از قیافه جهان سیر میفهمه که توی فیلد چی به سر خودش آورده .

 

http://i34.tinypic.com/a1spde.jpg

 

http://i33.tinypic.com/2v2zkhl.jpg

 

توی فیلد آذرین دکتر کریمی - مهرماه هشتاد و دو ، چهار نفر از دانشجوها و دو نفر راننده اتوبوس – اونقدر مشروب خوردن که دو نفر را توی معدن نیریز جا گذاشتن و بعد از نیم ساعت برگشتن و اون دو نفر را هم سوار کردن .

 

یعنی دکتر کریمی چیزی از این ماجرا نفهمید ؟

تو همون فیلد صدای جیغ دخترا از اتوبوسشون میومد وقتیکه دو تا راننده مست ، توی جاده خاکی از همدیگه سبقت میگرفتن .

 

http://i33.tinypic.com/t66phg.jpg

 

مسئولیت جون اون همه دانشجو با کی بود ؟ با همون راننده های مست و خراب ؟

آیا برای اون قضیه هم کسی پیگیری کرد ؟

 

چندتا آدرس بهتون میدم برید و چک کنید ولی خداوکیلی همون جور که از این وبلاگ سر کلاساتون بدگویی میکنید ، نتیجه اینا را هم سر کلاستون بگید .

 

سری به بایگانی بخش امتحانات دانشگاه بزنید :

 

محمد رضا راد منش : ورودی 80 – درس زمین شناسی ساختمانی – مهندس ثابت

اگر این دانشجو غیر از اسمش توی برگه امتحان چیزی نوشته بود ، من شخصا این وبلاگ را تعطیل می کنم . ( نمره 12 )

 

ابوذر آزاد راد – ورودی 80 – درس فتوژئولوژی – مهندس ثابت

این هم مثل قبلیه . من خودم شاهد بودم که برگه سفید تحویل داد ... ( نمره 5/16 )

 

ترم تابستون 82 ابراهیم جمشید زاده ورودی 81 جای مهدی رحمانیان ریاضی 1 امتحان داد

استاد درس هم آقای کلاهی بود .

همه هم فهمیدن و آقای فلاح هم اونو از سر جلسه بلند کرد و برگشو گرفت .

ولی هیچ اتفاقی نیافتاد . جرم این کار چیه ؟ چرا هیچ برخوردی باهاش نشد ؟

 

این قضیه را هم پیگیری کنید :

 

ایمان کاروانیان – ورودی 80 – درس چینه شناسی – دکتر افقه

بیچاره از ترس اینکه مبادا دکتر بهش نمره نده چند هفته قبل از امتحان درس را حذف نهایی کرد و اصلا سر جلسه امتحان نرفت . ولی جالب اینکه همون روز که امتحان گرفته شد دکتر افقه نمرات را پشت شیشه زد و همه بچه های 80 شاهد هستن که ایمان کاروانیان اسمش تو لیست بود و نمره 14 گرفته بود .

 

یعنی ماجرا از کیلویی نمره دادن هم گذشته .

 

حتی دکتر افقه از روی برگه ها هم نمره نداده . از روی لیست کلاسیش نمره ها را تقسیم کرده و متوجه نشده که این دانشجو اصلا سر جلسه نیومده و غیبت داشته .

 

از دزدیهایی که تو جشن های فارغ التحصیلی بچه های زمین شناسی بود بگم ؟

یا از ماجراهای مرکز رایانه زمین شناسی ؟

 

جناب دکتر اسدی

شما خودتون موسس این مرکز بودین و طرحتون واقعا فوق العاده بود .

هیچ رشته ای تو دانشگاه صدرا برای خودش یک مرکز رایانه مستقل نداشت .

این باعث افتخار برای بچه های رشته ما بود که استادی مثل شما داریم و همچین مرکزی با حمایت شما و هزینه شخصی دانشجوها درست شده . 

 

ولی آیا شما از اتفاقاتی هم که تو مرکز میافتاد خبردار هستین ؟

 

از اتفاقاتی که چندسال پیش تو اتاق مقطع گیری افتاد با خبر هستین ؟

 

از ماجرایی که همون سال توی اتاق ماکت سازی اتفاق افتاد چیزی میدونید ؟

 

کلام آخر :

 

تمام این مطالبی که امروز نوشتم عین حقیقته .

بعضی از این موضوعات را تا حالا ننوشته بودم ولی امروز دیگه وقتش بود .

 

اگر قصد من آبروریزی بود یا دروغ بستن به اساتید دانشگاه ،

چرا تا حالا از این اتهامات به دکتر اسماعیل بیگ نسبت ندادم ؟

 

این چیزایی هم که گفتم به عنوان نمونه بود .

تازه من هنوز چیزی از مسایل غیراخلاقی تو دانشگاه نگفتم .

از دانشجوهایی که اخراج شدن و خبری هم ازشون نیست .

 

به هر حال ما این راهی را که پیش گرفتیم ، ادامه خواهیم داد و مطمئن باشید وجود همچین مکانهایی برای برملا شدن افتضاحات دانشگاه لازمه .

از شما هم میخوام که روشنفکرانه تر از قبل به قضیه نگاه کنید و حتی شما اساتید هم نظرتون را اینجا مطرح کنید .

هر چند افقه و پورزرقان و دکتر اسدی ( برادرتون ) حرفی برای گفتن نخواهند داشت ولی در این وبلاگ به روی همه باز هست .

اصلا اون روزی که قرار هست با اساتید بخش در مورد این وبلاگ تشکیل جلسه بدین ، یک وبلاگ دسته جمعی هم درست کنید و حرفاتون را توش منعکس کنید تا دانشجوها خودشون بیان و مسایل را با هم مقایسه بکنن و خودشون هم قضاوت بکنن .

منم قول میدم آدرس وبلاگ اساتید را توی وبلاگ خودم لینک کنم .

 

در آخر باید بگم : نگاهی به آمار بازدید روزانه این وبلاگ و نظرات دانشجوهاتون هم بکنید . اینها فقط یه مشت عدد نیستند . اینا واقعیتهایی هستن که بعضیا دارن ازش فرار میکنن .

 

 

سه روز دیگه روز دانشجو هست .

پیشاپیش این روز را به همه تبریک میگم .

از همه شما میخوام که روز 16 آذر بیاین تو این وبلاگ چون 6 تا هدیه ناب براتون در نظر گرفتم . مطمئن باشید از هر ورودی که باشید از این هدایا لذت خواهید برد .

 

زحمت زیادی برای هدیه ها کشیده شده و مطمئن باشید که با دریافت این هدایا زحمتتون توی کلاس و امتحانات پایان ترم خیلی کم میشه .

بیشتر ازین نمیتونم بگم . قضیه لو میره .

 

وعده ما 16 آذر ( روز دانشجو ) تو همین وبلاگ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:43  توسط آقا سینا  | 

سلام

امروز بحث انتقادی داریم ولی عمومی هست . یعنی همه رشته ها میتونن نظر بدن .

اول این عکس را ببینید :

http://i35.tinypic.com/dfhbmx.jpg

 

نمیخوام منفی بافی کنم یا اینکه بگم همه اونایی که تو دانشگاه آزاد پیشرفت کردن ، همشون از این طریق بالا رفتن .

ولی امروز براتون یه مثال میزنم تا باورتون بشه .

مثال از دانشگاه خودمونه .

البته ممکنه سال جدیدیها اینی که میخوام معرفی کنم را نشناسن یا پیشینه این شخص را  یادشون نباشه .

اشکال نداره من همش را براتون میگم .

اگر هم باورتون نشد میتونید از سال بالایی ها بپرسید .

 

خیلی سال پیشترها ( مثلا 6 سال پیش ) محل ایستگاه اتوبوسهای دانشکده علوم انسانی صدرا دقیقا روبروی دانشکده بود . یعنی توی همین بلوار روبروی دانشکده .

همه اتوبوسها به ترتیب همینجا میاستادن و یکی یکی که نوبتشون میشد ، ماشینها را خلاص میکردن و میومدن جلوی دانشگاه و دانشجوها را سوار میکردن .

اون موقعها کسی به عنوان مسئول سرویسها وجود نداشت .  ( آقای مومن نسب )

 

فقط یه نفر بود که یه تکه کاغذ و یه خودکار دستش بود و هر راننده ای از راه میرسید ساعتش را یادداشت میکرد و اتوبوسها هم که راه میافتادن دوباره ساعتش را یادداشت میکرد . توی تعویض لاستیک و روغن اتوبوسها هم به راننده ها کمک میکرد .

همه بچه ها هم میشناختنش . خیلی هم اذیتش میکردن .

تحصیلاتش هم زیر دیپلم بود . ( میتونید خودتون تحقیق کنید تا مطمئن بشید )

فامیلش منفرد بود .

http://i38.tinypic.com/2ldddv7.jpg

 

اونایی که کارهای فارغ التحصیلیشون را انجام ندادن ، حتما گذرشون به ایشون خواهد خورد  چون باید برای تکمیل کارهای فارغ التحصیلی از ایشون امضا بگیرید .

 

البته مطمئن نیستم که همه رشته ها با ایشون سر و کار داشته باشن ولی رشته ما که باید از ایشون امضا میگرفتیم .

وقتی رفتیم برای امضا ، با تعجب دیدیم که پشت یه میز نشسته و یه کامپیوتر دکوری هم جلوش هست !!!!!!!!

 

وقتی یادم میومد که این آقا چه کاره بوده و الان چه کاره هست ...

وقتی یادم میومد که هر روز اذیتش میکردیم و بهش میگفتیم آقای منفجر ...

وقتی وارد اتاق شدم و دیدم باید از اون برای فارغ التحصیلی امضا بگیرم ...

 

تازه این آخر کار نبود .

روز جشن فارغ التحصیلی بهش جایزه هم دادن . جایزه اش را مستقیما از دست دکتر افقه و دکتر اسدی ( ریاست اون موقع دانشگاه ) گرفت .

http://i35.tinypic.com/dr48q1.jpg

 

نمیدونم شما هم موردی سراغ دارید یا نه ؟

توی رشته شما هم از این آدما وجود دارن یا نه ؟

امروز همش من حرف زدم . یه عکس هم دارم براتون از آرم دانشگاه .

ببینید تا براتون توضیح یدم :

 

http://i38.tinypic.com/2057dc2.jpg

 

حتما تو نظر اول ، همه میگید : به به  عجب آرم خوشکلی ...

چه سلیقه ای داشتن ...

چقدر قشنگه ...

آرم دانشگاه با گل تزئین شده ... اما ماجرا یه چیز دیگه هست .

 

* تو مو میبینی و من پیچش مو *

 

من تو این عکس میبینم که :

 

دور تا دور آرم دانشگاه را با سنگ بالا آوردن

 ( سنگهایی از جنس دل بعضی اساتید )

و توش که گود بوده  با سلیقه خاصی

از فضولات گاو و گوسفند پر کردن

 

اصلا شاید منظورشون چیز دیگه ای بوده . اصلا به ما چه ربطی داره ...

 

تو مطالب قبلی هم از آرم جدید دانشگاه پرده برداری کردیم .

امروز هم یه آرم جدید دارم براتون ببینید :

 

http://i36.tinypic.com/2z9icmg.gif

راستی اونایی که دوست دارن بدونن مفهوم آرم دانشگاه آزاد اسلامی چی هست و چرا این آرم برای دانشگاه آزاد انتخاب شده میتونن لینک زیر را ببینن .

 

http://www.cans.ir/University/About%20University/arm.htm

 

 

 

 

 

 

 

*** اطلاعیه بسیار بسیار بسیار مهم ***

 

در جواب اساتید و دانشجوهایی که معتقد هستن که من یک وبلاگ نویس بی شهامت هستم و حاضر نیستم خودم را معرفی کنم و با اسم خودم مطلب بنویسم باید بگم که ...

 

اساتید محترم ... مخصوصا اون استاد خیلی محترم مبانی کامپیوتر ،

 

زیاد برای شناسایی من تلاش نکنید و به خودتون زحمت ندین

کمتر از یک هفته دیگه اسم و عکس و مشخصات کامل خودم را تو همین وبلاگ خواهم گذاشت تا ببینم کی شهامت داره بیاد حرفی بزنه

 

همین الان هم میتونم این کار را بکنم ولی دو دلیل داره که نمینویسم :

 

1 -  باید از قبل موعد مشخص کنم تا همه اونایی که هفته ای یکبار هم سر میزنن اون روز بیان و وبلاگ را ببینن

 

2 -  الان تازه مطلب جدید نوشتم و تا مطلب بعدی باید یک هفته طول بکشه تا همه این یکی را بخونن

 

خلاصه اینکه چهار شنبه شب آینده مصادف با 13 آذر ماه میتونید بیاید تو وبلاگ و عکس و مشخصات کامل من را هم ببینید

 

ضمنا اگر عکس یا خبری دارید و علاقه مند هستین اونو توی این وبلاگ ببینید ،

با این ایمیل در ارتباط باشید :

 

sina_raz_80@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:42  توسط آقا سینا  | 

سلام

اول این عکس را ببینید :

http://i38.tinypic.com/xehjzb.jpg

 

حالا به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید و همزمان جمله بالایی را هم تو ذهنتون داشته باشید

اگر یک روز آقای جاسبی را از نزدیک ببینید، به ایشان چه می گویید؟
- بهشون میگیم : سلام
- از شدت شوق به گریه می افتیم و زبانمان بند می آید
- جیم جمالتو جاسبی
- همه بود آرزویم که ببینم از تو رویی
سطح علمی دانشگاه آزاد را چگونه ارزیابی می کنید؟
- خوب
- خیلی خوب
- بسیار خوب
- عالی
- خیلی عالی
- بسیار عالی
- فوق العاده
- توپ
- مشتی
- بابا تو دیگه کی هستی؟!
دانشگاه آزاد برای پول ما . . . . دوخته است.
-  کیسه

-  دامن کلوش
-  شورت آستین حلقه ای
-  زیر شلواری مامان دوز راه راه

خوشمزه ترین غذای سلف دانشگاه آزاد چیست؟
-  خورشت گربه سبزی
-  چلو کلاغ

-  ساچمه پلو با ماست
-  شفته پلو

كدام مورد كوتاه‌تر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه آزاد
ب) عمر پدران دانشجويان دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغ‌التحصيلان دانشگاه آزاد نسبت به دستشان
علت سقوط هواپيماي بورکینافاسو ايرلاين چه بوده؟
-  مطلع‌شدن خلبان از قبولي پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط
-  اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به بورکینافاسو در تلويزيون هواپيما
-  مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغ‌التحصيل دانشگاه آزاد بوده است.
-  تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين حادثه‌ي دلخراش موثر بوده است.

دانشگاه آزاد ، در کدام یک از مکان های زیر شعبه ندارد؟
- دارقوز آباد

- قیرقوز آباد

- چلغوز آباد
- شنگول آباد

- منگول آباد
- قمبل آباد
- جزیره ناخدا سیلور
وضعیت فرهنگی در دانشگاه آزاد . . . .
- خوب است.
- سلام می رساند
- شما چطوری؟
- دیگه چه خبر؟
دكتر عبدالله جاسبي رييس دانشگاه آزاد اسلامي در پاسخ به پرسشي در خصوص كاهش شهريه دانشگاه آزاداسلامي گفت : با وجود افزايش تورم چه كسي مي تواند بحث كاهش شهريه دانشگاه آزاد اسلامي را مطرح كند ؟
رييس دانشگاه آزاد اسلامي در عين حال تصريح كرد : شهريه اي كه اين دانشگاه ازمردم مي گيرد حدود يك هفتم هزینه اي است
كه دولت از خزانه مملكت براي هردانشجوي دانشگاه هاي دولتي صرف مي كند.
جاسبي اضافه كرد : شهريه دانشگاه هاي دولتي ازخزانه صرف مي شود و همين باعث شده كسي توجهي به مقدار و ميزان اين هزينه نكند اما اين در حالي است كه شهريه دانشگاه آزاد اسلامي از جيب مردم گرفته مي شود و صداي همه را در آورده است . وي خاطرنشان كرد : سعي كرديم با دادن وام بخشي ازمشكلات راكم كنيم ولي درمورد كاهش شهريه هيچ كاري نمي توانيم انجام دهيم .

این عکس هم در رابطه با مطلب هفته قبلمون ببینید :

چون این دانشجوی بدبخت خیلی به نمره احتیاج داشته ، کلیه مراحل پاچه خواری را پشت سر گذاشته و در اقدامی کم نظیر با بچه یکی از اساتید هم عکس گرفته .

البته  ترم بالایی ها و فارغ التحصیلا این بچه را میشناسن ولی برای ترم بوقیها بگم که این بچه خانم مهندس بیات هست . اسمش هم ثمین

http://i36.tinypic.com/rw5h0j.jpg

راستی گفتم خانم بیات ، یه چیزی یادم افتاد :

سری به لینک زیر بزنید – خودتون متوجه میشین ...

http://thesis.ui.ac.ir/abstracts/ltr/fifteen94.htm

این هم عکسی از بزرگترین غار نمکی دنیا :

یادتون باشه یکی از کاشفان این غار جناب دکتر اسدی هست که تو دانشگاه خودمون داره تدریس میکنه . هر چند تو درس آبهای زیر زمینی حال بچه ها را میگیره ولی کارش خیلی درسته .

http://i34.tinypic.com/wuihpj.jpg

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:42  توسط آقا سینا  | 

سلام سلام صدتا سلام

 

وجدانا منم دوست ندارم که نظرات فیلتر باشه ، چون زیاد وقت ندارم که روزی یکبار سر بزنم و نظرات را تایید کنم .

ولی فعلا تا یه مدت اینجوری باشه ببینم چی میشه .

 

و اما موضوع امروز ...

اول این عکس را ببینید :

http://i34.tinypic.com/2m2csi9.jpg

 

همون جور که تو این عکس میبینید ، کلیه ارادتهای این جمع حاضر + کلی پاچه خواری + مقدار زیادی ، استاد دوستت داریم + استاد ما ترم آخریم ، به مقدار کافی و ...

خلاصه همه اینها جمع شده و به سمت وسط این عکس اشاره میکنه .

 

اصلا به نظر شما :

- هدف از گرفتن اینجور عکسها اونم با این جور اساتید -

- که همه به خونشون تشنه هستن ، چیه ؟

 

معمولا این جور عکسها را اواخر ترم میگیرن و بیشتر ترم آخریها از این کارا میکنن .

شاید منظورشون اینه که :

استاد ، ما ترم آخریم ...

شما را هم خیلی دوست داریم ...

شما هم این ترم به ما نمره میدین ...

ما هم دیگه میخوایم بریم دنبال زندگیمون ...

و چون دیگه شما را نمیبینیم ، این عکس یادگاری از شما داشته باشیم .

 

با چه کسی هم عکس یادگاری گرفتن !!!!!!!!!!

 

بیچاره ها خبر نداشتن که باید 3 بار دیگه هم این درس را بگیرن .

اینا بچه های 81 هستن . البته بچه های 80 هم به خاطر همچین مسائلی بود که جلسه آخر کلاس ژئوفیزیک ، دسته گلی به رسم ...... تهیه کردن و تقدیم دکتر اسدی کردن ولی افاقه نکرد و جمع کثیری از اونا افتادن و ترم بعد با پورزرقان درس گرفتن .

 

همین روزا بود که تحسن دانشجویی تو ساختمون قاآنی و اعتراض به وضعیت بد آموزشی و نحوه مدیریت دکتر اسدی به عنوان ریاست دانشگاه ، باعث شد که مراسم خداحافظی از دکتر اسدی انجام بشه و با احترام تمام از دانشگاه شوت بشه بیرون .

 

http://i34.tinypic.com/2hh3yht.jpg

 

... پایان حکایتم شنیدن دارد ...

 

اون بیچاره ها فکر میکردن با این کار رییس دانشگاه عوض میشه و از دست دکتر اسدی راحت میشن ،

ولی جالب اینجا بود که ، دکتر اسدی از ریاست دانشگاه برکنار شد ولی همچنان تدریس درس ژئوفیزیک را بر عهده داشت – که درس ترم آخر بچه های زمین شناسی هست .

 

و بعد از چند ترم که حال همه را گرفت ، تدریس درس ژئوفیزیک را هم به دکتر زمانی محول کردن و بچه ها بیش از پیش خوشحال شدن که دیگه از دست اسدی راحت شدیم .

 

ولی مدتی بعد خبر انتخاب دکتر اسدی به عنوان :

 

رییس مرکز علوم و تحقیقات استان فارس

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

حالا برای اینکه جو عوض بشه ، دوتا عکسی که بالا براتون گذاشتم را با هم ترکیب کنید – بعد اونو به صورت کاریکاتور در بیارید میشه این عکس زیری ...

 

http://i38.tinypic.com/11uj986.jpg

 

نتیجه گیری از بحث امروز :

 

هر کدوم از استاداتون که باهاش مشکل داشتین ، ازش شکایت نکنید .

اگر دوست داشتین که یکی از استاداتون بشه رییس یه مرکز علمی بزرگ ، هی ازش شکایت کنید و آخرش هم اعتراض کنید و بیانیه هم منتشر کنید

الکی آخر ترم که میشه با استاداتون عکس نگیرید

اونا خودشون ختم این سیا بازیها هستن

برای پاس شدن درسهای دیگه ای مثل ژئوفیزیک ، دنبال راههای دیگه ای باشید 

عکس و دسته گل و مرگ و میر و بیمارستان و ... قدیمی شده .

 

*************

گروه علمی تفریحی صدرا :

 

یکی از دوستان خوبمون از همین دانشگاه صدرا طرحی جالبی داره که از طرف دانشگاه هم مورد قبول واقع شده ولی تعداد اعضاء این گروه باید نزدیک به 400 نفر باشه

 

توضیحات کامل در باره این گروه را میتونید توی وبلاگ اختصاصی این گروه بخونید .

من شخصا عضو شدم و از همه شما هم میخوام که همکاری کنید تا این گروه هرچه زودتر راه اندازی بشه .

 

البته با این تعداد دانشجویی که هر سال دانشگاه میگیره ،

تعداد اعضاء از 40000 نفر هم بیشتر میشه

 

http://www.sadra-group.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:42  توسط آقا سینا  | 

سلام

امروز در مورد موضوعی میخوام بنویسم که قبلا دو بار در موردش حرف زدم .

در واقع این سومین بار هست که در این باره میخوام چیز بنویسم .

تازه اگه عمری باقی بود یه بار دیگه هم میخوام در موردش بنویسم .

اصلا سالی یه بار باید یادآوری کنم . چون فقط یه بار اتفاق می افته .

به خاطر همین هم هر سال در موردش حرف میزنم تا یادمون نره .

اگر نگاهی به تقویم بندازید ، میبینید که امروز

8/8/87

و فقط یک سال مونده تا اون عدد 7 هم با بقیه هماهنگ بشه . همون جور که میدونید ، سال دیگه همچین روزی وعده دیدار بچه های زمین شناسی ورودی 80 هست .

سال گذشته و دو سال قبل هم تو این وبلاگ پیشاپیش این روز را گرامی داشتیم و اگر یادتون باشه گفتیم برای روزی که هنوز نیومده میخوایم بزرگداشت بگیریم .

انگار همین دیروز بود . مثل برق و باد گذشت .

به هر حال به خودم و همه بچه های با مرام ورودی 80 این روز را تبریک میگم .

امیدوارم هر جا هستن موفق و سربلند باشن . ضمنا

*** وعـده دیدارمـون *** هرگز نره یادشون ***

این هم یه عکس دسته جمعی از بچه های 80 –

فیلد زمین شناسی ساختمانی –

تقریبا 4 سال پیش –

http://i37.tinypic.com/nb9pw5.jpg

و اما یه قسمت دیگه از موضوع امروز مونده با عنوان :

... هر دم از این باغ ، بری می رسد ...

و اما ماجرا از این قراره که باز هم  بچه های رشته زمین شناسی به قصد گردش تفریحی و  غیرعلمی ( فیلد ) ، به خارج از شیراز رفته بودن و طبق معمول همه فیلدهای زمین شناسی که یا اتوبوس تصادف میکنه –  یا همه با هم گم میشن و تا میخوان راه را پیدا کنن یک روز فیلد را از دست میدن –  یا راننده با استاد دعواش میشه ...

خلاصه آخرش اتوبوس خراب میشه و همه از ماشین پیاده میشن و تا آبادی بعدی باید راهپیمایی کنن .

( بچه های ورودی 81 – فیلد میکرو فسیل – دکتر احمدی )

خلاصه تو این ماجرای جدید همه تو اتو بوس هستن که ناگهان صدای مهیبی از موتور اتوبوس شنیده میشه و همه از ترس از اتوبوس میپرن بیرون ...

بقیه اش را نمیگم تا فردا فیلمش را براتون بزنم .

توصیه میکنم حتما فیلمش را ببینید . قشنگه ...

 http://www.box.net/shared/4sea4ta1cy

http://i34.tinypic.com/dev788.jpg

بعضی روزا فکر میکنم :

شاید اگر با دایناسور بریم فیلد ، هم علمی ترباشه ، هم مطمئن تر

تازه بنزین هم تموم نمیکنه ...

http://i38.tinypic.com/dmemqc.jpg

اگر هم مجبور شدین با اتوبوسهای دانشگاه برید فیلد ، قبل از حرکت دست به دامان خدا و پیر و پیغمبرا و ائمه + حضرت ابوالفضل بشید تا سالم برید و سالم برگردین .

ضمنا اگر هم سالم از فیلد برگشتین حتما نماز و سجده شکر به جا بیارین و از خداوند متعال برای طول عمری که به شما داده فراوان تشکر کنید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:42  توسط آقا سینا  | 

سلام به همه

شرمنده که دیر به دیر سر میزنم و نمیتونم اپ کنم

 

به ســربـازی بشد سینا دو سـالی

همه وبلاگ سواران را رها کرد

فراغ و دوری از اینترنت و وب

نمیدانی که با سینا چه ها کــــرد

اونجوری که شنیدم اخبار دانشگاه این روزا داغ داغ هست ولی حیف که دیگه دانشجو نیستم

امروز موضوع جدیدی براتون ندارم . بعد از مدتها اومدم پای نت .

فقط چندتا عکس و معما تا ببینیم چه شود .

عکس اولی را ببینید . با این توضیح که این عکس همینجوری بوده و من دست بهش نزدم . سردر این دانشگاه خیلی معروفه . راهنمایی میکنم که یکی از شعب بیشمار دانشگاه آزاد هست در اطراف شیراز خودمون .

البته خیلی هم راهنمایی خوبی نبود .

 

. خیلی هم خوب بود .

 مگه دانشگاه آزاد چند تا واحد اطراف شیراز داره ؟

 

http://www.tinypic.ws/files/h2kjmracbg9d2t7lv0ku.jpg

عکس دومی دانشگاهش معلومه ولی موضوعش معلوم نیست  .

کسی میدونه این دانشجوهای کدوم رشته هستن ؟

برای چی دارن عکس میگیرن ؟ استادشون کیه ؟

 

* اصلا کلاَ نظرتون در مورد چیه *

 

http://www.tinypic.ws/files/gzs49qkcuq4ted5ivbv0.jpg

من چند تا چیز از این عکس میفهمم :

اول نسبت دخترا به پسرا توی دانشگاه آزاد هست .

 دوم اینکه توی پارچه بالایی نوشته تولد امام حسن عسکری  مبارک

سوم که احتمالا باید جشن فارغ التحصیلی باشه . ( اون دختر پایینی با مامانش )

چون غیر از جشن فارغ التحصیلی هیچ وقت نمیتونید اینهمه صفا و صمیمت را بین دختر و پسرا ببینید .

این هم عکس بچه های ورودی 82 که آقا اردلان زحمت کشیدن برامون فرستادن .

فکر کنم دارن با استفاده از چکش زمین شناسی ، نون و پنیر میخورن ...

http://www.tinypic.ws/files/ui1g11xg0y9v9dhqkpwj.jpg

این مدت کلی عکس از استادا و دانشجوها زدیم و شعر نوشتیم براشون .

این بار برای قدر دانی از یکی از بهترین راننده های صدرا که همیشه ، رفتارش با همه ماها پدرانه بوده و نهایت احترام و ادب را نسبت به دانشجوها داشتن ، عکسی از آقای توکلی براتون گذاشتم امیدوارم هر جا هست موفق باشه . من که شخصا هیچ وقت خنده های به یاد موندنی ایشون را فراموش نمی کنم .

http://www.tinypic.ws/files/9ujv3b3zam3387m2u14v.jpg

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:41  توسط آقا سینا  | 

سلام

ازآن روزی که سربازی بنا شد

ستم بر مــا نشد ، بر دخترا شد

بسوزد آن که سربــازی بنا کرد

تمام دختران را چشم به را کرد

 

موضوع امروز خیلی به هم مربوطه باید همش را بخونید تا متوجه بشین آخرش چی میشه .

قبل از اینکه شما دانشجو شده باشین احتمالا بزرگترین مشکل زندگی را کنکور میدونستید . ( هم پسرا هم دخترا )

ولی بعد از قبولی تو دانشگاه آزاد یواش یواش مشکلات دیگه ای به سراغتون اومدن . مثلا بعضی وقتا پاس شدن یک درس به اندازه ی 10 تا قبولی کنکور براتون ارزش داره .

بعد که سال بالایی شدین و فارغ التحصیلی و ادعای مهندسی و ...

اونوقت برای فارغ التحصیلی فقط یه امضا لازم دارید . اون امضاها هم مشکل بزرگی میشه

( هم برای دخترا هم برای پسرا )

از اینجا به بعد قضیه دخترا و پسرا جدا میشه .

پسرا معمولا بعد از فارغ التحصیلی  به بزرگترین مشکل زندگیشون برخورد میکنن .

همون مشکلی که به خاطر فرار از اون حتی حاضر شدن بیان دانشگاه و درس بخونن .

 

http://i34.tinypic.com/11l0vf6.jpg

 

البته منظور ما اون تعدادی هست که بعد از دانشگاه میرن خدمت .

بعضیا میگن سخت ترین کار توی خدمت شستن جوراب و لباسها هست .

یه عده هم میگن دوری از خانواده .

البته از قیافه بعضی از سربازها هم میشه حدس زد همچین جای خوبی هم نیست .

 

http://i34.tinypic.com/28swpjk.jpg

جمعبندی  این قسمت :

به هرحال خدمت سربازی مثل شتری هست که

از در خونه خالتون رد میشه و داره کشک میخوره

 

حالا بریم سراغ دخترا :

دخترا هم تو زندگیشون مشکلات زیاد دارن ولی بزرگترین اونا شاید ازدواج باشه . البته باز هم بعضی از دخترا قبل از دانشگاه و یه عده هم حین دانشگاه بالاخره موفق میشن یه پسری را گول بزنن و مشکلشون حل میشه .

منظور ما همون تعدادی هست که قدر دوران تحصیل را نمیدونن

واین مشکل بزرگ ( ازدواج ) را به بعد از فارغ التحصیلی موکول میکنن .

 

حالا اینکه ازدواج مشکل بزرگتری هست یا سربازی

دیگه اینجا جاش نیست . باشه برای نظرات وبلاگ

برامون حرف در میارن و میگن این با دخترا

مشکل داره و چشم دیدنشون را نداره

 

http://i37.tinypic.com/2rc8twy.jpg

 

هرچند پسرا هم این مرحله ( ازدواج ) را طی میکنن .

در واقع سربازی و ازدواج و دانشگاه ، 3 مرحله از زندگی پسرا هست که که اگر با ترتیب خاصی انجام بشه میتونه هم به دخترا و هم به پسرا کمک کنه .

از ما که گذشت ولی این پیشنهاد را به برای بقیه مینویسیم شاید به دردشون بخوره .

 

ترتیب پیشنهادی این وبلاگ :

1 – ازدواج

2 – دانشگاه

3 – سربازی

http://i38.tinypic.com/2qvy0x2.jpg

مزایای زود ازدواج کردن پسرا :

1 –  یکی از دخترا زودتر مشکلشون حل میشه

2 –  تو دانشگاه دیگه پسره حواسش فقط به درسش هست

3 – هیچ دختری نمیتونه پسره را از راه به در کنه و زورکی جزوه بهش بده

4 – تو دانشگاه صلح و صفا و صمیمیت بین پسرا و دخترا موج میزنه

5 – پسره با مدرک لیسانس میره سربازی (  ستوان 2 )

5 – به خاطر متاهل بودن پسره ، طبق قانون دوران خدمت سربازی را تو شهر خودش میگذرونه بنابراین مشکل جوراب شستن و دوری از خانواده هم حل میشه .

 

چقدر پیشنهاد جامع و خوبی دادم که همه مشکلات حل شد

 

لحظه گول خوردن یک پسر بیچاره دانشگاه آزادی توسط یک موجود خطرناک دانشگاه آزادی - مکان پشت دانشکده انسانی . مربوط به حداقل 6 سال پیش

 

http://i34.tinypic.com/vf8bpu.jpg

 

این هم نمونه ای از صلح و صفا و صمیمیت بین پسرا و دخترا :

استاد درس مربوطه را ته تصویر میتونید ببینید . ( مهندس جهان سیر )

همون که فیلم رقصیدنش هم گذاشتم تو وبلاگ .

دخترا وسط ایستادن و پسرا دارن با توپ میزننشون

اسم این بازی احتمالا گل وسطو هست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

http://i35.tinypic.com/8wh26s.jpg

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:41  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

به جز اینکه این روزها مصادفه با اول مهر و ورودیهای جدید ( 87 ) وارد دانشگاه میشن ، و همچنین بعضی از دوستامون کارشناسی ارشد قبول شدن و باید بهشون تبریک بگیم ،

ضمنا ، ورودیهای 84 هم سال آخرشون را دارن پشت سر میزارن ،

 

موضوع وبلاگ هیچکدوم از اینها نیست ...

 

متاسفانه با خبر شدیم که استاد بزرگوار ، جناب آقای عزیز شبانی به دلیل عارضه قلبی بعد از بیمارستان ، الان تو خونه خودشون بستری هستن و حالشون اصلا مساعد نیست .

فعلا بدلیل اینکه حالشون مساعد نیست ، پزشک اجازه ملاقات و صحبت با تلفن ندادن

 

آقای شبانی به صورت عمومی برای همه رشته ها درسفارسی عمومی را تدریس میکردن ولی بچه های رشته کارگردانی و نمایش – ادبیات – مترجمی زبان و ... درسهای تخصصی هم با ایشون داشتن .

 

از همه شما بازدید کننده های این وبلاگ میخوام که برای سلامتی استاد شبانی دعا کنید .

و از دوستان وبلاگ نویس هم میخوام که تو وبلاگهاشون از بچه های رشته خودشون بخوان که برای سلامتی ایشون دعا کنن .

 

*** امشب بهترین فرصت برای دعا کردنه ***

 

ما هم مثل بقیه دانشجوهایی که به ایشون علاقه خاصی دارن ، دعا میکنیم و امیدواریم حالشون زودتر خوب بشه و مثل قبل با همون نشاط همیشگی برگردن دانشگاه و سر کلاسها ببینیمشون .

انشالله خبرهای خوبی از  سلامتی استاد دستمون برسه ، شما را هم با خبر میکنیم .

 

http://i37.tinypic.com/f54xt.jpg

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:41  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

موضوع امروز در ادامه موضوع قبلی هست . یعنی یکی از اون مشکلات و معضلاتی که توی فیلد پیش میاد را براتون انتخاب کردیم تا با جزئیات بررسی کنیم .

اگر یادتون باشه گفتیم که دانشگاه اتوبوسهای زمین شناسی را برای فیلدهای چند روزه شبها به حرکت وادار میکنه و یکی از مشکلاتی که پیش میاد اینه که توی اتوبوس جای مناسبی برای خوابیدن نیست .

البته باز هم بین دخترا و پسرها تو این مسئله هم فرق هست . چون پسرا شبا تو اتوبوس فقط میخوابن که البته امروز در این مورد کاملا توضیح میدیم ولی دخترا همش دست میزنن و شعرمیخونن و صدا میدن . نه میخوابن نه میزارن آقای راننده بخوابه

همین میشه که راننده سر درد میگیره و یهو پیچ میپیچه راننده نمیپیچه .

بگذریم ...

ما که از اتوبوس دخترا خبر نداریم ولی اتوبوس پسرا را امروز براتون تشریح میکنم تا با روشهای نوین خوابیدن تو اتوبوسهای دانشگاه آزاد هم آشنا بشید

شاید قسمت شما هم شد و رفتین . لااقل بلد باشین چطوری رو صندلیها بخوابین .

http://i33.tinypic.com/2a5aoeo.jpg

البته این مدلی که در بالا دیدین یکی از ساده ترین و ابتدایی ترین حالتهای خوابیدن هست ولی مورد زیری را نگاه کنین و ببینین وقتی خوابتون بیاد و جاتون مناسب نباشه کلافه میشین و روشهای نوینی ابداع میکنید :

http://i36.tinypic.com/npic9d.jpg

البته این دانشجوی خوش شانس دقیقا صندلی را برای خودش انتخاب کرده که روی چرخهای اتوبوس هست و میتونه پاش را بزاره رو اونا و مشکلش کمتر هست

حالا این دانشجو را نگاه کنین که جای پاش نبوده و فرمول جدید سوار کرده ...

http://i33.tinypic.com/oi99br.jpg

حالا یه چیز دیگه . همه مشکلات چه جور خوابیدن یه طرف ، دقت کنید به عکس بعدی و ببینید که غیر از اینکه جا برای دانشجو نیست که بخوابه ، جایی برای ساکش هم نیست

تازه اگر دانشجو شانس بیاره یه ربع ساعت به هر روش که بلده بخوابه و کسی هم ازش عکس نگیره و آب تو گوشش نریزن و میخ تو دماغش نکنن و ...

تا اتوبوس ترمز بزنه همه ساکها میریزه رو سرش و از خواب میپره

http://i34.tinypic.com/2ytqvz6.jpg

این دوتا عکس هم خودتون تفسیر کنید :

http://i33.tinypic.com/2lbfa6e.jpg

http://i35.tinypic.com/2gwdheg.jpg

خودتون قضاوت کنین دانشجویی که شب تا صبح همین جوری  به خودش پیچیده و غلط خورده ، چه جوری میخواد فردا صبح بره تو معدن برای بازدید و یه چیزی یاد بگیره .

 

من هر چی بگم فایده نداره . کی منو تحویل میگیره ...

شما هم لطف کنین با هر مدل خوابیدنی موافق هستین تو نظرات بگید .

از بالا شماره 1 تا آخری شماره 6

 

اصلا و اصولا شیرازی ها به خواب خیلی علاقه دارن .

به همین خاطر هم هست که هر وقت با یه نفر دعواشون میشه سریع میگن :

 

... بریم بخوابیم تو سینه اش ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:41  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

رشته ما زمین شناسی هست و یکی از چیزایی که این رشته را از بقیه رشته ها متمایز میکنه فیلد هست .

این قسمتش برای رشته های دیگه هست :

فیلد عبارتست از یک گردش کاملا غیر علمی با مقاصد صرفاً تفریحی که سابقا به صورت مختلط و اخیرا به صورت جداگانه  در رشته زمین شناسی برگزار میگردد

 

یعنی اقلیت محروم (( پسران )) توی یک اتوبوس و جمعیت کثیر (( دختران )) توی بقیه اتوبوسها

این پدیده منحصر به فرد را میتونیم از جنبه های زیادی بررسی کنیم :

فیلدهای زمین شناسی که بیش از یک روز طول میکشه از طرف دانشگاه جوری برنامه ریزی میشه که شبها هم اتوبوسها در حرکت باشن . این کار حداقل دوتا نتیجه برای دانشگاه آزاد در بر داره :

1 – باعث صرفه جویی در تعداد روزایی میشه که دانشگاه موظفه به راننده ها بابت اون روزا حق ماموریت بده . یعنی با این روش فیلد چهار روزه را میکنن سه روز و یک روز کمتر به راننده حق ماموریت میدن .

 

2 – همچنین صرفه جویی در مبلغی که باید برای اسکان دانشجوها توی یک شهر دیگه بپردازن . یعنی دانشگاه موظفه برای مثلا 30 نفری که فیلد رفتن

 

هتل بگیره یا مسافرخونه بگیره

اصلا یه کله مرغی بگیره . لااقل یه آلونک هم باشه خوبه

که همین کار را هم نمیکنه . یعنی دانشجوها باید توی اتوبوس بخوابن .

 

تازه یک حق ماموریت ناچیز هم باید به استادیارهای محترم بدن که با این کار به اونا هم یه روز کمتر حق الزحمه میدن – خلاصه تا دلتون بخواد صرفه جویی میکنن

 

ما هم خیلی پررو هستیم ها ... حالا دانشجو 4 روز میخواد بره جزیره قشم دور بزنه برگرده دیگه هتل و اتوبوس خوب و این حرفا نداره که

 

. دانشجوی محترم جونش در بره تو همون اتوبوس بخوابه .

 

البته این صرفه جویی ها عواقبی هم در بر داره که حالا یکی یکی براتون میگم :

 

1 – احتمال بروز تصادف به علت بیخوابی راننده ها که نصفه شب هم پشت فرمون بودن

مثال : فیلد زمین شناسی اقتصادی بچه های ورودی 83 

مقصد : کرمان – معدن مس سرچشمه

 

http://i34.tinypic.com/14c87ll.jpg

 

البته یکی از دلایل بیخوابی و سر درد راننده ها هم میتونه این باشه که دخترا تو اتوبوسشون هی دست زدن و شعر خوندن و آقای راننده سرش درد گرفته و صبح ماشینش چپ و چول شده و تصادف کرده ...

 

2 – مجروح و مصدوم شدن دانشجوهای محترم

 

http://i33.tinypic.com/5p6w1.jpg

 

3 – گرفتن عکس های یواشکی از اساتید در حال خواب توسط دانشجوهای خبیس

 

http://i33.tinypic.com/ult0m.jpg

 

 

4 – به هم ریختن مدل موی پسرها و ایضا آرایش دخترها و اونوقت صبح روشون نمیشه از اتوبوس بیان پایین

پر رو نشید . این یکی را دیگه نمیشه عکسش را بزنم

 

حالا یه خاطره هم براتون بگم از فیلد قشم سال گذشته خیلی باحاله :

یه شب که بچه های زمین شناسی ایران تو ساحل شیب دراز ( ساحل جنوبی جزیره قشم ) قرار بود استراحت کنن ، قبل از خواب بچه ها با دکتر اسدی رفتن لب ساحل و دکتر براشون توضیح داد که اینجا محل تخم گذاری لاک پشت ها هست و تخم لاک پشت هم خیلی مقوی هست و بنیه را قوی میکنه و خیلی مقوی و محرک هست و خلاصه عربها هم خیلی دوست دارن و از این حرفا ...

خلاصه نصفه شب که من داشتم برای وبلاگ تو ذهنم مطلب ردیف میکردم و رفتم لب ساحل قدمی بزنم ، اگه بگم چی دیدم ... باورتون نمیشه ...

همه بچه ها چراغ قوه به دستشون تو ساحل داشتن زمین را میکندن

صحنه واقعا دیدنی بود ...

تازه فردا صبح دکتر اسدی بهشون گفت :

بابا فصل تخم گذاری لاک پشتها اردیبهشته و الان تازه دی ماه هست !!!!!!!!

 

این هم یه عکس از فیلد قشم سال گذشته و اینا هم جویندگان تخم لاک پشت :

 

http://i36.tinypic.com/1zzhl61.jpg

 

درباره اون اتوبوس هم میتونید خودتون تحقیق کنید و تو اتوبوسهای دانشگاه دنبالش بگردید . اسم راننده اش هم خلیل آقا هست . البته الان تعمیر شده و دوباره داره کار میکنه ولی از روی پلاکش میتونید راحت پیداش کنید .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:41  توسط آقا سینا  | 

* ازآن روزی که سربازی بپا شد *

* ستم بر مــا نشد ، بر دخترا شد *

* بسوزد آن که سربـازی بنا کرد *

* تمـام دختران را چشم براه کرد *

 

سلام

قبل از هر چیز یه ابهامی پیش اومده من قضیه را روشنش کنم :

 

بعضیا شایعه کردن که من ( سینا ) وبلاگ را سپردم دست کسی و خودم کشیدم کنار و از این حرفا .

بعضیای دیگه هم میگن " اصلا سینایی در کار نیست . سینا رفته سربازی ... "

خوب شاهد من همین وبلاگه دیگه .  البته بعضیا از روی دوستی بعضیا هم به خاطر دشمنی دیرینه ای که با من و این وبلاگ دارن این حرفا را میزنن .

 

http://i37.tinypic.com/2rwp25e.jpg

 

مهم نیست . گفتم سربازی چند تا سوال برام پیش اومد :

 

1 ) بعضیا ( بیشتر دخترا ) معتقد هستن :

پسرا حتما باید برن سربازی تا آدم بشن !

 

2 ) یه عده دیگه از دخترا هم معتقد هستن :

خیلی بعیده که پسری بره سربازی و برگرده و آدم شده باشه

 

3 ) یه عده خاص هم از دخترایی که چشم دیدن ما پسرا را ندارن میگن :

اصلا دولت داره هزینه اضافی برای پسرا میزاره . چون فایده ای نداره .

هیچ کدومشون آدم بشو نیستن . دولت داره پولش را دور میریزه ...

 

همه این حرفا را خود دولتمردان ما هم میدونن و شاید اونا هم معتقد باشن که از هر صدهزار نفری که میبرن سربازی یکیشون آدم بشه  ولی باز هم این هزینه را متقبل میشن

به نظر شما این همه هزینه برای اون یه دونه پسر از بین صدهزار نفر منطقیه ؟

 

به نظر شما و با خوندن این مطلب که تا اینجا براتون نوشتم :

***چرا دخترا را اصلا سربازی نمیبرن ***

 

http://i36.tinypic.com/aemn2t.jpg

 

 میدونم دخترایی که تا این قسمت از مطلب را خوندن دوست دارن سر به تن من نباشه ولی من که هنوز نظر خودمو نگفتم . اصلا هنوز چیزی در مورد دخترا نگفتم که کسی بخواد ناراحت بشه . چیزی هم نخواهم گفت .

 

همین جوریش هم کلی حرف پشت سرمون هست .

اگه حرفی هم بزنم که دیگه واویلا

من فقط یه سوال پرسیدم همه میتونید تو قسمت نظرات نظر خودتون را بنویسید .

خواهشا تو نظرات کاری به بقیه نداشته باشین .

میدون جنگ هم نیست . رعایت شئونات اسلامی و از این حرفا ...

خوب حالا فرض کنیم قانون سربازی رفتن دخترا هم تصویب بشه ،

 

اگر تو دوران خدمت پسرا و دخترا با هم باشن چی میشه

 

مثلا حالا که با هم نمیرن سربازی چه اتفاقی می افته ؟

درباره این موضوع صحبت کنید که :

 

به نظر شما تو دوران خدمت سربازی ،

. دخترا بیشتر دلشون برای پسرا تنگ میشه ؟

. یا یه خورده کمتر دلشون برای پسرا تنگ میشه ؟

 

http://i33.tinypic.com/xkx21j.jpg

 

این شعر و عکس هم برای اینکه یه خوده موضوع امروزمون به دانشگاه نزدیک بشه

 

داني كـــه چيست دولت ، ديدار يــار ديدن

يك چــــاي داغ لب سوز، با قند سركشيدن

عالي است با مكافات ، فوق ليسانس گشتن

وانگه سماق هــــــا را با دوستـــــان مكيدن

ما روز وشب به ناچار، شبكار و روز كاريم

امـــــا هميشه لنگيم ، بـــــــا اين همه دويدن

وقتي كه نيست پارتي هیچ سود عایدت نیست

در جستجـــوي هر كار ، هي گيوه ور كشيدن

 

http://i37.tinypic.com/2ywh5yp.jpg

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:40  توسط آقا سینا  | 

سلام به همه

قبل از هر چیز بگم که

وبلاگ روز شنبه به روز میشه

و مطلب هم درباره سربازی هست

 

همون جور که تو نظرات مطلب قبلی دیدین ، یه نفر از دانشجوهای دانشگاه خودمون یه جرقه ای تو ذهنش زده شده که اگر فکرش عملی بشه و شماها هم استقبال کنید کار بزرگی انجام میشه و میتونه راههای بیشتری برای ارتباط دانشجوها با هم برقرار کنه .

 

آدرس وبلاگ این دوستمون را براتون تو پیوندها گذاشتم

http://www.sadra-group.blogfa.com/

 

خلاصه مطلب اینکه من فکر میکنم این کار خیلی بزرگی هست و فقط با همکاری همه ما دانشجوها عملی میشه . من هم به عنوان یکی از وبلاگ سواران دانشگاه آزاد شیراز ، از این دوستمون حمایت میکنم و عضویت خودمو تو این گروه از همینجا اعلام میکنم .

 

این عکس هم داشته باشید تا شنبه که با مطلب جدید به روز میشیم :

 

/مهندس بیات و مهندس قاسمی – دو تا از بهترین اساتید بخش\

 

 

http://i33.tinypic.com/6z3pzo.jpg

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:40  توسط آقا سینا  | 

با سلام

ما دانشجويان ورودي84هستيم . درس عمليات ايران از 12 تا 15 تير ماه 87 به مقصد همدان به سرپرستي دكتر نوري و مهندس قياسي برگزار شد. چند نكته در اين باره مورد توجه هست كه لازم ميدونم بگم و از شما ميخواهم آن را در وبلاگ قرار دهيد :

اول اينكه مقدار چند صد هزار تومان براي هزينه خوراك و غيره در اختيار دكتر قرار داده بودند كه به بدترين وجه آن را خرج كرد ( به غير از يكي دو مورد كه غذا خوب بود ) مثلا در شب ورود به دانشگاه آزاد همدان دانشجويان را گرسنه به نمازخانه دانشگاه بردند و خود دكتر و پسر كوچكش و جناب مهندس قياسي  به محل خواب مناسب رفتند.

دوم اينكه براي يه درس يك واحدي دو روز تمام ما را به بالاي كوههاي همدان ( يال شمالي_ يال جنوبي_ و جاهاي ديگر كشاند و هر جا ميرسيد ميگفت نمونه جمع كنيد كه در آن گرما و تشنگي بچه ها و خستگي بيش از حدشان جالب توجه بود لازم به ذكر هست كه ناهار را ساعت 4 بعد از ظهر و آن هم با خوردن طالبي و نان سر كرديم .

سوم اينكه در بعد از ظهر روز سوم بچه ها را به غار عليصدر بردند كه چون ديدند بليط ورودي غار مبلغ 5000 تومان ميباشد گفتند شما اينجا پول را بپردازيد و بعد ما بهتان برميگردانيم چون پول نقد همراهشان نبود موقع برگشتن پولهاي افراد شهرستاني را دادند و بقيه را هم فرداي آن روز كه به دانشگاه جهت آوردن سنگها آمديم دادند

يك هفته بعد كه براي دادن گزارش فيلد به بخش مراجعه كرديم رستگار و نوري در بخش بودند كه به بچه ها گفتند بايد پول غار را پس بدهيد و اگر ندهيد نمره عمليات ايران شما رد نميشود و آن طور كه متوجه شديم يزدجردي و رستگار گفته بودند كه غار عليصدر جزء برنامه فيلد نبوده و بايد پولش را از بچه ها پس بگيريد و اين طور شد كه سر دانشجويان كلاه گذاشتند تا خودشان پول را بالا بكشند .

ما كه با اين پول فقير نميشويم ولي آنها هم به جايي نميرسند

این مطلب را یکی از بچه های زمین شناسی 84 برامون فرستاده بود که بسیار از ایشون تشکر میکنیم که با وبلاگ خودشون در ارتباط هستن و از این طریق حرفاشون را به گوش مسئولین دانشگاه میرسونن . ( ضمنا موضوع امروز ما هم جور شد )

کاش عکسی هم از این فیلد برامون فرستاده بود .

هرچند این مسئولین ، ککشون هم نمیگزه . ولی همین که بتونیم حرفمون را بزنیم خوبه .

در ادامه این موضوع ، براتون شعری مینویسم از یکی از بچه های 83 که بعد از فیلد درس زمین شناسی مهندسی برامون فرستادن .

از قضا این دو تا فیلد همزمان با هم برقرار شد و توی فیلد مهندسی هم همین مشکلات بود . تازه پولی هم برای هزینه های سفر در نظر گرفته نشده بود و ساعت 2 نیمه شب به بچه ها شام داده بودن . ( ساندویچ )

یکی معدن بدی بس تنگ و تاریک / و تونلهاش هم بسیــــــار باریک

پسرهـــــــــا جملگی آوازه خوانند / و دخترها همه خش خش کنانند

یکی از دختران هم زیر آفتاب / تمام پودرهای صورتش آب

سلامت از تونل بیرون شدیم ما / ز تاریکی آن حیرون شدیم ما

به هر کس داد معدن کیک با شیر / شدیم از این پذیرایی نمک گیر

ولی در راه برگشتن چه غمگین / تمام بچه ها بیحال و سنگین

که فیلد آخـــر سال آخـــــــریهاست / و دلها مملو از اندوه وغمهاست

*******************

گشنه و بیکار ناکامیم ما

همچنان اندر پی شامیم ما

معده ها سوراخ شد مردیم ما

شاممان را نیمه شب خوردیم ما

توضیح :

در بیت دوم منظور از خش خش ، همان صدای حاصل از ساییده شدن لباسهای بادگیر است که دختران پوشیده بودند

عکسی از این فیلد را قبلا زده بودیم . همون که همه پسرها و دخترا لباس معدن پوشیده بودن با چکمه های سفید ...

حالا برای اینکه دوباره خاطرات زنده بشه ی عکس دیگه براتون می زنم .

بچه های زمین شناسی مهندسی ، داخل یکی از واگنهای قطار سرنوشت :

http://i33.tinypic.com/2qns501.jpg

از این دست مسائل تو رشته زمین شناسی کم نداریم .

برای اینکه همه متوجه بشن که این موضوعها تکراری نیست و برنامه ی همیشگی دانشگاه هست ، عکسی هم از فیلد بچه های 82 براتون میزنم :

این هم تصویری از محوطه دانشگاه نیریز که بچه های زمین شناسی 82 رفته بودن فیلد و دانشگاه برای جای خوابشون نمازخونه اون دانشگاه را انتخاب کرده بوده

محوطه  را نگاه کنین .

وقتی این عکس را با دانشگاه خودمون مقایسه می کنیم ...

آدم غصه اش میگیره .

مثلا ما مرکز استان هستیم .

http://i34.tinypic.com/2v1uvbt.jpg

 

. همه این مسائل باعث میشه که این شعر را از اعماق وجود ،

- تقدیم کنم به مدیریت دانشگاه آزاد و بالاخص بخش زمین شناسی -

 

گمانم کهنه صیــــــــادی مگر نه ؟

در این فن الحق استادی مگر نه ؟

خراب آبـــــــاد بودی یادمان هست

ز پــــــول ما تو آبادی ، مگر نه ؟

تمـــــام پولهایم رفته بر بـــــــــــاد

تو پول من به گا دادی ، مگر نه ؟

تمــــــام آرزوهـــــــــــای قشنگم ،

تو بر بـــــــاد فنا دادی ، مگر نه ؟

به روز اول ترمت - چه شــــــادی

ز شـــادی غرق فریادی مگر نه ؟

ز بعد ایـــــــــن همه رنج و مشقت

یکی مدرک به ما دادی مگر نه ؟

به دردم کی خورَد این مدرک تـــو

ز بیکاری ما شــادی ، مگر نه ؟

ندانم چیستی ، امــــا گمانم ......

تو دانشگاه آزادی مگر نه ؟؟؟

این هم عکسی از دکتر امیری  که خوراکش فقط فیلدهای نصفه شب هست :

http://i33.tinypic.com/2wmq2l2.jpg

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:40  توسط آقا سینا  | 

سلام

بعد از اون همه مشکلات و اتفاقاتی که برای وبلاگ افتاد ، امروز اولین موضوع را براتون می نویسم . امیدوارم که خوشتون بیاد .

تو این مدت که وبلاگ تعطیل بود خیلی اتفاقات افتاد که من 3 تا از اونا را به عنوان موضوع اصلی امروز انتخاب کردم که به ترتیب براتون میگم .

البته چندتا موضوع حاشیه ای هم بوده ...

 

اول اینکه جمعه ای که گذشت مصادف بود با 2008/8/8   

البته این تاریخ برای بچه های ورودی 80 زمین شناسی آشنا هست . البته چون تو این وبلاگ زیاد به این تاریخ پرداختیم و برای این روز پیشاپیش سالروز گرفتیم ، کم و بیش بقیه هم یه چیزایی دست گیرشون شده .

 

1 ) وعده دیدار بچه های 81

روز دقیقش را نمیدونم ولی احتمالا سه شنبه یا چهارشنبه دو هفته پیش بود . هرچند تعداد دانشجوهاشون زیاد هم نبوده ولی جنبه شون بالا بوده و مختلط با هم دیدار کردن .

یه عکسی هم براتون دارم از این گردهمایی . جاش هم درست نمیدونم کجا هست .

مهم نیست .

 

راستی من تو این عکس آقای جمشید زاده را نمیبینم . احتمالا گرفتار مراسم ازدواجش بوده و نتونسته بیاد . ایشالله هر جا هست موفق باشه .

از طرف این وبلاگ و همه بر و بچه های زمین شناسی به آقا ابراهیم تبریک میگیم . ایشالله تا باشه از این مراسم ها تو رشته زمین شناسی .

 

http://i35.tinypic.com/wtszl.jpg

 

2 ) وعده دیدار بچه های 80

این یکی روز جمعه یازده مرداد بوده . باز هم تعداد دانشجوها کم بوده ولی فرقش با بچه های 81 این بوده که اینا فقط پسرها بودن ( ناخالصی نداشتن )

این هم عکس بچه های 80 به نظرم مراسم تو پارک آزادی بوده :

 

http://i37.tinypic.com/1128i86.jpg

 

3 ) جشن فارغ التحصیلی بچه های 83

قبل از هر چیز به همه بچه های زمین شناسی ورودی 83 هم تبریک میگم . انشالله تو همه مراحل زندگیشون موفق باشن . به گفته حاضرین که تو سالن بودن ، مراسم جشن خیلی خوب بوده و همه هم راضی بودن و از ما هم خواستن که از برگزار کننده ها تشکر کنیم .

و اما نکته جالب این جشن ( موضوع اصلی امروز ) این بوده که چون ریاست دانشگاه تو سالن نبوده ، از جناب دکتر قطمیری دعوت میشه که روی سن تشریف بیارن و برای بچه ها سخنرانی کنن ...

خلاصه دکتر قطمیری برای سخنرانی میره بالا و در حین صحبتهاش جمله ی بسیار بسیار بسیار بسیار قابل تاملی را بیان می کنه :

 

" تبحر من در اداره کلاس هست و متاسفانه در سخنرانی تبحری ندارم "

 

این قسمت برای دانشجوهایی که رشته زمین شناسی نیستن و زمین شناسهای ترم بوقی :

دکتر قطمیری از جمله اساتید رشته زمین شناسی هستن که بالاترین مدرک زمین شناسی را تو بخش دارن . اگر یادتون باشه قبلا هم در موردشون صحبت کرده بودیم . حالا یه بار دیگه شعرش را براتون میزارم اینجا تا یادتون بیاد :

 

كلاسش رو هوا و پر هيــــاهو / يكي ترشي خورد الباقي كاهو

يكي تلفن به دستش ديگري خواب / يكي بر روي كرسي ميخورد تاب

همه دانشجوان خشنود و راضي / همه تــوي كلاس مشغول بازي

كلاسي پــر صدا و بس شلوغ است / همه گويند استادش چه بوق است

 

این هم دکتر قطمیری در حال سخنرانی در جشن بچه های 83

 

http://i35.tinypic.com/nmak2w.jpg

حالا به عنوان سند این فیلم را که از یکی از کلاسهای دکتر قطمیری ( ملقب به قطی ) گرفته شده براتون اینجا گذاشتم تا خودتون متوجه بشین که :

 

. تبحر اداره کلاس ، نزد استادان دانشگاه آزاد است و بس .

 

http://www.box.net/shared/qxzv8jlbte

نقش آفرین این فیلم به یادماندنی یکی از دوستان خوبمون هست که متاسفانه نمیتونیم اسمی ازش تو وبلاگ بیاریم اما کارگردان ، نویسنده و فیلمبردار این اثر جاودانه مهندس مهدی رحمانیان هست . این هم عکسی از جشن فارغ التحصیلی بچه های 83 که باز هم برای همشون آرزوی موفقیت و سربلندی داریم .

 

http://i38.tinypic.com/ta3t6t.jpg

 

... خبر جدید ... خبر جدید ... خبر جدید ...

 

با خبر شدیم که جناب حجت خان ( از بر و بچه های با صفای زمین شناسی توی هفته آینده مراسم ازدواجشون برگزار میشه و از همه بچه های زمین شناسی هم دعوت کردن .

ما هم به نوبه خودمون به ایشون تبریک میگیم و براشون هزار هزار تا آرزوی خوب داریم

این هم عکس آقا حجت به همراه عکس دوران بچگیش :

 

http://i34.tinypic.com/9u7pxg.jpg

 

این همه به همه تبریک گفتیم خودمون را یادمون رفت .

دیروز ( یکشنبه ) روز تولد من بوده . به همین مناسبت هم به خودم کلی تبریک میگم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:40  توسط آقا سینا  | 

سلام به همه

 

من سینا هستم . همون مدیر وبلاگ سابق

اینجا هم همون وبلاگ راز 80 هست .

بعضیا فکر میکنن با هک کردن وبلاگ من میتونن منو از این هدفی که دارم دور کنن .

 

* البته هک شدن وبلاگ ما نکات مثبتی هم داشت *

 

1 – دشمن شاد شدیم

یعنی همون بچه های 81 که وبلاگشون به دست توانای یکی از بچه های 80 هک شده بود و از این بابت هم  دماغشون بسیار سوخته بود ، بالاخره به حرف اومدن و از هک شدن وبلاگ ما ابراز خرسندی و خوشحالی کردن و به اصطلاح دلشون خنک شد .

و اما بازگشت من و ادامه کار وبلاگ باعث شد همه این بیچاره ها تو ذوقشون بخوره

در واقع هدف اول نواختن توپوزی به دشمنان و بدخواهان وبلاگ بود که بحمدالله حاصل شد

مخصوصا این بچه های 81 که جای سوختنشون هنوز خوب نشده بود ، که ناگهان به صورت مضاعف دچار حریق شدند .

 

2 – تبلیغات وسیعی برای وبلاگمون شد

این مورد باعث شد اسم وبلاگ تو زبونا بیشتر بچرخه و به بهانه اینکه وبلاگ راز 80 هک شده تعداد بازدید کننده ها بیشتر شد و حتی کسانی که مثل بیسوادها فقط عکسهای وبلاگ را دید میزدن و نظر نمیدادن هم به حرف اومدن و ما هم فهمیدیم با کی طرفیم و تو دل بازدید کننده هامون چی میگذره

 

3 – دوستانمان را شناختیم

خبر هک شدن وبلاگ باعث شد تا وبلاگهایی که واقعا دلشون با ما هست مشخص بشن و ما هم فهمیدیم دوستان واقعیمون کیا هستن . لازم هم نیست اینجا اسمی ازشون برده بشه . چون ممکنه بقیه ناراحت بشن ولی همینجا از همشون تشکر میکنم . همین که نگران وبلاگ ما بودن دستشون درد نکنه .

 

4 – حساب بردن بقیه بدخواهان از سیستم مدیریت و امنیت وبلاگ راز 80

همچنین این مسئله باعث شد که همه اون کسانی که فکر هک کردن وبلاگ به سرشون زده بود حالیشون بشه که از این خبرا نیست و حالا حالا ها باید تو کف هک شدن وبلاگ من یا تعطیلیش بمونن

اگر کسی فکر هک کردن وبلاگ به سرش بزنه بدونه که همه خانواده اش را هک می کنم 

من که ول کن نیستم . من اینقدر پررو هستم . مگه به این راحتی وبلاگ را تعطیل میکنم ...

 

5 – بازدید کننده نماها را شناختیم 

فهمیدیم که این فحشها و توهینهایی که تو نظرات دیده میشه کار همین بی جنبه هایی هست که قصد تعطیلی وبلاگ و تفرقه افکنی بین بازدید کننده های متشخص و با فرهنگ این وبلاگ را دارن و خوشبختانه تیرشون به سنگ خورد . الان هم جهت خنک کردن نشیمن گاهشون باید به اتفاق بچه های 81 به استخر کوثر یا انقلاب مراجعه کنند .

 

برای اینکه فضا عوض بشه  عکسهای از دانشگاه براتون دارم . 

تو این فصل گرما هر روز کولرهای دانشگاه روشن هست تا خدایی نکرده هیچ دانشجویی احساس گرما نکنه . اما به نظر میرسه که روشن بودن کولرها به تنهایی کافی نیست .

اینجا کتابخونه دانشکده انسانی هست و این هم دهنه کولری هست که برای دانشجوها که دارن درس میخونن گذاشتن .

 

http://i37.tinypic.com/prvps.jpg

 

این 2 تا عکس هم بدون توضیح اختصاصا برای دانشجوهای زمین شناسی :

http://i36.tinypic.com/nbxm54.jpg

http://i36.tinypic.com/2ldin91.jpg

 

خیلی وقت هم هست که به اساتید و دانشگاه گیر ندادیم :

تقدیم به دانشجوهایی که ترم تابستون هم دست از سر دانشگاه بر نمیدارن

 

همچنان از دست این استادها / صد فغانهــا دادهــا بیدادهـــا

دائم التحصیل گشتیم ای هوار / میرسد بر عرشمان فریادهــا

آذر و آبان و فروردین و مهر / بهمن و تیر و دی و مردادهـا

با عروس این تجارتخانه آزاد ول /  دائمی شد عقد ما دامادهـــــا

 

 

*** خبر توپ توپ توپ ***

 

تو مطلب بعدی براتون ی تیکه فیلم دارم خفن . فیلم داخل یکی از کلاسهای صدرا هست و رشته زمین شناسی – دانشجوی محترم فلاسک چایی آورده سر کلاس هی چایی میریزه هی میخوره – قند و کلوچه و خلاصه بساط جوره جوره

استاد هم سرش زیر مثلا داره درس میده . اسم استادش هم نمیگم تا هفته بعد ...

حتما حتما هفته بعد وبلاگ را ببینین و این فیلم را دانلود کنید .

هر کس نبینه ضرر کرده . کاملا هم مشخصه که این کلاس چه درسی هست و استادش کیه .

از این که این فیلم به دستم رسیده در پوست خودم نمیگنجم .

روزشماری میکنم تا هفته بعد که میخوام این فیلم را براتون بزارم تو وبلاگ .

فعلا خدانگهدار

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:39  توسط آقا سینا  | 

سلام به همه

 

امروز میخوام در مورد مسائلی که این مدت اتفاق افتاده براتون تو ضیح بدم

 

همه شمایی که مدتها هست تو این وبلاگ نظر میدین و با ما همراه هستین ، مخصوصا اون قدیمیها ( ورودیهای 79 ) بارها دیدین که اتفاقاتی افتاده که بعضیا ناراحت شدن یا قهر کردن و گفتن دیگه نمیان تو این وبلاگ یا دیگه نظر نمیدن . من شخصا خودمو زیاد مقصر نمیدونم .

من هر وقت خواستم عکسی از کسی تو وبلاگ بزنم قبلش ازش اجازه میگیرم . البته اگه بتونم پیداش کنم . حتی بعضی وقتها یه عکسی بدون اطلاع صاحبش میزنم و وقتی صاحب عکس خبر دار شد و از من ناراحت شد عکسش را پاک می کنم . نمونه اش عکس آقای قیاسی تو مطلب 3/6 و عکس آقای دهقانیان مطلب 14/4 و مطاب قبلی که خیلی قدیمی هست و شاید شما یادتون نباشه

 

بارها هم گفتم و خواستم که با مطالب و عکسهام ثابت کنم که من با هیچ دانشجویی مشکل ندارم و هر مشکلی هست با دانشگاه و اساتید هست و تازه اونم با چند تاشون . با بقیه کاری نداریم و فقط شوخی میکنیم .

 

نمونه اش هم همین مطلب قبلی که یکی از دانشجوها با من کل کل کرد و گفت از من عکس نداری یا جرات نداری از من عکس بزنی تو وبلاگ و ...

من هم برای اثبات اینکه عکس دارم و شماره موبایلش هم دارم فقط یه نظر تو نظرات وبلاگ گذاشتم .

خودش هم میدونه که این چیزایی که گفتم دارم . معذرت خواهی هم از کسی نکردم . ( قابل توجه اونا که از طرف من یا به اسم من از طرف معذرت خواهی کردن )

و اما اون ماجرای کزایی که براش پیش اومده بود تو درس نقشه برداری که خودش به تنهایی میتونست یکی از مطالب انتقادی من باشه برای دانشگاه .

به نظر من اون ماجرا چیزی از این نامه که من تو مطلب قبلی گذا شتم کم نداره .

ولی همه دیدین که اون ماجرا را هم به جز یه اشاره ی مختصر چیزی ازش نگفتم در صورتی که از تک تک عوامل اون ماجرا عکس دارم و می تونم با عکسهام ثابت کنم که اون استاد نقشه برداری کارش همین بوده و حتی تو درس فتوژئولوژی هم با خیلی از دانشجوها  همین رفتار را داشته .

 

اون دسته از دانشجوهایی هم که فکر میکنن من میترسم با اسم خودم مطلب بنویسم ، یا خیلی ساده لوح هستن یا خودشون را زدن به کوچه علی چپ .

ضمنا من اگر قرار باشه از کسی بترسم باید از دانشگاه و مدیریتش و اساتید بترسم

من با دانشجوها کاری ندرم که ازشون بترسم .

 

این همه نشونه تو همین وبلاگ هست که من کی هستم .

از همه راحت تر همین نامه ای که من گذاشتم تو وبلاگ همه مشخصاتش را پاک کردم به جز شماره نامه و هم شما هم همه کارمندهای دانشگاه میتونن برن دبیرخونه و شماره نامه را بدن و اسم من روش نوشته ببینن

اتفاقا مخصوصا شماره را پاک نکردم ولی بعضیا مثل اینکه کور هستن .

تازه بعضیا که خودشون به من میگن میترسی با اسم خودت مطلب بنویسی ، خودشون حاضر نیستن با اسم خودشون حتی نظر بدن .

همین دانشجو که معترض بود به من چون نظر خصوصیش را گذاشتم که همه ببینن ، این شهامت را پیدا کرد که دوباره با اسم خودش نظر بده .

 

به هر حال من به اون دانشجو نشون دادم که اطلاعاتم از اون زیاده ولی تو وبلاگ نزدم تا ثابت کنم که ما دانشجوها نباید با هم مبارزه کنیم . همون جور که تو نظرات مطلب قبلی هم نوشتم من با هیچ دانشجویی مشکل ندارم و هدف من هم از این وبلاگ اینه همه با هم متحد بشیم و جنگ و دعواهای بین خودمون را کنار بزاریم

هدف همه ما یکی هست

چیزی که برای من عجیبه اینه که دانشجویی که خودش از این سیستم مدیریت ضربه خورده چرا اینهمه سنگ دانشگاه را به سینه میزنه ؟

 

به هر حال خیلی از شما منو میشناسین یا حداقل قیافه منو دیدین . منم یکی از شما هستم . منم از این دانشگاه لعنتی ضربه خوردم . فقط فرق من و شما اینه که مطالب وبلاگ را من مینویسم و شما نظر میدین .

برای اینکه این فرق هم نباشه من همیشه تو نظرات خودم هم نظر میدم تا نشون بدم منم مثل همه شما هستم .

 

بیشترین چیزی که تو نظرات منو ناراحت میکنه اینه که بعضیا ( حیف اسم دانشجو که روشون بزاریم ) میان  به بقیه بازدید کننده ها توهین میکنن . بعضیا مثل اینکه اینجا را با خونه خودشون اشتباهی گرفتن و هر حرفی که تو خونه به خانواده خودشون میزنن را تو نظرات مینویسن .

 

بارها گفتم اگر کسی تو نظرات به من فحش بده و بد و بیراه بگه نظرش را پاک نمیکنم ولی به بازدیدکننده ها توهین نکنید .

من که نمیتونم از صبح تا شب نگهبانی بدم ببینم کی به یکی دیگه فحش داده و نظرش را پاک کنم .

 

به هر حال

به خاطر این اتفاقات که این مدت افتاد – به خاطر اونایی که فرهنگ وبلاگ و مکان عمومی نداشتن – و به خاطر خودم ، وبلاگ را یه مدت تعطیل میکنم ولی نظرات بازه . هر نظری دوست دارین توش بنویسین

به من و هر کس دیگه هم خواستین فحش بدین مهم نیست نظر هیچکس را پاک نمیکنم . ولی قبل از اینکه هر نظری بدین یه خورده فکر کنین ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:39  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

مطلب امروز را اختصاصا تقدیم میکنم به دکتر رستگار و دکتر یزدجردی

و همه کسانی که فکر میکنن من ( مدیر این وبلاگ ) عقده ای یا روانی هستم ...

 

موضوع امروز اصلا خنده دار نیست . لطفا تا آخرش کامل بخونین ...

 

طبق قانون آموزش هر استاد موظف است 3 روز بعد از هر امتحان

برگه ها را تصحیح کرده و به آموزش تحویل دهد . 

 

امتحان پایان ترم درس ژئوفیزیک – ترم دوم سال 85-86

تاریخ امتحان 3/4/86 ........... استاد : دکتر اسدی

تاریخ تحویل نمره ها به آموزش : 25/5/86

 

که مثلا این گروه افتاده ها نتونن درس ژئوفیزیک را تابستون هم بگیرن ...

 

تعداد افتاده ها حدودا 30 نفر که اکثرا از پسرها بودن و همون گروهی بودن که نامه کذایی را در اعتراض به وضعیت بد آموزشی دانشگاه امضا کردن و فرستادن تهران و اکثرا بار دوم یا سوم بود که ژئوفیزیک میگرفتن ... 

 

حالا میخوام ادامه سرنوشت یکی از این دانشجوها را براتون بگم :

 

قبل از اینکه ترم بعد شروع بشه ( ترم اول 86-87 ) این دانشجو درخواستی مبنی بر گذراندن این درس به صورت غیر حضوری به آموزش ارائه میده

حالا این عکس را ببینید :

 

http://i34.tinypic.com/io0pah.jpg

 

از همه خواهش میکنم به متن این نامه و تاریخهاش کاملا توجه کنید .

تاریخی که در زیر نامه دورش خط کشیدم در واقع تاریخ تشکیل جلسه آموزشی هست برای پاسخ به درخواست اون دانشجو که حتما حداقل یک هفته قبل از این تاریخ درخواستش را داده به آموزش . تاریخی هم که در بالا هست تاریخ ارسال نتیجه شورای آموزشی به اداره پست جهت تحویل به دانشجوی مورد نظر هست ...

 

با این احتساب که حداقل سه روز هم طول بکشه که این نامه به دست دانشجو برسه

با یه جمع و تفریق ساده متوجه میشین :

مدت زمانی که دانشجو درخواست آموزشیش را تحویل داده

تا وقتی جواب گرفته باشه میشه : 8 ماه و 10 روز

( معادل شهریور 86 تا خرداد 87 )

 

و جالب اینکه درخواست دانشجو برای گرفتن درس غیر حضوری در مهرماه سال 86-87 بوده و جواب درخواستش وقتی به دستش رسیده که ترم دوم همون سال هم رو به اتمام بوده

حالا شما بگید آیا برای همچین دانشگاهی با این روند اداری و سیستم مدیریتی نباید جک بسازیم و شعر بنویسیم ؟

آیا تعداد وبلاگهایی که درباره این مسائل مطلب مینویسن کم نیست ؟

 

این مطلب برای خنده نبود ...

یک لحظه خودتون را جای این دانشجو بزارین . وقتی این نامه به دستتون میرسه اونم با جواب منفی چه حالی بهتون دست میده ... 

 

 

فکر نمیکنید دکتر اسدی عمدا نمره ها را دیر به آموزش داده تا اونایی که قرار بوده پاس نشن ، مجبور باشن که برای یک درس دوباره از اول مهر بیان دانشگاه ؟؟؟

 

جناب دکتر رستگار :

هنوز فکر میکنید کسانی که این وبلاگها را میسازن یه مشت آدم بیکار هستن ؟

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

همان يك لحظه اول ، كه اول ظلم را ميديدم از (( استـــــاد بي وجدان ))

من این دانشگه آزاد را با اندکی زيبايي و بسيار زشتيها ،

به روي يكدگر ويرانه ميكردم

 

راستی دیروز مصادف با ۲۰ تیر ماه بود .

سالروز جشن فارغ التحصیلی بچه های زمین شناسی ۸۲

سایشون که مدتی تعطیله . عیب نداره ما همینجا براشون مراسم میگیریم .

انشالله هر جا هستن موفق و سربلند باشن

این عکس هم تقدیم به همه بچه های با صفای ۸۲

 

http://i35.tinypic.com/atvhoy.jpg

راستی توهفته آینده یک روز مهم هست و اونم روز مرد هست

به همین مناسبت هم کنسرت موسیقی ارکستر ملی به رهبری استاد فرهاد فخرالدینی در باغ عفیف آباد برگزار میشه . بلیط کنسرت هم 10000 تومن .

ولی باور کنید ارزشش را داره

خواننده هم که سالار عقیلی هست . 

یکی از بهتر اجراهای این گروه همون سرود ملی قدیمی هست با این شعر :

 

نام جاوید ای وطن - صبح امید ای وطن

وطن ای هستی من - شور و سر مستی من

جلوه کن بر آسمان - همچو مهر جاودان

بشنو سوز سخنم - که هم آواز تو منم

همه ی جان و تنم - وطنم وطنم وطنم وطنم

 

اگر تا حالا نشنیدین حتما از این لینک به صورت زیپ شده دانلود کنید . خیلی قشنگه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:39  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

اول به همه اونایی که نظر میدن یا سوالی تو نظرات از من میپرسن یا نظر خصوصی میدن و سریع هم انتظار جواب دارن بگم :

من که از صبح تا شب بیکار نیستم پای اینترنت نشسته باشم فقط به این وبلاگ سر بزنم

من هم کار و زندگی دارم و تو وقتهای اضافی که دارم اینجا را راه انداختم

 

آخه هر کس یه نظر خصوصی میده و من نمیرسم به درخواستش جواب بدم فوری یه دری وری میگه و میگه من دیگه آخرین باری هست که میام اینجا چون جواب منو ندادی

 

آخه شاید من یه هفته ای اصلا خونه نباشم که به وب سر بزنم

شاید فیلد باشم ... چه می دونم . بیخیال اصلا .

 

توی مدت زمان تحصیلتون یه چیز مشترک بین همه پسرها و دخترها وجود داره و اونم یه لباس هست که همه باید بپوشن .

اونم لباس فارغ التحصیلی هست با اون کلاه خنده دارش

 

http://i32.tinypic.com/6gwt37.jpg

 

ولی امروز میخوایم درباره یه لباس دیگه حرف بزنیم که تا حالا فکر میکردیم فقط پسرهای زمین شناسی  میپوشن ...

از بچه های ورودی 79 :

 

اصلا تعجب نکنید .

ایشون نه غواص هستن ... نه از جنگ برگشته و نه شیمیایی شده

این آقا دانشجو هست و اینجا هم دانشگاه خودمون هست ...

این اتاق هم همون اتاق مقطع گیری هست پشت ساختمون آزمایشگاه رازی

این لباس را همه پسرها قبل از فارغ التحصیلی باید بپوشن ( درس عملیات صحرایی )

فقط پسرها ولی همشون و همه ورودیها :

 

عکس زیری از بچه های 80 و 81 :

 

http://i27.tinypic.com/12349s6.jpg

 

http://i32.tinypic.com/2ikcfb7.jpg

 

کسانی که تو مدت 4 سال یه سری مشکلاتی توی دانشگاه با دخترها داشتن و دق دلیهای زیادی دارن از خیلیها ، خیلی دوست دارن سرگروه عملیات صحرایی  بشن .

 

چون نمرات درس صحرایی دست همین سرگروهها هست

 

یعنی هر نمره ای که سرگروهها به بچه ها بدن همون براشون ثبت میشه و نمره خود سرگروه هم که از قبل 20 هست

 

به همین خاطر این یه فرصت عالی برای پسرها هست برای انتقام گرفتن از باندهای مخوف دختران و موضوع جالب تر اینکه تا حالا مشاهده نشده که تو درس صحرایی یکی از دخترها سرگروه باشه .

( ... بچه بازی که نیست ... )

 

ولی انصافا چون دخترها خیلی تو این مدت 4 سال پسرها را اذیت می کنن این فرصت لازمه که یه خورده هم پسرها دخترها را بچزونن

البته هر کس سرگروه میشه باید نزدیک به یک ماه توی دانشگاه بیاد و این لباس را بپوشه و سنگها را برش بده

به هر حال انتقام گرفتن این چیزا را هم داره دیگه . ولی میصرفه ...

این هم عکس بچه های 82

 

http://i31.tinypic.com/20hko6h.jpg

 

حالا یه چیزی این وسط هست که من تا حالا فکر میکردم که فقط پسرها این لباس را می پوشن ولی یه عکسی تازگی به دستم رسیده و فهمیدم که دخترهای زمین شناسی هم این لباس را باید بپوشن

 

http://i30.tinypic.com/20krkzq.jpg

 

بالاخره دل ما هم خنک شد که دخترها هم از این کارا بکنن و همش این حمالی ها کار پسرها نباشه .

این عکس جالب از یه فیلد زمین شناسی دانشجوهای ترم آخر هست و به گفته کسی که ارسالش کرده این فیلد مربوط به دیروز میشه  داغ داغ ...

 

ضمنا یه چیز جالب تو عکس بالایی هست که تو همه مشترکه و اونم کلاه سفیدی هست که سر همه دانشجوها هست .

نظر شما درباره این کلاه چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پیشنهاد من از طرف این وبلاگ اینه که از روز اول دانشگاه به جای اینکه هی زیرآب همدیگه را بزنیم ، دختر و پسر با هم رابطه بهتری داشته باشن و اصل گفتگوی تمدنها را از روز اول پیاده کنن تا نیازی به انتقام و چزوندن و این حرفها نباشه

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:39  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

امروز یه موضوع کاملا علمی داریم  :  ( در حد بوندس لیگا )

موضوع امروز درباره قانون بقای ماده و انرژی هست . البته چون این موضوع را نیوتن قبلا تو وبلاگش نوشته ، ما هم به تناسب موضوعات وبلاگ خودمون این قانون را با کمی تغییر خدمتتون ارائه میکنیم ...

 

قانون بقای جزوه و تحقیق در دانشگاه آزاد

طبق قوانین نیوتن :

* انرژی خودبه خود بوجود نمی آید و از بین هم نمیرود *

* بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود *

 

امروز میخوایم این قانون را برای دانشگاه آزاد تعمیم بدیم :

 

مثال از رشته زمین شناسی 1 )

 

از سال تحصیلی 81 – 82 که کل آزمایشگاههای زمین شناسی از دانشکده مهندسی به دانشکده انسانی منتقل شده تمام گروههای درس نقشه برداری فقط محوطه اطراف دانشگاه را به عنوان پروژه نقشه برداری میکنن و خوب طبیعی هست که بعد از یک سال همه نقشه ها تکراری میشه ...

* بنابراین از سال دوم نقشه های جدید بوجود نمی آید *

* بلکه از دانشجویان ترم قبل به ترم جدیدها منتقل میشود *

 

مثال از رشته زمین شناسی 2 )

 

تعداد عکسهای هوایی بخش زمین شناسی محدود هست و حداکثر بعد از 2 سال ( 4 ترم ) نقشه هایی که بچه ها برای این درس ارائه میدن تکراری میشه بنابراین از نقشه های ترم قبل کپی میشه ...

مثلا ابوذر تو خاطراتش گفته که من تا حالا چهار بار نفشه منطقه داریان را برای بچه های عملیات صحرایی کشیدم و دیگه حالم از اسم داریان به هم میخوره .

 

در مورد گزارش فیلد هم که دیگه خودتون میدونید . الان چند ترم هست که بچه های ملیات زمین شناسی ایران با دکتر اسدی میرن قشم . خوب حتی اگه کسی از رو دست کسی کپی هم نزنه همه ی گزارشها مثل هم میشه . چون همه میخوان در مورد سازند میشان بنویسن و تاریخچه منطقه و ...

 

این دو تا عکس زیری را نگاه کنید :

عکس اول از بچه های زمین شناسی ورودی 81  

درس زمین شناسی ساختمانی استادش هم که دکتر یزدجردی هست

گسل معروف جاده کازرون :

 

http://i32.tinypic.com/kdal9h.jpg

حالا این عکسو ببینید : بچه های زمین شناسی ورودی 82

درس زمین شناسی ساختمانی استادش باز هم دکتر یزدجردی

... چقدر این منطقه برام آشنا هست ...

 

http://i25.tinypic.com/2553wpj.jpg

 

از این دو تا عکس یه نتیجه دیگه هم میشه گرفت :

بچه های 81 جنبه شون در حدی نبوده که پسر و دختر باهم ببرن فیلد ولی بچه های 82 آخر مرام و جنبه و فیلد مختلط و ...

چاکرتیـــــــــــم ...

 

بنابراین :

 

* هیچ جزوه و تحقیقی در دانشگاه آزاد خود به خود بوجود نمی آید *

* و خود به خود هم از بین نمی رود *

* فقط از دانشجویی به دانشجوی دیگر منتقل میشود *

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:38  توسط آقا سینا  | 

سلام به همه

موضوع امروز تقلب هست ولی با موضوع تقلب قبلی فرق داره .

سه تا تقلب به یاد ماندنی را براتون تو این چند سال تعریف میکنم و چندتایی هم عکس جدید براتون دارم ... اول این عکسها را ببینید ...

http://i28.tinypic.com/25ilu2h.jpg

خاطره اول :

ترم دوم سال 80-81 یکی از بچه های 80 به اسم ابوذر رفت سر جلسه امتحان پایان ترم و به جای محمد امتحان داد . درس زبان عمومی ... استادش هم : دکتر خلیلی . اینقدر اون روزا دانشگاه بی در و پیکر بود که نه کارت ورود به جلسه ای بود نه شماره صندلی ... هیچ

خلاصه ابوذر از 12 نمره پایان ترم گرفت 5/11 و محمد هم از میانترم 8 نمره ای 4 گرفته بود و رو هم شد 5/15 و به سلامتی محمد آقا پاس شد .

جالب اینکه ترم بعد که ابوذر خودش زبان عمومی گرفت رو هم رفته از 20 شد 13 ...

 

http://i26.tinypic.com/25hn6f4.jpg

http://i28.tinypic.com/14nd4oz.jpg

خاطره دوم :

همون سالها بود که دکتر اسماعیل بیگ هم زمین شناسی تاریخی درس میداد و هر بار که کوئیز میگرفت سوال آخرش این بود که time scale را كامل بنويسيد . ما هم همیشه یه برگه از قبل داشتیم که روش time scale را نوشته بوديم و تا میگفت میخوام کوئیز بگیرم فوری همون برگه را در میاوردیم و پشتش سوالها را مینوشتیم . ( در واقع از قبل جواب سوال آخر را نوشته بودیم ) خیلی حال میداد ...


http://i28.tinypic.com/2wmq5c2.jpg

خاطره سوم : ( جالب ترین سوژه تقلب دانشگاه )

ماجرا از اون جا شروع میشه که ابراهیم جمشید زاده ( مدیر سابق مرکز رایانه زمین شناسی ) یعنی تابلو ترین دانشجوی زمین شناسی که همه دانشجوهای همه ورودیها و استادها و کارمندای دانشگاه هم می شناختنش قرار بود جای مهدی رحمانیان امتحان بده ( مهدی رحمانیان هم استادیار نقشه برداری بود و کسی هم نمیشناختش ) درس ریاضی 1 استادش هم آقای کلاهی ...

روز امتحان استاد به ابراهیم گیر داد و گفت تو رو من نمیشناسم . تو سر کلاس من نبودی

ابراهیم هم هی میگفت من مهدی رحمانیان هستم سر کلاس هم بودم ...

خلاصه تو همین حال و هوا بود که یهو مهندس فلاح از راه رسید و گفت :

آقای جمشیدزاده مشکلی پیش اومده ؟ 

خلاصه میخواستن ادای محمد و ابوذر را در بیارن توش موندن .

اون ترم به مهدی رحمانیان دادن 25/0

http://i29.tinypic.com/wwgjso.jpg

حالا به عنوان یک سند معتبر از دانشگاه خودمون این عکس را براتون انتخاب کردم البته اسم این دانشجو را بعضیا میدونن ولی لطفا اسم کسی را تو نظرات ننویسین .

اگر کسی اسم این دانشجو را تو نظرات بنویسه نظرش را پاک می کنم ...

 

http://i30.tinypic.com/25rnjuc.jpg

 

دیوار پشت سر این دانشجو دقت کنید تا باورتون بشه که اینجا دانشگاه آزاد شیراز هست ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:38  توسط آقا سینا  | 

سلام

تو این هفته این سومین مطلبی هست که براتون می نویسم

البته امروز موضوع خاصی نداریم فقط چون این روزها روزهای امتحان هست اومدم که یه هدیه کوچیک به همه بدم که حداقل شاید به دردتون بخوره  ...

هدیه ما در راستای اعتلای فرهنگ والای پاچه خواری هست

پاچه خواری مراحل و طبقات مختلفی داره . به عنوان مثال :

 

ریش گذاشتن و استفاده از پیرهن مشکی :

لازمه این نوع پاچه خواری اینه که شما تو فامیلتون یکی را داشته باشین که به راحتی بتونین اونو روونه قبرستون کنین . مثلا یکی از بچه های 80 به اسم (( محمد س )) یه عمه ای داشت که فکر میکنم دست کم 10 بار طعم مرگ را چشیده باشه

 

البته مراحل دیگه ای هم داره که باید قبل از امتحانها دست به کار بشین و مثلا از اول ترم یا از دوماه قبل پروژه را شروع کنین . مثل یکی دیگه از بچه های 80 به اسم (( محمد ر )) با مهندس ثابت گرم گرفت و برگه ساختمانی پایان ترم را سفید داد و گرفت 12

 

در روش بعدی میتونین یه وبلاگ بسازید و توش از استادتون هی بد بگین و براش شعر بسازین تا خودش هم ببینه و برای اینکه از شرتون خلاص بشه نمره را بهتون بده و ... مثلا من بعد از 4 ترم ژئوفیزیک را پاس بشم .

 

در برخی موارد روشهای مادی هم کاربرد داره . مثلا درس ریاضی 1 که با استاد مظلوم ارائه میشد و هر کس ربع سکه را میداد پاس بود ... بیچاره (( ایمان ج )) تا در خونه مظلوم هم رفت و هی التماس کرد ولی روش نشد ربع سکه را در بیاره و افتاد ...

 

امروز ما میخوایم یکی از روشهای غیر حضوری را خدمتتون عرض کنیم .

البته ماشالله هزار ماشالله همه خودتون استاد هستین ...

 

 

http://i32.tinypic.com/1o8wwj.jpg

 

به بهشت نمی روم ،

........................... اگر مادرم آنجا نباشد

 

http://i30.tinypic.com/2s67acm.jpg

این هشتاد و هشتمین مطلبی هست که تو این وبلاگ نوشته میشه ...

تقدیم به همه مادران ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:38  توسط آقا سینا  | 

سلام به همه

 

شرمنده که هفته ای یکبار بیشتر نمیتونم بهتون سر بزنم .

همین یک هفته یکبار هم کلی دلم براتون تنگ میشه .

 

یه توضیحی درباره موضوع امروز بدم که عکسهاش را یکی از دانشجوهای جغرافیا زحمتش را کشیدن و قسمتی از موضوع هم خود شما تو نظراتتون تو مطلب قبلی گفته بودین که از همه تشکر میکنم .

موضوع امروز درباره همون مسیر دانشگاه هست که داره سیمانی میشه . 

 

http://i27.tinypic.com/f1ejax.jpg

 

همون جور که میدونید بالاخره مسئولین دانشگاه تکونی به خودشون دادن و در جهت رفاه حال دانشجویان محترم ( مشتریهای محترمشون ) قدمی برداشتن .

 

البته کاری به مسائل زمین شناسی نداریم که لایه های زیرین از جنس آسماری جهرم بوده و رازک و فرسایش باعث شده به صورت خاک در بیاد و روش یه لایه کنگلومرا با روکش سیمان و ... از این حرفا .

 

تا قبل از این بیشتر شبیه به دانشکده شلمچه بود تا شیراز

یا مثلا اگه یه خورده توهم میزدین پشت اون خاکریزها

میتونستید عراقیها را هم ببینید یا همکلاسیهاتون

که جلوتر از شما پاشون رفته رو مینا و ...

 

یه نفر هم توی نظرات قبلی گفته بود مثل متروی شیراز نشه که 10 سال طول بکشه که ما همینجا به همه شما این مژده را میدیم که این پروژه خیلی زودتر از پروژه متروی شیراز تموم میشه . دلیل هم داره . عکس زیری را نگاه کنین :

 

http://i29.tinypic.com/2luv3u1.jpg

 

http://i28.tinypic.com/33kf7mu.jpg

 

همون جور که تو عکس هم میبینید ، مسئولین دانشگاه برای انجام این کار ، از مهندسان خارجی استفاده کردن . ( مهندسان خارجی از کشور دوست و همسایه ... )

 

حالا یه چیز دیگه :

کمی جلوتر از این مسیر و از آخر راهروی طبقه دوم میتونین این منظره را تماشا کنین :

 

http://i27.tinypic.com/2cypg82.jpg

 

کسی میدونه این بلوکهای سیمانی شبیه چیه ؟

 

به قول یکی از بچه های جغرافیا اینا شبیه اون سنگی هست که موقع خاک کردن میت روش میزارن . راست هم گفته ... ولی چرا این همه سنگ ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اونم کنار هم و ردیف ....

نکنه اینجا قبرستون باشه ....

 

به نظر شما اگه اینجا قبرستون باشه ،

زیر هر کدوم از این سنگها چی هست ؟

 

من میگم یه خروار آرزو زیر هر کدوم از این قبرها هست که مال هزاران دانشجویی هست که سالهای سال اومدن دانشگاه و رفتن و اونا را جا گذاشتن

شاید زیر هر کدومش یه دانشجو باشه که نتونسته فشارها و مشکلات دانشگاه را تحمل کنه

شاید یه پیرمرد یا پیرزن که نتونسته هزینه دانشگاه بچه اش را بده

شاید هم زیر هر کدومش یه وبلاگ باشه که دیگه فعالیت نمیکنه ...

برای امروز بسه دیگه . فقط یه چیزی مونده اونم اینکه قرار بود تو مطلب قبلی عکسهای تابلوهای به سرقت رفته اساتید را بزنم که دیر به دستم رسید .

از این عکس فقط میشه فهمید طرف ماشین داره و ماشینش هم پرایده ...

ببینید :

 

http://i31.tinypic.com/348m079.jpg

 

یه مطلبی هم بچه های تربیت بدنی تو وبلاگشون نوشتن که ما هم از این طریق باهاشون همراهی می کنیم :

 

اي نسيم سحر ، آرامگه يـــار كجاست ؟

مدرك ليسانسم اينجاست ولي كار كجاست؟
هر كجايي كه من ايـــن مدرك خــود را بـردم
پاسخ اين بود كه يك پارتي پولدار كجاست؟
اينك اين مدرك خود را بفروشم به دو پول
ايهالنــاس ، بگوييد خــريدار كجــاست؟

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:38  توسط آقا سینا  | 

دوستان آمده ام باز كه اين وبلاگ ممتاز كنم باز و شوم قافيه پرداز و سرايم دو سه خط شعر ، ز دانشگه آزاد كه از پول همه ما شده آباد ...

مسيرش كه بود دور ، همه شهريه اش زور ، غذايش همه بي مزه و يا شور ، سر يك نفر از جمله اساتيد زمين هست چه پر نور ، بُود اول فاميل طرف پور ، رود زودتر اي كاش توي گور ...

 

سلام به همه دانشجوهای با مرام زمین شناسی

موضوعی که امروز میخوایم در موردش صحبت کنیم اینه :

 

... علم بهتر است یا سرقـت ...

 

در واقع امروز قرار هست سه تا از سرقتهای تاریخی دانشگاه را براتون بگم .

البته من این سه تا را انتخاب کردم . شما هم اگر در این زمینه صاحب سبک هستید و یا شاهکاری سراغ دارید تو نظرات اشاره کنید ...

 

اولین و بزرگترین سرقت تو بخش زمین شناسی را که قبلا هم بهش پرداخته همون ماجرای معروف سرقت تورمالین از آزمایشگاه کانی که حالا دقیقا کار کدوم مهدی بود کاری نداریم . البته کار هر کی بود از طرف این وبلاگ مدال شجاعت و دکترای افتخاری زمین شناسی بهش اهدا می کنیم .

 

ماجرای سرقت دوم که از اولی هم باحالتر بود مربوط به ربوده شدن نمونه اکینوکوریس از آزمایشگاه ماکروفسیل بود . البته خیلی از بچه ها متوجه نشدن که چرا دزدیده شدن این نمونه اینقدر برای خانم بیات مهم بود که حتی حاضر شد یک سکشن کامل را به خاطر همون نمونه تعطیل کنه ...

حالا براتون میگم ماجراش چی بوده :

تا قبل از اون ، دانشگاه نمونه اکینوکوریس نداشت و خانم بیات این نمونه نادر را از دکتر وحید احمدی قرض گرفته بود تا به بچه ها نشون بده که ناگهان یکی از بچه های 80 به نام م . سجادیان به طرز مرموزی این نمونه نادر را کش رفت .

 

هنوز چند لحظه ای از این سرقت مخوف نگذشته بود که دکتر وحید که با بچه های 81 رفته بود فیلد ، تلفنی از ماجرا مطلع شد و در غم از دست دادن نمونه نادرش در سوگ نشست .

 

http://xs128.xs.to/xs128/08242/130291.jpg

 

http://xs128.xs.to/xs128/08242/120975.jpg

 

آااااااای .... فسیل نادر من .... داد و بیداد .... هااااااااای داد و بیداد ....

حالا ما هم از طرف این وبلاگ چند لحظه ای با ایشون همدردی میکنیم :

 

همه با هم ...

 

... فسیلم وا فسیلم وا فسیلا ..... فسیلم وا فسیلم وا فسیلا  ...

خوب عزا داری بسه . همین جوری پیش بریم یهو سر و کله دار و دسته آقای فانی هم پیدا میشه و میخوان سینه زنی راه بندازن .

 

موضوع سرقت سوم که با اون دوتای اولی خیلی فرق داره و مربوط به همین چند هفته پیش هست . اگر دقت کرده باشید چند مدتی هست که تابلوهای اسامی اساتید که کنار در اتاقهاشون نصب بود کنده شده ( به سرقت رفته )

 

این هم عکس تابلوها

( البته هنوز عکسش به دستم نرسیده ولی تا فردا شب حتما آماده میشه )

 

اصلا نمیخوام بگم کار خوی بوده یا به عنوان یک کار خنده دار ازش یاد کنم ولی یه نتیجه ای میتونم ازش بگیرم و اونم این که کسی که این کار را انجام داده حتما تو دانشگاه خیلی بهش فشار اومده و اذیت شده که دست به این کار زده

 

البته این هم نمیتونه توجیه خوبی باشه ولی خودتون حساب کنین وقتی یه استاد چلغوز مثل دکتر اسدی بیخود و بی جهت یه نفر را 4 بار تو درس ژئوفیزیک نگه میداره ، اون شخص حق نداره یه واکنشی از خودش نشون بده ؟

 

این مطلب و عکس آخریبرای این بود که اهالی دانشگاه بدونن سیستم اطلاعاتی این وبلاگ خیلی قوی هست . اگر چیز دیگه ای هم تو دانشگاه گم شده به ما اطلاع بدن براشون پیدا میکنیم . راستی گفتم اشیاء گم شده یاد یه عکسی افتادم از وبلاگ یکی از دوستان به نام :

www.baran3.blogsky.com

 

http://xs128.xs.to/xs128/08242/140154.jpg

 

به قول این دوستمون اشیاء گم شده را گذاشتن جلو چشم همه و هر کس میتونه بره و نشونی بده و تحویل بگیره ...

 

همین کار ها را میکنن که براشون جک و شعر میسازن دیگه ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:38  توسط آقا سینا  | 

من اینجا ریشه در خاکم

من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم

امید روشنایی گرچه در این تیرگیها نیست ،

من اینجا باز در این دشت خشک و تشنه می مانم

من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم

من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه ، چون خورشید هستی بخش

سرود فتح می خوانم

من اینجا تا نفس باقیست می مانم

و می دانم تو روزی باز خواهی گشت

سلام به همه

وبلاگ تا یکی دو روز دیگه دوباره به حالت اولش بر میگرده

و با مطلبی جدید به روز میشه ...

من رسما از همه معذرت میخوام

sina_raz_80@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:37  توسط آقا سینا  | 

این دفعه به هیچ کدومتون سلام نمیکنم ...

برای اینکه این وبلاگ و امثالهم فقط برای دانشجوها ساخته میشه

ولی بعید میدونم کسی از بیرون بیاد تو این وبلاگ و باورش بشه که

این نظرات و صحبتها مال دانشجوهایی هست که حداقل بیست و پنج سال

سن دارن و بزرگترین افتخارشون اینه که 4 سال دانشگاه رفتن

 

منظور من شخص خاصی نیست و روی صحبت من با همه هست

این عکسها را ببینید ...

http://i30.tinypic.com/mlno03.jpg

http://i32.tinypic.com/20f388.jpg

http://i29.tinypic.com/155p5di.jpg

http://i29.tinypic.com/21mvjw3.jpg

http://i29.tinypic.com/21mvjw3.jpg

http://i32.tinypic.com/121ppue.jpg

 

این عکسها از بچه های 6 ورودی مختلف هست ...

همه این بچه ها 4 سال با همین اتوبوسهای پوکیده دانشگاه رفتن و اومدن

همشون همون چکشهای مسخره زمین شناسی را دست گرفتن ...

همه با همون دوربینهای اوراق نقشه برداری کار کردن ...

همه تو همون کلاسها و رو همون صندلیهایی نشستن که بقیه نشسته بودن

 

و حالا هم این وبلاگ که از ورودیهای 78 تا جدیدها هم دارن توش نظر میدن

همه این چیزا بین همه ما مشترک بوده ...

 

من نمیخوام وارد این بحث بشم که این جر و دعوا از کجا شروع شده و مقصر کیه . ولی انصافا نظراتی که خودتون نوشتین و کلماتی که استفاده کردین را یه مروری کنید بد نیست

 

ما که هم رشته ای هستیم و بعضی وقتها همدیگه را تو دانشگاه میدیدیم ...

رشته های دیگه که ما را نمیشناسن چی ؟

اونا اگه این نظرات و حرفها را ببینن چی میگن ؟

 

یه نگاه هم به وبلاگهای رشه های دیگه صدرا بندازید ... ( پیوندهای وبلاگ )

 

رشته تربیت بدنی – رشته جغرافیا – رشته صنایع – کامپیوتر – پلیمر ...

 

من واقعا میخواستم این وبلاگ را تعطیلش کنم

ولی اصلا دوست ندارم اینجوری بزارم و برم

برای اینکه همش فکر می کنم من مقصرم

 

ولی یه خورده هم انصاف داشته باشین ...

 

... یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد ...

... دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:37  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

... قبل از هر چیز بگم که این وبلاگ داره روزهای آخرش را ...

... سپری میکنه و تا چند هفته دیگه بیشتر مهمونتون نیستیم ...

 

این بار کاملا جدی دارم میگم و دنبال یه نفر هم هستم که بتونه این کار را ادامه بده . اگر کسی مایل به ادامه این کار هست و وقتشو داره میتونه توی نظرات به صورت خصوصی و یا از طریق ایمبل به من خبر بده

 

خوب بریم سر بحث امروز :

امروز یک بحث تقریبا ژنتیکی و پزشکی داریم .

امروز میخواهیم یه عارضه پزشکی را مورد تحلیل قرار بدیم که توی جامعه هم زیاد میبینیم ولی در رشته زمین شناسی کمی بیشتر دیده میشه ...

این پدیده یا عرضه همون کچلی یا طاسی هست :

 

اصولا کچلی چه جوری به وجود می آد ؟

 

1 – اولین احتمالش میتونه این باشه که مثلا دخترا هی رفتن پیش استادا و هی گفتن

 

( این قسمت را حتما با ناز بخونید )

استـــــــــاد ... استـــــاد ... تو رو خدا نمره بدین ...

استـــــــــــاد ما ترم آخریم ... استــــــاد

داریم مشروط میشیم ... استــــــــــــــــاد

 

خلاصه هی مغز استاد را خوردن و استاد بیچاره را کچل کردن

 

2 –  راه دیگه اش میتونه ای باشه که این اساتید که نه کار گیرشون اومده نه زن بهشون دادن ( آخه کی زنشو میده به اینا ) خلاصه هی درس خوندن و مدرک را بردن بالاتر و هی تو فکر کار و زندگی و خلاصه هی کچل شدن .......

 

3 – راه بعدی که مهمتر از بقیه هست و بخش عمده ای از کچلی اساتید زمین شناسی را شامل میشه اینه که اساتید گرام اومدن و وبلاگ را دیدن و هی حرص خوردن . اشعار درباره خودشون را توی وبلاگ دیدن و دوباره حرص خوردن و عاقبت هم کچل شدن ...

 

البته علل ژنتیکی و وراثتی هم داره که خیلی مهم نیست . همین مورد آخر از همش مهمتره

 

شما هم میتونین تو نظراتتون راههای دیگه را مطرح کنین ...

 

تقسیم بندی :

اصولا کچلی انواع و اقسام و درجات مختلف داره که الان همه را براتون میگم :

1 )

LOW LEVEL KACHALI ( L.L.K )

 

این نوع فقط باعث خلوت شدن موها و کم مو شدن قسمت جلو سر میشه و با پیشرفتش به دو طرف سر هم کشیده میشه . و از علتهای بروزش هم میتونه فقط مورد اول باشه که در بالا ذکر شد :

مثال :

http://i32.tinypic.com/vnzgc5.jpg

 

 

2 )

MEDIUM LEVEL KACHALI ( M.L.K )

 

این نوع کچلی در ادامه نوع قبلی اتفاق میافته و در اساتید میانسال هم بیشتر دیده میشه چون از علتهای بروزش غیر از مورد اول میتونه مورد دوم هم باشه ...

در این حالت جلو سر کاملا خالی میشه و کمی هم در پشت سر پیشروی میکنه

 

مثال :

 

http://i25.tinypic.com/liirs.jpg

 

http://i32.tinypic.com/kebzns.jpg

 

 

3 )

HIGH LEVEL KACHALI ( H.L.K )

 

این نوع کچلی که خیلی هم پیشرفته و خطرناکه را همه با نام طاسی میشناسن .

این نوع در ادامه نوع دوم و با پیشرفت ربزش موها در اثر مورد سوم که در بالا ذکر شد اتفاق می افته .

یعنی :

هم دخترا هی بهش گفتن استــــــــــــاد ... 

هم کار گیرش نیومده و زنش ندادن ...

هم اینکه هر روز اومده و به وبلاگ راز 80 سر زده و عکس و شعر هاش را دیده و ....

 

به احتمال زیاد هر سه عامل بالا به طور مضاعف عمل کرده

به این مدل مو بعضیا میگن مدل آلمانی برعکس

مثالش هم که معلومه کیه دیگه :

 

http://i30.tinypic.com/20t576e.jpg

 

البته یه پیشنهاد هم داریم از طرف این وبلاگ که اگه ممکنه دانشگاه لطف کنه از این به بعد فیلدهای زمین شناسی را که اساتید مو دار ارائه میدن به اساتید کچل نوع سوم بدن که اگر خدایی نکرده مثل دو ترم قبل که بچه های فیلد ایران توی یکی از غارهای قشم گیر افتادن و نور نبود بتونیم از کله این اساتید گرامی استفاده کنیم .    با تشکر

 

بحث امروز همینجا تموم میشه ولی اصل مطلب هنوز مونده  :

یادتون هست که چند مدت پیش یه مسابقه گذاشتیم و گفتیم هر کس یه عکس بفرسته برای مسابقه ؟ مهلت اون مسابقه تموم شد ولی یه عکس جدیدا به دستم رسیده که همینجا اعلام میکنم نتیجه اون مسابقه باطل میشه و این عکس به عنوان بهترین عکس این وبلاگ انتخاب میشه . البته تا یادم نرفته بگم که این عکسو دوست خوبمون آقا اردلان گل برامون فرستاده

 

http://i25.tinypic.com/35he1a8.jpg

. ما زیـــاران چشم یــاری داشتیم .

 

. خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .

 

. تا درخت دوستی ، کـــی بر دهـد .

 

. حـــالیا رفتیـــم و تخمــی کاشتیم .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:37  توسط آقا سینا  | 

سلام

* نقش و جایگاه ویژه رقص در رشته زمین شناسی *

رقص عبارت است از یک سری حرکات موزون . گاها به همراهی آلات موسیقی و ترانه های محرک . که البته به صورت مختلط هم تحریکش بیشتره هم تحرکش ...

 

این پدیده یک پدیده شایع در دانشگاهها علی الخصوص دانشگاه آزاد هست

ایضا در رشته هایی همچون زمین شناسی – کشاورزی – زمین شناسی به دلیل برگزاری فیلدهای متعدد کاربرد بیشتری دارد .

http://i30.tinypic.com/2dhhe6e.jpg

مکان رقصیدن زیاد مهم نیست . یعنی شما میتونید در همه جا از این پدیده لذت ببرید .

به عنوان مثال در اتوبوسهای دانشگاه  و یا حتی در کلاسها و آزمایشگاهها هم میتونید حالشو ببرید .

نیاز به هیچ امکاناتی هم نداره .

هر جا حس کردید که جمع بچه ها از عناصر نفوذی دانشگاه خالی شده می تونید به هنر نمایی مشغول بشید . اگر هم دیدید بچه ها پایه نیستند میتونین از راننده ها هم کمک بگیرین

http://i30.tinypic.com/10zmy6d.jpg

 

. مهمترین نکته اینه که در حین این کـار ( رقص ) دقت کنید .

. که پسرها جدا و دخترها هم جدا باشند . چون خدایی نکرده .

. مثل بچه های زمین شناسی 85 که همین چند روز پیش تو .

. اتوبوس دانشگاه همه با هم رقصیدن و داد زدن و ...

. البته حالشو بردن ولی حالا اسامی رقاصهاشون .

. تو دفتر بخشه و برای ارائه پاره ای توضیحات .

. به بخش و بعدش هم حراست فرا خونده شدن .

 

شانس اوردن که استادشون یکی از بهترین اساتید بخش بوده و الا اونم الان اخراج شده بود

رجوع شود به مطالب قبلی که آقای جهان سیر بچه ها را برده بود فیلد و خودش هم با بچه ها رقصیده بود و از اون ترم به بعد اخراج شد ... 

از لینک زیر میتونین یه تکه کوتاه از این فیلم را ببینین و دانلود کنین :

http://www.box.net/shared/zpuvanfsow

به هر حال این پدیده یکی از مفرحترین پدیده های دانشگاه هست ولی ممکنه باعث اخراج استاد ( جهان سیر ) یا دانشجوها ( زمین شناسی 85 ) و یا اصلا کمر درد بشه .

خلاصه به طور کلی ، حرکات موزون و آقایون دست و حالا برعکس و بشکن جا داره و نیاز به فراهم شدن محیطی مساعد داره ....

...خواهشا در مورد بشکن تو حیاط و این مسایل اصلا حرفی نزنید ...

رقصکم مقبول و اجرکم الی الله ...

این هم رقص در نمازخانه دانشگاه آزاد :

http://i31.tinypic.com/2qxw3va.jpg

راستی یه چیزی یادم رفت . میتونین قبل از مشغول شدن به این پدیده ... مثل عکس زیری مقدمات را فراهم کنین تا بیشتر بهتون بچسبه .

 

http://i29.tinypic.com/1zzosae.jpg

خدا نگهدار ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:36  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

پيرو صحبتهاي قبليمون كه فيلدهاي زمين شناسي جدا جدا برگزار ميشه و اينكه اگر بخواد اين جداسازي همين جوري پيش بره ، مشكلاتي پيش مياد كه امروز ميخوايم درباره اونها بحث كنيم .

اولين مشكلي كه پيش مياد اينه كه چون ساختمون علوم انساني را در زمان طاغوت ساختن ، نقشه ي اون با فرهنگ ما مطابقت نداره و بايد نقشه را تغيير بدن . ما هم براي اينكه كمكي كرده باشيم اين نقشه را خودمون براشون تهيه كرديم و تازه مزايا و معايبش هم همينجا ميگيم و نظر شما هم در اين مورد ميپرسيم .

بالاخره دانشگاه مال شما هست . شما ميخوايد توش درس بخونين .

حق طبيعي شما هست كه در موردش نظر بدين و اونا هم بايد ساختمون را طبق نظر شما درست كنن .

 

عكسي كه در زير ميبينيد در واقع نقشه ي پيشنهادي اين وبلاگ هست براي ساختمون دانشگاه . البته يه توضيحاتي لازم داره كه من الان ميگم :

 

http://i28.tinypic.com/fdvua1.jpg

 

اول اينكه نقطه هاي سياه ، دانشجوها هستن .

در ضمن هر جا رنگ قرمز ديديد ، يعني انتظامات ( حراست )

خنده نداره . اتفاقا حساس ترين جايي كه بايد انتظامات مواظب باشه همون سرويس بهداشتي هست .

براي اينكه هر كس نره اونجا هر كاري دلش خواست بكنه .

بالاخره دانشجو هستن . شايد برن اونجا كارهاي سياسي بكنن .  

اون خط قرمز وسط هم با اون اضافاتش در واقع سيم خاردار اسلامي هست . نصفه بالايي سيم خاردار خواهران هست و نصفه ي پاييني مربوط به برادران .

. تا اينكه يه وقت پسرها با دخترها جرقه نزنن .

 

ديوارها هم بايد بلند باشه .

موبايل هم نبايد آنتن بده .

تمام آينه ها بايد از سرويس بهداشتي خواهران جمع آوري بشه .

براي دخترها استاد بايد زن باشه و چادري هم باشه .

براي پسرها استاد بايد مرد باشه و ريش داشته باشه .

براي آزمايشگاه فتو چون استاد خانم نداريم ، آقاي قياسي مجبوره خودش اين درس را براي دو تا گروه ارائه بده ولي براي خواهران بايد با پوشش اسلامي درس بده ( چادر ملي )

 

ضمنا از اين به بعد فيلدها كه جدا شده هيچ بايد راننده ها هم جدا بشن .

يعني براي آقايون راننده هاي مرد و براي خواهران هم چون راننده زن نداريم ، خانم بيات با ماشين خودش بايد طي چند مرحله بره فيلد و هر بار يه عده از دخترها را ببره .  تعداد دختر ها هم كه ماشالله ماشالله ...

خانم بيات بايد فكر اتوبوس باشه .....

 

در ضمن چون آزمايشگاههاي زمين شناسي از هم جدا شده ،

بايد نمونه ها هم از هم جدا بشه . يعني چي ؟

 

مثلا توي آزمايشگاه ماكروفسيل بايد نمونه هاي صدف دوكفه اي ماده را براي خواهران و صدفهاي دوكفه اي نر را براي برادران توي آزمايشگاه خودشون قرار بدن .

 

خلاصه ، تمام فسيلهاي نر و ماده بايد از هم جدا بشه

 

.تشخيص نر و ماده بودنشون هم كه كاري نداره .

. دكتر احمدي با يه نگاه همشون را جـدا مي كنه .

 

گفتم دكتر احمدي يادم به شعرش افتاد . البته اين شعر قديمي هست ولي براي دانشجوهاي ترم بوقي بد نيست ...

 

الا دکتــر که داری علم بسیـــــار /  قبول داریم تو را ماها هزار بار

تمام چینه هار را کُرله کردی /  تمام چینه دانهـــا کُله کردی

تویی بابای علم چینه ي ما /  تویی جدّ تمام این فسیلها

هر آنکس از فسیل و چینه گوید /  نخست بـــاید که نام تو بگوید

به دنبــال تـــو و علمت رقیبــــــان /  سبیل و خسرو و حتی بابام جان

 

راستي يكي دو هفته قبل يه يادي از مهندس ثابت كرديم ولي يادم رفت بگم كه الان با خانواده شون توي مالزي دارن ادامه تحصيل ميدن .

يه عكس هم ازش دارم كه خيلي باحاله . ببينيد :

 

http://i25.tinypic.com/k3q3no.jpg

 

حالا نو بت به معما رسيد .

اين دفعه به كسي جوابشو از قبل نميگم . بايد خودتون دقت كنين تا متوجه بشين .

ضمنا توي اون موضوع كه درباره روز معلم نوشتيم اسم اين استاد هم بود .

اين هم براي راهنمايي ...

 

يكي استاد باشد نمره اش بيست

چو او استــاد در دنيا دگر نيست

ولي استاد ما ، نـامــرد بــاشد

هر آن كس گفت اين استاد ما كيست

 

 

يه عكس جالب هم دارم براتون كه از قسمت نيازمنديهاي روزنامه خبر گرفتم ...

بدون هيچ توضيحي خودتون ببينيد :

 

http://i30.tinypic.com/2ijnaiu.jpg

 

....... آخه تبعیض تا چه حد ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:36  توسط آقا سینا  | 

سلام

موضوع امروز با هميشه فرق داره .

نه مربوط به دانشگاه ميشه . نه مربوط به رشته خودمون زمين شناسي ...

 

از همه خواهش ميكنم اين موضوع را جدي بگيرين .

شوخي و خنده و متلك به همديگه گفتن را هم بزارين كنار . 

 

همه موضوع امروز در باره يه عكسي هست كه چند روزه فكر منو مشغول كرده ...

 

ببينيد :

 

http://i27.tinypic.com/x2qyjr.jpg

 

اين عكس ساختگي نيست . از چهار راه مشير به سمت سه راه انوري كه پياده حركت كنيد ، چند تا از اونو رو در و ديوار ميبينيد . در ضمن شماره تماس هم داره يتونين امتحان كنين .

يه دونه از اونم پايانه نمازي ديده بودم كه كنده شده .

 

قبلا توي يه دوربين مخفي توي اخبار 30/20 ديده بودم كه توي يكي از خيابونهاي تهران ، براي كليه قيمت ميزارن و خريد و فروش ميكنن ولي ...

 

شايد تو نظر اول در مورد اين عكس چيزي به ذهنتون خطور نكنه . منم همينجوري بودم . تا اينكه چند بار اين نوشته را ديدم و بالاخره مخم تكون خورد ....

 

مهمترين قسمت اين عكس اون قسمتش هست كه نوشته :

 

2 عدد كليه ... موجود ميباشد

 

هر روز اين علامت سوال بزرگ تو ذهن من هست كه چرا دو عدد كليه ؟

 

شايد از نظر خيليها اين كار درستي نباشه و همينطور گذاشتن اين عكس اينجا ولي هدف من اين بود كه بدونيم تو چه جامعه اي داريم زندگي ميكنيم .

شايد هم اينجوري زودتر به هدفش برسه ... 

به وبلاگ دانشجويان تربيت بدني صدرا هم سري بزنين .

در مورد زندگي مطلب نوشتن . شايد اين مطلب هم متاثر از همون باشه نميدونم .

www.sports.parsiblog.com

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:36  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

موضوع امروز به عنوان يه سر نخ براي موضوع بعدي هست :

همون جور كه خودتون هم ديدين ، مدتي هست كه درهاي ورودي پسرها و دخترها از هم جدا شده .

در ضمن فيلدهاي زمين شناسي هم جدا شده . مثلا دخترهايي كه عمليات ايران دارن با خانم بيات بايد برن ولي پسرها بايد با دكتر اسدي و قرباني برن .

 

حالا يه مسئله اي اينجا هست .

مثلا اگر خدايي نكرده خدايي نكرده .... توي فيلد خانم بيات با دخترها يه نفر اومد براي زمين شناسهاي آينده ي ما مزاحمت ايجاد كرد ،

يا مثلا متلكي چيزي گفت ، يا ............ 

 

. ميخوام بدونم خـانم بيـات ميخواد دست كنه چــوب بزنتشــون

. يا دخترهاي لطيف و نازك زمين شناسي ( شاخه نرم تنان ) ؟

 

يا مثلا اگر خانم بيات افتاد تو رودخونه يا دريا و داشت غرق ميشد ،

كي ميخواد نجاتش بده .

عكس زيري را نگاه كنين . طرف مثل شير پشت خانم بياته .

البته اين عكس مال همون سالها هست كه فيلدها مختلط برگزار ميشد .

 

http://i29.tinypic.com/10oqxc7.jpg

 

اگر اين روزها يه اتفاقي بيافته ، كي ميخواد از دانشجوها حمايت كنه ؟

اين سوالها را بايد از اونايي پرسيد كه يه اطاقك زدن در ورودي دانشگاه كه مثلا به پسرهاي بي حجاب گير بدن .

 

http://i29.tinypic.com/2v9f5s6.jpg

در ضمن وقتي توي فيلد دخترها و  پسرها را  از هم جدا مي كنن! به علت تماسهاي مكرر بين پسرها و دخترها شارژ موبايلها زود تموم ميشه و همين موضوع باعث ميشه اگر اتفاقي افتاد كسي موبايلش شارژ نداشته باشه كه خبر بدن ....

 

خوب دلشون براي هم تنگ ميشه ديگه ...

 

همين كارا را مي كنين كه بعضيا يواشكي با هم ميرن فيلد !!!

خوب . موضوع امروز تموم شد ولي حاشيه هاش هنوز مونده :

اينبار براي اينكه پورزرقان بدونه هر جا بره گيرش مياريم ، يه عكس توي بانك ملت ازش گرفتم . براي اينكه در جريان باشه كه اگر به بچه ها نمره نده ديگه براش شعر نميسراييم بلكه مثل اون استاد قبلي براش فيلم كوتاه ميسازيم .

پورسلطان و سالك هم تو ليست سياه هستن .

 

http://i28.tinypic.com/l8cd3.jpg

 

- معماي امروز هم همين عكسه :

- به نظر شما دكتر پورزرقان توي بانك ملت چه كار داشته ؟

 

راهنمايي : ميخواسته يه وامي بگيره ...

حالا چه وامي بوده و براي چي مكيخواسته  . شما بايد بگين .

يه مطلبي هم از روزنامه خبر جنوب براتون دارم :

تجليل از مسيح افقه در شيراز :

از دكتر مسيح افقه ، آهنگ ساز و نوازنده سنتور به دليل سالها فعاليت مثمر ثمر در عرصه موسيقي ، با حضور علاقه مندان و بزرگان موسيقي فارس تقدير به عمل آمد .

اين مراسم عصر پنج شنبه در انجمن ادبي زنده ياد فريدون توللي برگزار شد .

منبع : روزنامه خبر جنوب –  شنبه 21 ارديبهشت –  ص 8

 

http://i26.tinypic.com/4k74u8.jpg

براي اون دانشجوهاي ترم بوقي كه دكتر افقه را نميشناسن

دكتر افقه مدير گروه سابق زمين شناسي و معاون آموزشي دانشگاه بودن

الان هم مدير گروه رشته موسيقي هستن 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:36  توسط آقا سینا  | 

سلام

 

موضوع امروز بسيار تخصصي و در مورد دو تا از اساتيد بخش هست

1 – جناب مهندس قياسي نژاد

2 – جناب مهندس ........ ( الان اسمشو نميگم )

 

*********************

1 – جناب مهندس قياسي نژاد

ايشون يكي از اساتيد با مرام و خوش اخلاق بخش هستن . فوق ليسانشون را گرفتن و الان هم در راه دكترا هستن .

جالبترين نكته در مورد مهندس قياسي اينه كه ايشون بر خلاف ظاهر متين و آرومي كه دارن در هيات كاراته استان فارس هم حضور دارن .

( اونايي كه با ايشون شوخي ميكنن حواسشون جمع باشه )

 

http://i30.tinypic.com/2lln241.jpg

 

حالا اين شعر را هم داشته باشين تا باقيشو بگم .

 

قياســــــــي را سلامــــي از ته دل

دگر استـــــــــادها را جمله كن ول

خوش اخلاق و جوون ، اما مجرد

مرام از حد فزون ، اما مجـــــــرد

نميدانم شـــــود كِـــــي ، نوبتِ او

خــــدا داند نسيـب و قـسـمـت او

الهــــــــي زودتر سامان بگيرد

 

* يكي همسر ز همكاران بگيرد *

 

راستي اين كه گفتم مجرد . منظورم آقاي قياسي بوده

كاري به آقاي پيام مجرد و دوستهاش هم ندارم ها

راستي اين كه گفتم مجرد . منظورم آقاي قياسي بوده

كاري به آقاي پيام مجرد و دوستهاش هم ندارم ها

 

البته قرار بود مصراع آخر يه جور ديگه باشه ولي بهتر ديدم كه اسم از كسي برده نشه . خواهشا شما هم در اين مورد چيزي ننويسيد . درست نيست بيخودي اسم كسي بيافته سر زبونها ... اين شعر را فقط براي خنده نوشتم .

خدا را چه ديدي . شايد ما هم سبب ساز يك خيري شديم

 

2 – جناب مهندس ........ ( الان اسمشو نميگم )

اين استاد كه اسمشو نميگيم بسيار سوژه خوبي بود . حيف كه مدتي هست نميبينيمش والا كلي مطلب تا حالا براش نوشته بودم .

امروز يه تكه فيلم از اين استاد براتون دارم كه حتما حتما دانلود كنين و ببينيد .

توي اين فيلم چند ثانيه اي تصويري از يك دستشويي صحرايي را ميبينيد كه استاد مورد نظر داخل اون هست . اين دستشويي در نداره و يه پارچه به جاي در براش گذاشتن . گهگاهي تكون هم ميخوره ... خلاصه همون جور كه دارين نگاه ميكنين ، ناگهان پرده كنار ميره و استاد مورد نظر از داخل دستشويي صحرايي با چهره اي بشاش و خندان بيرون مياد .

خواهشا اسم اين استاد را هم تو نظرات ننويسيد !!!

اين فيلم را فقط براي خنده گذاشتم و صحبتي در موردش نكنيد .

براي دانلود روي لينك زير كليك كنيد :

http://www.box.net/shared/35sc4un0g0

 

بازديد كننده هاي رشته هاي ديگه هم ببينن تا متوجه بشن رشته زمين شناسي چه رشته پر دردسري هست . . حتي استاد دانشگاه هم نميتونه با خيال راحت بره دستشويي .

 

راستي بچه هاي 83 كه اين ترم ترم آخرشون هست و ميخوان امضا براي فارغ التحصيليشون جمع كنن ...

http://i31.tinypic.com/biqfr6.jpg

اكثر امضاها هست بقيه شون هم خودتون جور كنين .

البته ميگن يه مركز كپي هم قصرالدشت هست كه با كيفيت خوبش را داره ولي گرون حساب ميكنه . هر برگ 1000 تومن . بازم مي ارزه ...

همین هم کیفیتش خوبه . برای خودتون کپی کنید

سلام

 

امروز موضوع خاصي نداريم .

مثل وبلاگهاي همسايه كه يه دونه عكس ميزنن تو وبلاگشون و 20 تا هم نظر دارن . ما هم امروز فقط عكس ميزنيم . ولي چند تا دونه ...

اول از همه اين عكس را ببينيد :

خنده نداره . كار دانشجوهاي دانشگاه خودمونه .

 

http://i32.tinypic.com/wgrmad.jpg

 

عكس بعدي هم از وبلاگ همسايه قرض گرفتيم .

به نظر شما اسم دانشگاه قاآني را بزارن دانشكده گووني بهتر نيست ؟

 

http://i32.tinypic.com/2r4n14m.jpg

 

اين يك عكس هم خيلي حرفها ميشه در موردش زد .

اين هفت خوان ثبت نام را ميتونين نامگذاري كنيد ... شايد هم اشتباهي باشه .

شايد خوان اول بانك باشه چون اين روزا تا پول ندي جواب سوالت هم نميدن .

اينايي كه تو صف هستن هم يه جوري هستن . در مورد اونا هم نظرتون را بنويسيد .

 

http://i29.tinypic.com/3340kn8.jpg

 

.... بن لادن شناسايي شد ....

 

بعد از سالها تعقيب و گريز ، بالاخره مخفيگاه بن لادن لو رفت . وي در حاليكه چند سال با چهره ي مبدل در دانشگاه آزاد شيراز رشته زمين شناسي مشغول تحصيل بود شناسايي شد و اقدام به فرار كرد و به سمت پايتخت متواري شد .

از همه كساني كه از صاحب عكس زير اطلاعاتي دارن خواهش ميكنيم كه در نظرات وبلاگ اعلام كنن .

 

. ضمنا فرد مذكور خطرناك و مسلح به سلاح گرم مي باشد .

 

http://i26.tinypic.com/k1w58j.jpg

 

اين قسمت هم براي آقاي سروش خادمي :

براي اينكه فكر نكنن كه اينبار به شخصيت يك دانشجوي محترم توهين شده و دوباره از وبلاگ ما با ناراحتي بيرون نرفته باشن ...

اين عكس و مطلب با اجازه خودشون توي وبلاگ گذاشته شده .

ضمنا هدف عرض تبريك هست .

ايشون به سمت تهران متواري نشده و در واقع كارشناسي ارشد رشته آب قبول شده و از ترم بهمن هم كلاسهاشون شروع شده .

 

اين گل هم تقديم به ايشون با كلي آرزوي موفقيت و سربلندي ...

 

 

ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند

تا تـو مدرک به کف آري و به کارش نبري

همه مانند تو سرگشته و بيکار و غميـــــن

طي شود عمر به بي حاصلي و در به دري

 

***************************************

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:36  توسط آقا سینا  | 

سلام

http://i27.tinypic.com/2n8zr4n.jpg

 

اين دفعه يه خورده زودتر اومديم خدمتتون .

به خاطر همون مناسبت خاص كه گفتم . حتما همتون ميدونين كه دو روز ديگه يعني پنج شنبه ، 12 ارديبهشت ، روز معلم هست .

تعجب نكنين . درسته ما تو اين وبلاگ به بعضي استادها دري وري ميگيم ولي فقط بعضيا حقشون دري وري هست . تو همين دانشگاه هم بودن استادهايي كه به ما درس زندگي دادن .

بدترين روزهاي زندگي من توي ترمهاي آخر دانشگاه و سر كلاس ژئوفيزيك بود ولي باور كنين ...

 

. هيچوقت اشكهاي دكتر اسماعيل بيگ را تو كلاس چينه شناسي يادم نميره .

 

هرچند تو همين وبلاگ با دكتر اسماعيل بيگ هم شوخي كرديم ولي نظر شخص من اينه كه يكي از كار درست ترين اساتيد بخش ، خودشه .

استادي كه حاضر نشده براي تكميل پايان نامه دكتراش از بچه هاي عمليات صحرايي حمالي بكشه و مدتها هست كه پايان نامه اش عقب افتاده ...

( قابل توجه بعضيا )

 

http://i30.tinypic.com/2mhvnuv.jpg

 

بگذريم از پورزرقان و اسدي و كارگر و سالك و پورسلطان و ... كه حاضر نيستم حتي يه بار ديگه هم ببينمشون ولي خداييش استاد با مرام هم كم نداشتيم .

همين مهندس محمودي كه تو مطلب قبلي درباره اش صحبت كرديم

يادمه تو فيلد ايران رفته بود دستشويي و ما هم ازبالاي در آب ريختيم روش

بيچاره از خجالت سرخ شده بود . حرف كه نزد هيچ ، همش هم ميگفت :

خواهش ميكنم ...

گل سرسبد همه استادها از نظر خوش اخلاقي و درس ونمره هم كه خانم مهندس قاسمي بود . يادش به خير .

دلم تنگ شده براي يه جلسه كلاس پترولوژي خانم قاسمي

اونقدر خوب و واضح درباره تبلور كانيها تو عمق 2000 متري زمين صحبت ميكرد كه بعضي وقتها آدم احساس ميكرد الان تو همون عمق زمين هستيم و كم كم احساس تبلور به آدم دست ميداد ...

 

http://i28.tinypic.com/i1wknt.jpg

 

انشالله كه خانم قاسمي هم ما را به خاطر شوخيهايي كه با اسم و عكسشون تو وبلاگ كرديم ببخشن .

بعضي وقتها دانشگاه آدم را وادار به كاري مي كنه كه دوست نداري !

به هر حال از نظر من اين سه نفر از بهترين اساتيد بخش بودن كه البته هر سه تاشون هم قبلا بارها توي اين وبلاگ بهشون پرداخته شده بود .

شما هم اگر گزينه ديگه اي داريد حتما تو نظراتتون بنويسيد و اسم هر استادي كه يادتون هست را بگيد . به اون ليست سياه هم هر اسمي صلاح ميدونين اضافه كنيد . 

براي اينكه بيشتر يادتون بياد كه اين اساتيد چقدر حق گردن ما دارن ،

امروز يه جزوه هم براتون گذاشتم كه ميتونين دانلودش كنين .

مثل هميشه روي لينك زير كليك كنيد و توي صفحه جديد جزوه را دانلود كنين .

جزوه پترولوژي مهندس قاسمي :             Word XP 2003

 

http://www.box.net/shared/puqif5e884

 

البته اين فقط متن جزوه هست كه 45 صفحه كامل هست .

يه سري نمودارهايي هم داره كه خود خانم قاسمي اول ترم بهتون ميده يا شايد هم پاس شده باشين و داشته باشين . نمودارها را به ترتيب تو صفحات جزوه بزارين درست ميشه .

نكنه فردا پاشين برين دانشگاه سر كلاس پترو دستتون رو بزنين زير چونه تون و زل بزنين به استاد و بهش بگين جزوه تون را از اينترنت گرفتيم ها ...

 

اين هم يه عكس از فيلد قشم سال گذشته با دكتر اسدي :

 

http://i25.tinypic.com/2cy1l50.jpg

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:35  توسط آقا سینا  | 

سلام

توي مطلب قبلي يه شعر در مورد يكي از اساتيد بخش نوشته بوديم كه معما بود .

هرچند تابلو بود كه جواب كيه ولي كسي نظر نداد بجز چند نفر ...

 

جواب معما آفاي محمودي بود كه اگر بگم خوش اخلاقترين استاد بخش خيلي هم چاخان نكردم . ولي بارزترين مشخصه مهندس محمودي خجالتي بودنشون هست .

 

http://i29.tinypic.com/sl4qbq.jpg

 

البته يه بار ديگه هم مهندس محمودي را به عنوان معما توي وبلاگ مطرح كرده بوديم ولي به صورت تشخيص عكس بود . اونايي كه نديدن اين لينك را نگاه كنن :

 

http://raze80.blogfa.com/post-37.aspx

 

يه چيز ديگه هم كه يادم رفت بگم اينكه ايشون امسال دكترا هم قبول شدن و تهران دارن ادامه تحصيل ميدن . هرچند دير شده ولي از همين جا بهشون تبريك ميگيم .

 

http://i26.tinypic.com/2ijk8qg.jpg

 

چون قرار هست يواش يواش موضوعات را به سمت پسرها و دخترها سوق بديم ، امروز چندتا تفاوت بين پسرها و دخترها را اينجا بخونيد . ( ضمنا قصد توهين به كسي نداريم )

 

برخي تفاوتهاي بين دختران و پسران :

 

* دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند دخترها جاشون باشن

* دخترا موهاشون کوتاهتر از پسرا هست

* نقطه قوت پسرا زبونشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و

* دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند

* اگر يه پسري ، برادرش دوست دختر داشته باشه سعی می کنه با اون دختر آشنا بشه ولی اگر خواهرش دوست پسر داشته باشه ، قسم می خوره که هم پسره و هم خواهرش رو سر به نیست کنه 

* اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش

* بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی با حال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت به نویسنده  اين متن میل میزنن و فحش میدن

اين عكس آخري هم ببينيد از دكتر افقه كه 13 به در را با هم رفته بوديم بهشت گمشده  . البته اون وقتها سبيل هم داشت .

 

http://i26.tinypic.com/97myz7.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:35  توسط آقا سینا  | 

سلام

اول آرم جديد دانشگاه را داشته باشين تا بريم سر موضوع امروز :  

 

http://i29.tinypic.com/35buxec.jpg

 

خوب حالا بريم سر رشته خودمون ( زمين شناسي )

يادتون هست يه عكسي تو مطالب قبلتر بود كه همه دانشجوها بيرون از سالن نشسته بودن ؟

امروز ميخوايم بگيم چرا اومده بودن بيرون نشسته بودن .

عكس زير را ببينيد شايد خودتون متوجه بشين .

 

http://i27.tinypic.com/2zovrxl.jpg

 

... هر كس داره از يه سوراخي نگاه مي كنه ...

( بقيه هم تو صف هستن )

تو همه مراحل دانشگاه هميشه همه چي كم بوده .

از امكانات و وسايل آزمايشگاه تا اتوبوس و كلاس و وقت و ....

تنها چيزي كه زياد و بزرگ بوده ، پول باباهاي ما و جيب دانشگاه بوده .

يه فيلد مي خواي بري بايد شونصدتا پسر رو يه صندلي بشينن ،

وسايلمون هم كه زير و روي پامون ، شب هم بايد همون جا بخوابيم .

 

http://i31.tinypic.com/20753c5.jpg

 

حالا اين يكي را نگاه كنين . اينا بچه هاي 80 و 81  و 82  و 83 هستن .

 

http://i32.tinypic.com/2jdpd7l.jpg

 

درباره اين عكس آخري توي نظرتون بنويسيد . ( 80-81-82-83 ) ؟؟؟؟

 

****************************

 

و اما نوبت رسيد به معماي امروز كه شعر هست و در مورد يكي ديگه از اساتيد بخش :

 

يكي عينك به چشمش كله اش طاس

كند هــــر تـــرم كل بچه هـا پــــاس

به گفتار و به رفتاراو چه نيك است

گمانــم رشته اش هم تكتونيك است

سخن آرام گـــــــويد ، خنده بــر لب

موفق باشد او هر روز و هــر شب

 

تو نظراتتون بنويسيد اين استاد كيه . 

هرچند هيچكس حتي يكبار هم اين مطالب و شعرها را نميخونه .

جواب معما كه ديگه پيش كش

 

همه ، اين دختران كه ميبيني :

 

http://i29.tinypic.com/20uzp7m.jpg

 

در اين عكس در واقع دكتر نوري به شيريني تشبيه شده ! ( باقلوا )

قصد هيچ توهيني به كسي نداريم

بچه هاي رشته هاي مجاور هم ميتونن در مورد كمبودهاي رشته ي خودشون صحبن كنن .

 

خوب حالا چون موضوع درباره كمبودهاي دانشگاه هست ، يه سري از چيزهايي كه تو دانشگاه كم يا زياد هست ويا بلند و كوتاه هست و يا .... براتون ميگم .

نظرتون را بگيد .

 

به نظر شما توي دانشگاه :

 

موي پسرها بلندتره يا مانتوي دخترها ؟

 

بيشتر وقت دانشجوها توي مسير دانشگاه تلف ميشه يا توي خود دانشگاه ؟

 

توي دانشگاه فرصت ازدواج براي دخترها بيشتره يا براي پسرها ؟

 

تعداد اساتيد با مرام بيشتره يا دختر دانشجوهاي دم بخت ؟ ( دمپخت )

 

جاده صدرا صاف تره يا دماغ دخترها ( والبته بعضي پسرها ) ؟

 

اون عينك خوشگل ها گرون تره يا شهريه دانشگاه ؟

 

8 ترم اولي زودتر تموم ميشه يا اون ترم نهم كه بعضيا اضافه ميمونن ؟

 

 

 

 

ضمناً هر كس هر عكسي داره مي تونه برفسته تا براش بزنيم تو وبلاگ

Sina_raz_80@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:35  توسط آقا سینا  | 

سلام

عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم ،

همان يك لحظه اول ، كه اول ظلم را ميديدم از (( استـــــاد بي وجدان ))

من این دانشگه آزاد را با اندکی زيبايي و بسيار زشتيها ،

به روي يكدگر ويرانه ميكردم

 

اگر من جاي او بودم ،

برای خاطر تنها یکی دانشجوی ترم آخری ،

استادها را کو به کو آواره میکردم

 

اگر من جای او بودم ،

همه دانشجوان را نمره ميدادم ، تمام درسهاشان پاس ميكردم

. وليكن يك نفر از جمله استادان بخشم را ، بكلي طاس ميكردم .

و او را در به در ، بي خانمان ، آواره ي آواره ميكردم

 

اگر من جاي او بودم ،

ز بهر اينهمه دانشجوي نامرد و نالوتي (( همونهايي كه نظر نميدن ))

همه اينترنت و اونترنت و وبلاگ و ياهو و مسنجر را ...

به روي يكدگر ويرانه ميكردم

 

http://i30.tinypic.com/2emkk6u.jpg

 

این عکس بالایی را هم اول برای خودتون کپی کنید بعد با سایز اصلی کامل بخونید و خودتون قضاوت کنید که اگر استادی به همچین دانشجویی نمره نده حقش هست آواره بشه یا نه ؟

این عکس زیری هم نگاه کنید . ببینم میشناسین یا نه ؟

آخه قبلا گفته بودیم پسرا جلو بشینن یا دخترها . ولی الان میبینیم که هر دوتا کنار هم نشستن

کلا نظرتون چیه ؟

http://i31.tinypic.com/29d9s2t.gif

 

امروز هم یه معما داریم که خیلی باحاله :

هر کس زودتر بگه جایزه داره .

کسی میدونه این استاد شبیه کدوم یکی از اساتید ژئوفیزیک بخش هست ؟

عجله نکنیدها ... توی خود عکس یه راهنمایی کوچیک هست .

http://i26.tinypic.com/k4fm01.jpg

این مطلببه عنوان یک میان برنامه بود و تا چند روز آینده دوباره به روز میشیم ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:35  توسط آقا سینا  | 

سلام

امروز يه موضوع جالب داريم .

چون ديديم تو هر مطلبي كه مي نويسيم ، هر جا اشاره اي به يكي از دختران دانشگاه مي كنيم همه سريعا نظر ميدن . ما هم گفتيم اصلا موضوع امروز را كاملا اختصاص بديم به فرق پسر و دخترهاي دانشگاه .

اول اينه ، همه فكر ميكنن پسرها به خاطر دخترها ميان دانشگاه .

آيا واقعا اينجوريه ؟ يا به خاطر فرار از سربازي ميان دانشگاه ؟

اگر اينجوري هست ، پس دخترها براي چي ميان دانشگاه ؟

به عكس زير نگاه كنين :

http://i28.tinypic.com/o5u6ps.jpg

 

با اين شور و اشتياقي كه توي عكس ديده ميشه ، به نظر نمياد كه دخترها براي فرار از چيزي به دانشگاه ميان . بيشتر به نظر ميرسه براي رسيدن به يه چيزي دارن عجله ميكنن

 

شما تو نظراتتون بنويسيد كه اين همه عجله براي چيه ؟

مهمترين چيزي كه در مورد دخترهاي دانشگاه آزاد هست ، روند تكاملشونه .

چرا تو همه كاريكاتورهاي دانشگاه ، روند تكامل دخترها را بررسي مي كنن ؟

يعني پسرها توي دانشگاه درجا ميزنن ؟ يا پسرها از اول كامل هستن ؟

ولي در عوض هر وقت توي دانشگاه اسم تقلب مياد ، همه تو ذهنشون يك پسر متقلب را تجسم مي كنن . مگه دخترها تقلب نميكنن ؟ 

اينا يه سري تفاوتهايي هست كه تو ذهن مردم جا گرفته ولي ما كه خودمون توي دانشگاه چند سالي دور زديم چيزهاي ديگه اي ديديم .

از رشته خودمون مثال ميزنيم : ( زمين شناسي )

توي رشته ما كه يك رشته اي كه با كار عملي و در واقع فيلد همراه هست ،

شايد به نظر بياد كه دخترها شانس زيادي براي پيدا كردن كار نداشته باشن .

پسرهاي بدبخت كه حتي شانس زيادي ندارن تا يه صندلي خالي تو كلاس پيدا كنن بشينن . كار كه ديگه هيهات ...

ولي جالب اينجاست كه بيشتر دخترها بعد از فارغ التحصيلي چند تا كار همزمان بهشون پيشنهاد ميشه و مشكلي از اين نظر ندارن .

عكس زير را نگاه كنين .

http://i31.tinypic.com/nlv4b4.jpg

كلي سوال پرسيدم و كلي جوابهاي جور وا جور ميتونين بدين . حتما لازم نيست كه به همه سوالات جواب بدين . شايد اصلا جواب يكي از شما باعث شد درباره يكي از سوالات تو نظرات زيادتر بحث كنيم . پس در واقع ممكنه ادامه اين بحث به نظرات وبلاگ كشده بشه .

 

حالا براي اينكه از محدوده زمين شناسي و استادهاي سوژه اين بخش دور نشيم اين دو تا عكس آخري هم داشته باشين . عكس اولي دكتر كريمي و دكتر سبزه اي هست :

http://i28.tinypic.com/rck8x0.jpg

اين عكس هم قبلا زده بوديم ولي كسي جواب نداد كه اينا كي هستن و به كدوم استاد دارن التماس ميكنن ؟

http://i29.tinypic.com/rti5q1.jpg

يه بار ديگه هم اين عكسو مي زنيم شايد كسي فهميد . بابا ماشينش كه تابلو هست .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:34  توسط آقا سینا  | 

سلام

يه شعر جديد سرودم . موضوع روز :

 

. بـــــه دستور جنـــابِ دكتــر افقه .

. رسيدم بعدِ عيدي چون من از ره .

. نوشتم مطلبي زيبا و عـالـــــــــي .

. همه خـواندند و هِــي گفتند به به .

 

به به ... به به !!! به به

 

خوب عيدتون مبارك . ماچ ماچ ماچ ... صد سال به همون سالها !

اول جواب معماهاي پارسال را بديم .

جواب شعر معماي پست قبلي ، دكتر وحيد احمدي بود ( وحيد خالي بند )

اين هم عكسش : ( جيمز باند )

http://i32.tinypic.com/1y32nl.jpg

 

ايـن همه زور زديم از خودمون شعر در وكرديم

اي كاش يه نفر تو نظرات گفته بود دكتر احمدي

 

يه عكسي هم بود كه تو مطالب قبلتر زده بوديم همه دانشجوها بيرون نشسته بودن ، هر كس يه نظري داد ولي اصل مطلب اين بود كه اينا دانشجوهاي رشته خودمون هستن . اين كلاس هم كلاس محيط زيست هست استادش هم آقاي جهان سيره .

 

http://i27.tinypic.com/2rdavrr.jpg

 

به اين ميگن استاد:  (( ايول داري ))  

آقاي جهان سير همون استادي بود كه يه عده از بچه ها را بدون اطلاع دانشگاه به فيلد خصوصي برد و تو اون فيلد بچه ها ( پسر و دختر ) همه با هم مشغول حركات موزون شدن و فيلمي هم از اين ماجرا گرفته شد ( منم فيلمشو دارم ) و سه روز بعدش هم خبر به حراست رسيد و از ترم بعدش آقاي جهان سير هم... پـــــــــــــر .

/ عید آمد و عید آمد / آن وقت سعید آمد /

/ افقه با وحیـــد آمد / ایــــــام مبارک باد /

/ عیــــد شکلات آمد / با نقل و نبـات آمد /

/ خسرو با بیـات آمد / ایـــــام مبارک باد /

 

عكس امروز هم به عنوان يك عيدي از ما قبول كنيد از دكتر كريمي و دكتر افقه :

 

http://i25.tinypic.com/161yxhj.jpg

 

و اما 13 به در امسال :

 

به مناسبت اين روز تاريخي كه شايد تا چند سال ديگه هم 13 به در سه شنبه نباشه و به خاطر سوالات مكرر دانشجويان درباره روز شروع كلاسها ، شعري تقديم به شما ميكنيم با اين توضيح كه حتما بايد با ريتم قري و همراه با بشكن خونده بشه ضمنا همه هم بايد با هم جواب بدن :

 

 

13 به در و 13 به در شد

چهار شنبه و پنج شنبه و هم جمعه به در شد


13 به در و 13 به در شد

ايــــام به خوبـــي و خوشـــي رفت و سپر شد


13 به در و 13 به در شد

اندوه وغم و غصه همه از قلب به در شد


13 به در و 13 به در شد

از شـاديٍ اين تعطيليا قر تو كمر شد

 

13 به در و 13 به در شد

... بيانيه راز 80 در مورد مراسم  13 به در امسال :

 

1)           عاجزانه از دختران هم رشته اي و رشته هاي مجاور تقاضامنديم در روز 13 به در به هيچ عنوان سبزه ها را به هم گره نزنن ! بختِ هر كس دست شانس خودشه . اين چيزا هم خرافاته .

 

2)           ولي يه مورد استثنا هم داره و اونم براي دختران بالاي 25 ساله كه اگر تا حالا بختشون وا نشده ، امسال ديگه بايد درختها را به هم گره بزنن

 

3)           البته من كه گفتم اينا خرافاته ولي در موارد مشابه ديده شده كه دو تا سرو را هم به هم گره زدن ولي باز هم افاقه نكرده ... 

 

4)           من خودم چند ساله نفرين نكردم ولي اگه امسال ديگه تو سبزه ها زمين بخورم ، از ته دل نفرين ميكنم . الهـــــــــــــــــــــي ...

 

5)           دوران دانشجويي يكي از بهترين دوران زندگي هست . قدر اونو بدونيد !

 

http://www.nowruz.ir/pics/1821.jpg

 

تا چند روز آينده كه دوباره دانشگاه راه بيافته و رفت و آمد بيشتر بشه با مطلب جديدي در خدمتتون هستيم .

خدانگهدار ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:34  توسط آقا سینا  | 

سلام سلام

اينبار زودتر اومديم تا چند تا خبر را تا عيد نشده به سمع و نظر شما برسونيم .

 

موضوع اول خبر ازدواج آقاي مهدي ثمر هست :

اينجوري كه خودتون هم تو نظرات پست قبلي خوندين ، مراسم روز پنجشنبه برگزار ميشه 

ما هم از طرف همه بچه هاي راز 80 به آقاي ثمر تبريك ميگيم .

 

... اطلاعيه راز 80 به مناسبت مراسم ازدواج آقاي مهدي ثمر :

 

http://i32.tinypic.com/dxfvau.jpg

 

به اطلاع عموم دانشجويان زمين شناسي اعم از گرايشهاي دبيري و محض – مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد تا دكترا – همچنين رشته هاي زمين شناسي كاربردي و جغرافيا – خاك شناسي – كشاورزي و كليه رشته هاي مرتبط ميرساند :

 

به مناسبت برگزاري مراسم با شكوه ازدواج جناب آقاي مهدي ثمر ، مورخ 23/12/86 كه متعاقباً ساعت و مكان آن اعلام مي گردد ،

از كليه دانشجويان كه در بالا به تفكيك رشته ذكر شد به طور رسمي دعوت به عمل مي آيد .

همچنين لازم به ذكر است آوردن همراه نيز الزامي است .

و يك همچنين ديگر اينه به همين مناسبت كليه كلاسهاي درسي رشته هاي مرتبط تا سال آينده بعد از 13 به در تعطيل ميباشد .

 

... تذكر بسيار بسيار بسيار مهم مهم مهم ...

 

. در محل مراسم مذكور هيچ گونه مجلس زنانه اي برگزار نمي گردد .

 

. از خواهران دانشجوي گرامي خواهشمند است ، بي جهت تجمع نفرمايند .     

 

http://i29.tinypic.com/smuakg.jpg

دوم اينكه اين روزا روز انتخاباته و مراسمهاي انتخابات در ايران مثل رينگ بوكسه و هر كس ميخواد مشت بزنه تو دهن امريكا ميره تو ميدون .

خدا به داد آمريكا برسه و دهنش

در همين راستا ما هم اين قسمت از بحث امروز را به انتخابات اختصاص داديم .

اصلا حرفي نميزنيم و فقط يه بروشور تبليغاتي از يكي از كانديداهاي شوراي شهر ( دوره قبلي ) براتون دارم كه پيشنهاد ميكنم حتما ببينيد و كامل متنش را بخونين .

باور كنين كه واقعي هست و دست كاري نشده .

حتما ببينيد . از خنده روده بُر ميشيد . اگر ميخواين كلي بخندين حتما بخونيد .

http://i27.tinypic.com/xc91sh.jpg

 

اين مطلب يك مطلب فوري بود . در حد يك ميان برنامه .

مطالب بعدي هم آماده هست . حالا حالا ها هستيم در خدمتتون .

كلي استاد داريم كه بايد حالشونو بگيريم .

راستي تا  قبل از عيد يك مطلب ديگه هم داريم ها

تا چند روز آينده و مطلب بعدي خدانگهدار ... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:33  توسط آقا سینا  | 

سلام

اين دفعه با اين عكس شروع مي كنيم تا شايد بعضي خاطره ها زنده بشه :

 

http://i26.tinypic.com/30ctyxw.jpg

 

حتما مي دونيد اين استاد و استاديارش كي هست ؟

براي ما كه روزهاي خوبي بود. خيلي خوش مي گذشت . منتظر بوديم سه شنبه بياد بريم آزمايشگاه فيزيك اذيت كنيم .

يه روز دستگاه مي سوزونديم . يه روز وسيله برميداشتيم ( ميدزديديم ) .

 

. سرگرمي اصليمون هم اين بود كه موقع تموم شدن آزمايشگاه .

. تمام دكمه هاي روي دستگاه را عوض مي كرديم .  

. همه پيچها را تا آخـر مي پيچونديم .  

. سيمهاش را هم جا بـه جا مي زديم .

. تـا وقتي دخترها توي سكشن بعدي .

. ميخوان با دستگاه كار كنن حالشون گرفته بشه .

اين عكس هم داشته باشين تا بيشتر يادتون بياد ...

http://i31.tinypic.com/513eo8.jpg

 

از خنده هاي شيطاني نفر آخر توي عكس معلومه كه چقدر دستگاه را ريخته به هم كه از همين الان داره به دخترهاي سكشن بعدي ميخنده ...

چندتا چيز بود كه هميشه اعصاب منو داغون مي كرد :

يكي رنگهاي روي مقاومتها يكي هم كلمه ، اشكال ليساژور  

هر وقت بهمون مي گفت مثلا مقاومت 40 كيلواهمي را بردارين سريع مي گفتيم تو جعبه ما نيست . اون وقت خانم چراغپور ( قربونش برم ) خودش يكي بهمون ميداد

اينقدر حال ميداد ... ديگه نميخواست رنگهاشو حساب كنيم ...

شما چه شاهكارهايي توي آزمايشگاه انجام دادين ؟

چقدر وسيله برداشتين ؟ اصلا با كي فيزيك و آزمايشگاه داشتين ؟

تمدني نژاد – محسني پور – غريبشاهي – چراغپور ... ؟

اين هم عكس خانم چراغپور :

الهي كــه نفرين به استــــادها / به اين پورسلطان به تكرارها

كجا ميرسد آخر اين دادها / كجا دادرس بهر فريــادها

تو اي پورسلطان فقط گوش كن / دو تا استكان نفت هم نـوش كن

بده نمره بــر كل دانشجـــوان/ و يا اينكه آسان بگير امتحان

در اين ترم اگر بــــاز افتد كسي / غضب بر تو گيرم فراوان بسي

چنانت بكوبم به گرز گـــــران / كه زينجا دوي تا به مازندران

 

اين عكس هم ببينين . نظرتون را بگين . كيا ميدونن اينا چرا بيرون نشستن ؟ و اصلا اين كلاس چه درسي چه رشته اي هست ؟ استادش كيه ؟

... اين عكس سر نخ موضوع بعدي هست ...

 

http://i27.tinypic.com/o0nkht.jpg

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:33  توسط آقا سینا  | 

سلام

اين دفعه در مورد دو تا از بخشهاي دانشگاه صحبت مي كنيم .  

يه شعر هم داريم .

 

من قول دادم ديگه در مورد پورزرقان شعر ننويسم

پورزرقان ديگه يه مهره سوخته به حساب مياد

 

اول اون دوتا بخش از دانشگاه كه شباهت زيادي هم به همديگه داره .

در واقع توي يك معادله بهتون نشون ميدم كه هر دو با هم مساوي هستن .

يعني چشم بسته ببرنتون تو يكيش ، بويي كه استشمام ميكنيد شما را به اشتباه ميندازه و فكر ميكنيد توي اون يكي هستين .

بخش اول سرويسهاي غير بهداشتي :

اول اين عكس را داشته باشين و تو نظراتتون مردونه راست بگيد ببينم معمولا شما از كدومش استفاده مي كنيد ؟

 

http://i29.tinypic.com/rjm8gl.jpg

 

يه سوالي هم اينجا مطرحه كه البته از بس سوال پرسيديم و كسي تو نظرات جواب نداد همينجا جوابش را ميديم .

 

سوال : وقتي به قصد رفع حاجت وارد سرويس بهداشتي ميشيد ، اولين كاري كه مي كنيد چيه ؟

بعضيا كه خيلي بي خيال هستن ميگن :

خوب هيچي ديگه ميشينيم كارمونو مي كنيم ديگه .

ولي اينا كاملا در اشتباه هستن . چون مهمترين كار اينه كه قبل از هر كاري شير آب را باز كنيد تا اگه آب طبق معمول قطع باشه يه دفعه بدبخت نشين .

اگر آب قطع نبــــــود ، اونوقت مرحله بعدي را انجام ميديم .

 

خوب اين قضيه را داشته باشين تا يه پرانتز باز كنيم .

 

حالا اومديم اشتباهي به جاي اينكه وارد سرويس بهداشتي آقايون بشيد ، سر از سرويس بهداشتي بانوان در آورديد !!!!!!!

حالا چه جوري مهم نيست . فكر منحرف ممنوع .....

به نظرتون از در اصلي كه وارد شدين اولين چيزي كه ميبينين چيه ؟

مثل سري قبلي زود جواب ندين ها .......

 

اين بار يك سري از دخترها را ميبينيد كه به رديف روبروي آينه ها ايستادن و مشغول هستن .

قبلا توي عكسهاي قبلي ديده بودين كه دخترا توي اتوبوس هم مشغول هستن . 

. حالا به نظرتون اسم سرويس بهداشتي دخترها را چي بزاريم بهتره ؟

 

*****************

 

بخش بعدي كه در موردش صحبت ميكنيم و گفتيم شبيه به بخش اول هست ، سلف سرويسه .

 

چرا ناراخت شدين . حقيقته ... به معادله زير نگاه كنين :

 

http://i32.tinypic.com/35bcoci.jpg

همونجور كه ميبينيد ، سرويس با سرويس در دو طرف با هم مساويه .

حالا اگرواقعا به نظر مديران دانشگاه سلف ، بهداشتي باشه ،

معادله درست در مياد .

اي بابا

مگه سرويس با سرويس مساوي نيست ؟

مگه سلف بهداشتي نيست ؟

خوب حله ديگه ...

اين منظره را از بالا نگاه كنين و خودتون بگين شبيه چيه .

http://i27.tinypic.com/6stfux.jpg

 

از زمانــــي كه من اينجا بـوده ام

از غذاي سلف تـــان نـــاليـــده ام
مــن ندانم آشپـز اين خيمه كيست

من ندانم فرق زهر و قيمه چيست
من غذاي سلف را بس خورده ام

مـــن ندانم زنده ام يـــا مرده ام ؟

قــاشق و چنگال و سيني را نـگو

از تميزي ها ها ندارد رنگ و بـــو
گر غذاي خوب و سالم خوردمــي

همچـــو بلبل من تـــرانه خواندمي
هر كه زودتر از غذاشان سيـر شد

زودتـــر دكتر بـــرديش ، ديـــرشد

ليست غذاهاي اين هفته سلف سرويس :

شنبه و سه شنبه : چلو كلاغ

يكشنبه : ساچمه پلو ( با ماست ) –

دوشنبه و پنج شبه : مرغ !!!!!!!! –

چهارشنبه : قيمه يا همين عكس كه بالا زديم

 

در مورد مرغ هر صحبتي دارين تو نظراتتون بنويسيد .

چرا مرغ زياد ميدن – يا مرغها هميشه نپخته هست و ...

يا مثلا رون دوست دارين يا سينه – البته سينه سينه

 

يه عكس هم براتون دارم از دكتر كريمي و دكتر اسماعيل بيگ :

http://i32.tinypic.com/34fihaq.jpg

Sina_raz_80@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:33  توسط آقا سینا  | 

 

http://i30.tinypic.com/2r7c80k.gif

 

... ز كوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي ...

سلام

شايد آخرين سلام . شايد هم بدرود ....

اين آخرين مطلبمون هست و به همين مناسبت عكسهايي كه قرار بود براي مطالب بعدي توي وبلاگ بزنيم را يكجا ميزاريم .

اميدوارم به عنوان يك هديه كوچيك از ما قبول كنين ...

دليل خداحافظي هم كم لطفي و بي مهري بعضياي ديگه بود و همچنين ،

اين روزا مصادفه با خداحافظي يك وبلاگ نويس ترسوي ( زمين شناسي ) و منم اين مدت ميخواستم بهش ثابت كنم اينجوري وبلاگ ميسازن و مطلب مينويسن .

 

تقديم به همه بچه هاي با حال زمين شناسي :

 

http://i27.tinypic.com/sytpn5.jpg

 

http://i26.tinypic.com/xlb4ty.jpg

 

http://i26.tinypic.com/2qvsf7t.jpg

يه شعر هم براتون دارم كه كل حرفهايي كه ميخواستم درباره اين دانشگاه با اين وبلاگ بزنم را تو يك كلمه ي آخرش خلاصه كردم :

بـــرفتم بــــر در صدرالعمــــــاره

همونجــــايي كه دانشجو قطـــاره

نشستم منتظر من توي اون صف

همــــه دانشجــوان بودند در كـف

بپرسيـــــدم سوالي مــــن در آنجا

چه باشد حـــــــال دانشگاه ، اينجا

يكي از جمله ي دانشجــــوان گفت

كه اينجا هرچه ميخواهي بُود مفت

زمين مفت و زمان مفت و هوا مفت

غذا مفت و فضـــــا مفت و خلا مفت

ز امكانـــات تفريـــــح و رفــــــاهش

و استادان خوش اخلاق و مـــــاهش

كلاس كانـــــــي و سنگ رســـــــوبي

فـــزون باشد ز هر اندازه خــــــوبـــي

چنين گويم كه اينجا چون بهشت است

سخن از اسكناس و پـول زشت است

تماماً مفت باشد هر چه خواهـــــي

تمام وقت ، اينجا در رفــــــاهي

به او گفتم كه هي گفتي و گفتي

. جواب تـو ، فقط حــــرف كلفتي .

 

خواهشاً اين كلمه آخر را اصلا تو نظرات ننويسين . اولين بار هست كه دارم ميگم يه چيزي را تو نظرات ننويسين . ولي اگر دوست دارين براي اين آخرين مطلب نظري بدين ، الان يه معما براتون مي گم كه جواب اونو تو نظرات بنويسين .

اين بار هم در مورد يكي از اساتيد بخش زمين شناسي هست :

 

در همه جاي جهان كرده است كار

سن و سال او فزون است از هزار

با تمام دكتـــــران او هست يـــــار

سالهاي ســــــال او مشغول كــــار

از مقامش نيست بـالاتــــــر كسي

تربيت كرده است شاگردان بسـي

پـروفسورها پيش او باشند گنگ

افقــه و خـســــرو بياندازند لُنگ

حاليــــا استاد نَبْوَد او بـــــز است

هرچه ميگويد تمامش قمپز است

پشت هم انداز و خـالي بند هست

خانه اش هم چـار راه زند هست

 

*********************************

 

يه كليپ از الاغ سواري آقاي قياسي براتون آماده كرده بودم

بخشي از اون فيلد كه باعث شد يه استاد از بخش اخراج بشه

يه فيلم از خوابيدن افقه و احمدي كنار هم براتون تدارك ديده بودم

و كلي عكسهاي جور واجور . ولي فرصت نشد ديگه ... 

 

تو اين مدت خيليها ميخواستن بدونن كه ما كي هستيم يه حدسهايي هم زده بودن .

اين هم عكس ما ولي نميتونم دقيقاً بگم كه من كدوم يكي هستم .

http://i29.tinypic.com/28atksi.jpg

 

نزديك به دو سال و نيم مزاحمتون بوديم . ديگه بايد خداحافظي كنيم .

از همه اونايي كه تو اين مدت ما را همراهي كردن متشكرم –

اونايي كه فقط مطالب را خوندن و نظر ندادن –

از اونايي كه فحش دادن هم ممنون – 

 

ايشالله سفره هفت سين عيدتـون 70 تا سلامتي توش باشه

ايشالله هر جا كه هستين ، لب همتون كلي خنده روش باشه

... سال بسيـار خوب و پر بركتي را براي همتون در نظر گرفتم ...

 

خداحافظي كردن اون هم تو اين موقع ، خيلي سخته ... ولي چاره اي نيست .

خداحافظ همگي ...

 

 

نه بابا من ميدونم اگر جا بزنم و ميدون را خالي كنم به قول معروف دشمن شاد ميشم .

فقط ميخوام 2 هفته استراحت كنم . اصلا نگران نباشيد نظرات را چك مي كنم و خودم هم نظر ميدم . ما هم كه تراكتور نيستيم به هر حال خسته ميشيم .

با 2 هفته استراحت خستگي از تنمون در ميره و ذهنمون براي مطالب بعدي بازتر ميشه. براي جديدالورودها هم فرصت خوبي هست تا مطالب قبلي وبلاگ را بخونن .

 

در سايه ي ايزد تبارك *** عيد همگي بود مبارك

 

 

... بعد از 13 به در بر ميگرديم ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:33  توسط آقا سینا  | 

سلام

... تو مطلب امروز 70 بيت شعر داريم ...

 

. همين اول يكي از شعرها را مينويسم ولي با اين توضيح كه .

 

. اين شعررا ما نگفتيم بلكه شاعر اين مثنوي استاد پورزرقان هست .

 

ز دست راز هشتـــاد اي هوارا / كلافه كرده اين وبلاگ ما را

ز دست شاعرانش داد و بيداد / به كلي آبرويم داده بر بــاد

اگـــر نمــره ندادم مـــن ببخشيــــد / غلط كردم...هم خوردم ببخشيد

فلان را از فلان من در آريــــــد / مرا با رنج خود تنها گذاريد

به جان هر كه او را دوست داريد / دگر اسم مرا اينجا نيـــاريــــــد

 

***********************

همون جور كه ميدونين مدتهاي زيادي تو اين دانشگاه درس ژئوفيزيك را دكتر اسدي ارائه ميكردن ( . لعن الله عليه و آله جميعا .َ ) ولي بعد از ايشون ، سر و كله پورزرقان پيدا شد و همه گفتن اين استاد خوبي هست و نمره ميده و ديگه از دست اسدي نجات پيدا كرديم ولي ...

 

حكايت درس ژئوفيزيك و پورزرقان شد مثل اون جريان كه : چي فكر ميكرديم و چي چي شد

 

پوزرقان را دانشگاه خودمون بورس كرده بود ويك سالي مونده بود تا دكترا بگيره ولي اون نامه كزايي كه فرستاده شد تهران و اعتراضات بعضيا باعث شد كه وسط كارش لنگ بزنه و دكتر افقه از دستش ناراحت شد و بورس بي بورس . ضمنا همون ترم هم توي دانشگاه بهش درسي ارائه نشد .

الان هم در به در داره دنبال جايي ميگرده كه بورسش كنن ولي حالا حالاها بايد سگ دو بزنه

 

اين همه دانشجو را يك سال از زندگي عقب انداخت . بزار 2 سال هم خودش عقب بمونه

 

خبر جديد اينكه الان داره توي دانشگاه پيام نور شيراز درس زلزله شناسي ارائه ميده فكر ميكنم كلاسهاش هم گلستان برگزار ميشه .

وَ لَعَنَ اللهِ عَلي آل پورْزَرقانْ كَثيرا ......

 

راستي دو مطلب قبلتر يه معما داشتيم در مورد دكتر قرباني .

عكس را يادم رفت بزنم . اينم عكسش :

 

كجا بوديم ؟ آها به خاطر اونايي كه از ماجراي پورزرقان خبر ندارن ، كل ماجراهاي دو ترم پيش را توي يك شعر بلند مينويسيم و چون دكتر پوري گفته اسم منو نيارين ، اسمشو هم نمياريم .

 

بود شرح حال مـن اي بس دراز / ولي قطره اي گويم از بحر، بــاز

نهـــادم چو پا بــركلاس انــدرش / بخواندم من اين قصه تا آخــــرش

بگفتم كه درسش بسي ساده است / كدامين خر از دستش افتـــاده است

چــــو ديدم به يك لحظه استــاد را / كشيـــــدم ز اعمـــــــــاق دل داد را

بچرخيد و گرديد و غريــد و گفت / در اين پهنه يكدم نشايـــد كه خفت

كه مـــن دكتـرا از فلان كشـــورم / يكي تــــاج شــــاهي بود بر سرم

كنون گفته بــــاشم به آغـاز درس / ز كس گر نترسي زمن هي بترس

كنــــون جلسه ي امتحانش شنــو / تا آخر بخــــون تند پـــايين نــــرو

به دست اندرونش سوالات بـــــــود / همه چشم ما سوي او مـــات بـــود

چـو داد او به ما صد هزاران ورق / كه رخساره ي  زردمان شد عـرق

همه خسته و بـي كس و سرنگون / بســــي زار گشتيم و هم واژگــون

 بگفت او به من بس به تكرارها / بيافتي تـــو اينبار و هم بـــــارها

برو فكر ديگر بكن اي جوان / مگر ترم ديگر شوي پهلوان

فتاديــم آن ترم ما ها ولي / بكرديــم دور از بدن كاهلي

پس از آن سخنها و آن ســـرگذشت / سه ماهي چو از آن سخن ‌ها گذشت

فراهم شد از جمع ما لشگري / يكي پهلوان ‌تر از آن ديــگري

كشيديم از جيب خودكارها / كه تا پاس گرديم اينبار مـا

نوشتيم هم نامه اي بس طويل / بكرديــــم از بهر آن قال و قيل

دويديم بس در پي نمره مــا / بشد چند ترمي تلف عمر ما

وليكن جوابــــي نيامد به ما / نشد هيچ كس بهر ما رهنما

دگر تــــرم آمد دگر اوستاد /  وليكن سر جاي او ايستاد

بگفتا كه درسم بسي مشكل است / خيالات تو اي جوان بـــاطل است

چنانت بكوبم به گرز گــــــران / كه هم وا بماني تو در امتحان

بياوردمــــي صد هزاران كتـــاب / زدم از خوراك و نرفتم به خواب

كه تا هم ، نيافتم دگر بـــــاره من / نگردم چو مشروط و بيچاره من

سر جلسه آمد چو استاد ما / كشيديم از سينه فريـــاد ها

بيـــاورد نــــاگه سوالات را / بگفتا كه حل كن محالات را

سوالات او چون به دستم رسيـــد / نبيند دو چشمت كه چشمم چه ديد

در آن ترم افتاده ها بيشمار / همه ترم آخر همه حال زار

فتاديــــم درسش دگر بار ليك / فراهم بكرديم اين سايت نيك

كنون راز هشتاد نامش بُود / كه ايــام دائم به كامش بُود

http://www.raze80.blogfa.com 

 

حالا تمام شعرهايي هم كه تا حالا براي پورزرقان گفته بوديم را يكجا براتون مينويسم :

اونايي كه قبلا خوندن براشون تكراريه :

 

ولي قول ميدم بعد از اين ديگه اسم پورزرقان را نيارم ...

 

بود استاد ما بيمــــــار هوشش / ندارد مو به جز اطراف گوشش

سرش گرد و كمي براق و هموار / خداوندا بكن زودتــــر تـو گورش

**************************

ربنا في هذا ترما ، يقبلوا مِن كل درسا

پــاسنا ژئوفيزيكا ، بعد هفتاد و دو ترما

يَفلجوا استاد ما را ، شهرهُ زرقان همانــــا

اسمهُ هم نام شهرا ، رأسهُ عاري ز موهــا

درسكُم سختند و سختا ، اسمهُ ژئــــوفيــــــــــزيكا

**************************

بُـود استاد مـا هم پــور زرقان ..... نباشد فــرق بين او و فــرقـان
بـه دور دخترا هر روز پلاسـه ..... ندانم كِـــي رود قــاطيِ مرغان
خداوندا فلج گـردان تــو او را ..... شود كم لكه ي ننگي ز مردان
چنين استـادِ بي مخ كس نديده ..... از اينجا تـا شمال غرب گرگان
خداوندا بكن قسمت تـو روزي ..... ببيند روي ماهش را توشيشان

**************************

به سلماني رود چون پورزرقان / بگويد بي ريا به مشتي قربـــان

بكن كوتـــاه اطراف ســــــرم را / بكش تــي كله ي پوك و گرم را

**************************

در اين سـرماي دانشگاه آزاد / كه من هرگز ندارم مثل آن ياد

دلم ســـــوزد ز بــهر كله اي طــــــــاس / كه هر روز صبح وهر شب ميخورد باد

چنان بادي كه سرد و سـوزناك است / بـرآرد از دل استــــــــــاد مـــــــا داد

كچل استاد نامش پــــورزرقان / بميرد زودتـر دلها شـود شـاد

**************************

اي فداي كله ي بــي موي تو / من برم قربون اون ابروي تو

چند گردي در پي همسر عزيــــز / امر كن تا من شوم خود شوي تو

من كه بيمارم به دردي لا علاج / منتظر بــاشم به آن داروي تـــو

پاچه خوارم من براي نمره اي / مانده در حلقم كنون زانـوي تو

پاسمون كن اي سر و جانم فدات / ده چو صد باشد همي از سوي تو

كـــاش گــردد آرزويم مستجــــاب / يك شبي در خواب بينم روي تــــو

**************************

سرش را سرسري نتراش اي استاد سلماني

كچل كن كله اش لطفاَ ، همانجوري كه ميداني

بكن كوتــــــــاه دورادور اين بي محتوا سر را

پس از آن تي بكش كامل تو اين نورافكن گر را

**************************

او ندارد روي سر يك تـار مو / كله اش صاف است مانند كدو

خوش بحالش تـــوي تـــاريكي شب / سر چو نورافكن بود از پشت و رو

**************************

شب عاشقان بیدل چـه شبی دراز باشد

سر طاس پورزرقان چو سر گراز باشد

**************************

دو سه سالي شد و باز نمره نداد طاس مرا

اي خدا حــــالي بده خودت بكن پــــاس مرا

**************************

الهــــي تو بميــــري من بمـونم

سـر قبرت بيــــام آواز بخــــونم

الهي سرطـــان خـــــون بگيري

وبا و حصبه و طــاعون بگيري
الهي سرخک و عريون بگيري
تب مالت و فشار خــون بگيري
اگر بردي از اينها جــــان سالم

الهي درد بي درمون بگيــــري
**************************

 

ماشالله ماشالله ... 34 بيت شعر در مورد يه استاد دانشگاه همچين آسون هم نيست

ولي باور كنين همين شعرها و مطالب يه خورده توي پاس شدن بچه ها تاثير داشت

 

براي اينكه فضا عوض بشه ، دو تا عكس هم براتون دارم .

 

http://i27.tinypic.com/21e9vd1.jpg

 

اينم يك سوال : اگر توي كلاس ، پسرها جلو بشينن مثل عكس زيري ميشه .

حالا به نظر شما اگر دخترها جلو باشن چي ميشه ؟

 

http://i30.tinypic.com/2mer13o.jpg

خداحافظ ....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:32  توسط آقا سینا  | 

سلام

مثل هميشه اول اين عكس را ببينين تا دستتون بياد كه موضوع چيه ؟

عكسو حال مي كنيد ؟ آخر كلاس و پرستيژ ....

 

http://i27.tinypic.com/2ykdx5s.jpg

 

راستي جواب معماي موضوع قبلي هم دكتر قرباني بود .

امروز هم يه شعر داريم ولي چون شما تو نظرات جواب معما ها را نميدين ، از اين به بعد در مورد موضوع همون روز شعر ميگيم . 

خوب طبق روال گذشته كه چند هفته يكبار در مورد يكي از اساتيد صحبت مي كرديم ، امروز نوبت به جناب دكتر قطميري رسيد .  

 

تا الان در مورد : ابطحي – اميري – افقه – رستگار – يزدجردي – ثابت و احمدي و خانم قاسمي و ... يه كم حرف زديم .

( جديدالورودها قسمت موضوعات قبلي وبلاگ را ببينيد )

 

. در مورد پورزرقان هم كه ديگه از بس حرف زديم خسته شديم .

. مي ترسم يه شعر ديگه در موردش بنويسم صداي همه در بياد .

 

براي افقه و رستگار و ثابت و احمدي و قرباني و پورزرقان ، شعر هم گفتيم .

 

. فكر كنم اگر اشعار پورزرقان را رو هم كنيم يه ديوان كامل بشه .

 

خلاصه در همين راستا امروز در مورد دكتر قطميري صحبت مي كنيم .

شيرين ترين قسمت از بحث دكتر قطميري ، پايان ترمهاش هست .

حتما همه مي دونين چرا . بله ديگه ايشون براي هر درس 3 سري سوال دارن كه هر ترم يكيش را سوال ميدن . بعضيا نميدونن و فقط سوالاي ترم قبل را مي خونن و آخرش هم زپرشك ....

البته اين حرفا كه مي زنيم به ضرر 84 ها و 85 ها هست . چون دكتر قطميري اين مطالب را خواهد خوند و احتمالا اين ترم سوالات را عوض مي كنه .

. به درك . اصلا بزار همشون بيافتن .

موضوع ديگه اي كه در مورد دكتر هست با اين عكس شروع ميشه :

 

http://i30.tinypic.com/292r6zb.jpg

 

البته اين عكس توي فيلد گرفته شده ولي فرق نمي كنه . چرا ؟

چون دكتر تو كلاس هم كه هست خوابه . هر چند داره از رو كتاب مي خونه ولي خوابه . چون يه گوشه كلاس چند نفر دارن اسم فاميل بازي مي كنن – يه گوشه دارن جدول حل مي كنن – يه عده چيپس و پفك و شپسي كولا مي خورن – ته كلاس هم بعضيا قليون ميوه اي و ... خلاصه بساط جوره .

بين بچه ها هم رقابت هست كه چه كسي بتونه يه كار پر سر و صداتر انجام بده و روي همه را كم كنه .

مثلاً من خودم ديدم كه بچه هاي 83 سر كلاس اقتصادي گردو آوردن و همون جا سر كلاس شُكوندن و خوردن . ( كلمه اصيل شيرازي )

ولي يه چيزي بهتون بگم اگر فكر مي كنين اين كارهايي كه سر كلاس انجام مي دين ، دكتر نميفهمه يا حواسش نيست كور خوندين ...

اين شعر را هم داشته باشين تا ماجرا را براتون بگم .

 

(((  كلاس دكتر قطميري  )))

كلاسش رو هوا و پر هيــــاهو / يكي ترشي خورد الباقي كاهو

يكي تلفن به دستش ديگري خواب / يكي بر روي كرسي ميخورد تاب

همه دانشجوان خشنود و راضي / همه تــوي كلاس مشغول بازي

كلاسي پــر صدا و بس شلوغ است / همه گويند استادش چه بوق است

 

(( حالا شما فكر كنين قافيه اش درسته ))

آقاي صادق دهقانيان از بچه هاي 79 كه فوق ليسانسش را هم همينجا گرفت و دكترا هم قبول شده ، تعريف مي كرد كه يك روز تو كلاس كاني يكي از بچه ها يه گنجشك آورده بود سر كلاس تا كلاس را بريزه به هم . تا نيم ساعت هم موفق شده بود و دخترا هم همينجوري جيغ ميزدن كه ناگهان گنجشك از روبروي دكتر قطميري رد ميشه و دكتر هم ناگهان تو هوا با يك دست گنجشك را ميگيره  و همونجور كه گنجشك دستش بوده تا آخر كلاس درس را ادامه ميده ولي موقع حضور و غياب وقتي اسم محسن پور احمد را مي خونه و حاضريش را مي زنه سرش را بلند مي كنه و ميگه :

 

*** بيا آقاي پوراحمد گنجشكت هم بگير ***

 

http://i27.tinypic.com/vmstj5.jpg

 

اين عكس هم نشون ميده كه دكتر سر كلاس حواسش به دور و برش نيست و ضمنا نشون ميده كه تو دانشگاه ما ، تعداد دخترها 15 برابر پسرها هست .

 

در مورد اين عكس هم شما نظر بدين :

 

http://i30.tinypic.com/2s0fe9u.jpg

 

حالا شما تعريف كنين :

چه شاهكارهايي را تا حالا تو كلاسهاي دكتر انجام دادين ؟

تا حالا سوالهاي پايان ترم را داشتين يا نه ؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:32  توسط آقا سینا  | 

سلام

قرار هست از اين هفته آمار بازديد كنندگان وبلاگ شديدا بالا بره .

نميتونم بگم چه جوري ولي خودتون خواهيد ديد . به همين دليل احتمال خطر هم زيادتر ميشه . هر اتفاقي ممكنه بيافته . البته ما در تدارك يك وبلاگ ديگه هستيم كه اگر اين وبلاگ هك شد بتونيم از اون طريق ادامه بديم . پس خواهش ميكنم حتما از طريق ايميل با ما در ارتباط باشين تا در صورت عوض شدن آدرس وبلاگ ، به شما خبر بديم .

 

اين عكس اول امروز هست . ببينيد ...

http://i26.tinypic.com/2chp24j.jpg

 

به طور كلي نظرتون در مورد اين عكس چيه ؟

البته هر نظري دارين ربطش بدين به دانشگاه خودمون و رشته خودمون .

يا اگر مثالي دارين تو نظراتتون بنويسيد .

به نظر خود من اين عكس ، حداقل نصفش اشتباهه . ( نصفه اول )

چون تا اونجا كه من ميدونم دانشجوهاي صدرا همونجوري كه ميان دانشگاه ، همونجوري هم ميرن خونه .

توضيح : منظور از همونجوري ، همونجوري هست كه تو عكس شماره 2 ميبينيد .

 

ولي خوب نكات جالب اين عكس هم زياده .

1 ) پسرهاي زمين شناسي خوش تيپ و باكلاس هستن .

2 ) پسرهاي زمين شناسي ظاهر و باطن يكي هستن . ( موقع سوار و پياده شدن )

3 ) تو صدرا به ازاء هر پسر ،  15  تا دختر وجود داره . ( تو عكس كمتره )

باورتون نميشه . عكس زيري را نگاه كنين :

اونايي هم كه ميگن اين عكس كارتونيه و واقعي نست ، تو مطلب بعدي عكس واقعيش را ميزنم .

http://i30.tinypic.com/28urybn.jpg

 

 

من اصلا نميفهمن بعضي دخترها براي چي ميان دانشگاه ؟

شما كه آخرش بايد كهنه بچه بشورين ، ليسانس مي خواين چه كار ؟

. به عنوان سياهي لشكر كلاسها را پر مي كنن .

. دوستــي بين پسرهــا را بـه هم مـي زنن .

. بعضيا شون هم پسرها را گـول ميزنن .

. پسرها را از درسشون باز مي كنن .

. بعد كه وقتش شد براشون ناز ميكنن .

 

اصلا اين كه سايت دانشگاه بالا نمياد همش تقصير دخترها هست .

شهريه ها كه گرون ميشه – درسها كه تداخل داره

نه بزار بگم – بنزين كه سهميه بندي شده – انرژي هسته اي

اينا همش تقصير دخترها هست

 

خوب بسه ديگه . موضوع امروز هم تموم شد .

ولي يه عكس توپ براتون دارم از دكتر كريمي .

همونجور كه مي دونين دكتر كريمي مارگيره . يه مار خطرناكي هم داره .

ولي من بهش گفتم :

فلوت نزنه تا من عكسمو بگيرم و برم بعد هر كاري مي خواد بكنه .

احتياط شرطه . اومديم يهو مار دكتر كريمي اومد بيرون .

اونوقت چيكار كنيم ؟؟؟؟؟ اگر يهو مار دكتر نيشمون زد ؟؟؟؟؟

 

http://i27.tinypic.com/dncchz.jpg

 

. هر كس مطلب ها را بخونه و نظر نده ، الهي مار دكتر كريمي نيشش بزنه .

 

اونايي هم كه اين ترم باهاش آذرين دارن ، ميتونن از لينك زير جزوه سنگ آذرين را دانلود كنن . البته اين فقط تا ميانترم هست . ( wor xp 2003 )

 

http://www.box.net/shared/fvihh1tvoc

sina_raz_80@yahoo.com

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:32  توسط آقا سینا  | 

سلام

امروز ديگه نوبت به افقه و رستگار رسيد كه در موردشون صحبت كنيم .

اول اين عكس از دكتر رستگار را داشته باشين .

شبيه اون مورچه بود تو كارتون فردي مورچه سياه ...

 

http://i31.tinypic.com/256z0bn.jpg

 

توي دو سه مطلب قبلتر يه شعر سه بيتي داشتيم كه يك جاي خالي هم داشت . قرار بود شما اون جاي خالي را پر كنين . بعضيها هم نزديك شدن ولي كسي درست نگفت .

حالا شعر كامل را بخونين تا يادتون بياد .

 

 يكي رشتــه باشد پــدر در بيــار   ***    همه فارغانش به دنبال كار

مدير گروهش كه هست اهل لار      ***    بُوَد چند شغلي هوار اي هوار

مديـــــر گروهــي فهيــم است او  ***   كشد زحمت بخش را بيشمار

 

حالا بقيه شعر را هم بخونين .

 

... به دارُالكتب او رئيس است و نيز ...

... تـوي دفتر بخش هم پشت ميــــز ...

... هم استــاد درس رسوب است او ...

... چه خوش تيپ و شيك پوش و خوب است او ...

 

توضيح : منظور از دارالكتب همان كتابخانه است .

 

بنابراين معلوم شد كه ايشون همزمان داراي سه شغل در دانشگاه هستن .

. استاد رسوب شناسي - مدير گروه زمين - رياست كتابخانه .

 

ولي اصلا فكر نكنيد كه ميخوام بيكاري بچه هاي زمين شناسي را به گردن دكتر رستگار بندازم . اين تازه اول قضيه هست . تو قضيه چند شغلي بودن ، ايشون زياد هم استاد نيست . از دكتر افقه براتون بگم كه تو اين مسئله يد طولايي دارن .

يادتون بياد چند ترم پيش و قبل از اينكه باند مخوف زمين شناسيها در حوزه مديريت دانشگاه منهدم بشه ...

 

دكتر مسيح افقه :

استاد دروس چينه شناسي – زمين شناسي ايران – عمليات ايران

مدير گروه زمين شناسي – معاون آموزشي دانشگاه – مدير گروه رشته موسيقي

تازه اين دروسي كه در بالا اشاره شد فقط مربوط به رشته خودمون و مقطع كارشناسي هست . دروس كارشناسي ارشد و رشته موسيقي هم كه واويلا .

ضمنا اينا كه گفتم سمت هاي ايشون تو دانشگاه هست .

حالا اينا را داشته باشين ... 

مدرس موسيقي سنتي و عضو گروه موسيقي سنتي استان فارس

سرپرست گروه موسيقي استان ( تيموري – نامداري – نويد افقه – الطافي )

عضو دائم هيات داوران جشنواره هاي موسيقي استان

و صدها پست و سمت و عنوان و ...

حالا بگين كار گير نمياد . بعد بگين زمين شناسي رشته بدي هست .

 

اين هم دكتر افقه و برادرشون ( نويد ) :

 

http://i32.tinypic.com/2mmagx2.jpg

 

اين هم لينك كنسرت افقه :

بابا لااقل اگر دانلود مي كنين يه نظر هم بدين .

http://www.box.net/shared/thikgw5s0w

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:31  توسط آقا سینا  | 

سلام

من اين يكي مطلب هم بنويسم بعد ميرم سراغ ماجراي رستگار و افقه و اون جاي خالي و ...

. نحن الدانش آموزان بكلي  شوت و المشنگ لايعلم من دروسها بقدر بزي .

. ألذي لايعلمون دروسي و ناتوانٌ أن يقراءُها في ليلة الامتحان .

. مع هذه الكتب المخوفة و الجزوات القطورة مِنَ المراكز الزيراكسية .

. أللهم اني اسئلك اللغو كل الأمتحان و الكوئيز في كل تروم .

. ألهي ببركة الأساتيد و الأمتحاناتهم الذي لا يتنزل نمراتنا و معدلنا .

. و حافظنا  من المنجلاب المشروطيه .

. آمين يا رب العالمين و يا كاشف المضطربين في الليالي الامتحانية .

اين براي اون دسته از اساتيدي كه هنوز نمرشون نيومده و بچه ها منتظر هستند

ولي خبر خوب براي شما و ما اينكه يك استاد ديگه هم به سوژه هاي اين وبلاگ اضافه شد .

يعني از امروز جناب آقاي سالك هم به جمع اساتيد نفرين شده اين سايت اضافه ميشه . 

 

من از سالك عكسي ندارم . اگر كسي داره برفسته تا بزنيم ...

 

البته من شرمنده .  شايد اگر از دو ترم پيش روي سالك كار كرده بوديم اون هم مثل پورزرقان تا حالا آدم شده بود و به همه نمره ميداد .

 

عيب نداره حالا اين شعر را براي هر دو تا استاد مي سرائيم :

( تقديم به سالك و پورزرقان )

الهـــي تو بميري من بمـونم
سـر قبرت بيام آواز بخــــونم

الهي سرطان خـــــون بگيري

وبا و حصبه و طــاعون بگيري
الهي سرخک و عريون بگيري
تب مالت و فشار خون بگيري
اگر بردي از اينها جــان سالم

... الهي درد بي درمون بگيري ...

اين عكس هم با اينكه تكراري هست ولي ببينين .

باز هم روند تكامل دختران دانشگاه آزاد .... ولي به اين خاطر عكس را گذاشتم كه اين دختر سمت چپي برام خيلي آشنا بود .  مطمئن هستم يه جايي تو دانشگاه ديدمش ....

نظر شما چيه ؟ اگر هم شبيه به كسي هست شما بگيد ....

 

 

http://i26.tinypic.com/13z9uz7.jpg

 

 

اين هم از معماي تصويري امروز :

اينا كه دارن التماس مي كنن كي هستن ؟ چه درسي دارن ؟

استاد مربوطه كيه ؟

 

http://i29.tinypic.com/rti5q1.jpg

 

راستي يه كليپ تصويري از دكتر افقه و برادرش قبلا گذاشتم ولي مثل اينكه مشكل داشت و  كسي نتونست دانلود كنه . اون مشكل حل شده . حتما دانلود كنين .

اول رو لينك زير كليك كنين . صفحه جديد كه باز شد اونوقت دانلود بزنين .

 

http://www.box.net/shared/thikgw5s0w

 

اون پيش نوكهايي كه آدرس اين وبلاگ را صاف گذاشتن كف دست پورزرقان ،

يه لطف ديگه هم به ما بكنن و اينبار آدرس را به سالك هم بدن .

يك بازديد كننده بيشتر ميشه ديگه ... 

 

Sina_raz_80@yahoo.com

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:31  توسط آقا سینا  | 

سلام

*** نمرات ژئوفيزيك اعلام شد ***

 

به همين مناسبت موضوع امروز را اختصاص داديم به ژئوفيزيك :

 

البته قرار بود كه امروز درباره اون جاي خالي تو شعر رستگار و همچنين در مورد افقه و ... صحبت كنيم ولي به دليل حساسيت موضوع ژئوفيزيك يه پرانتز باز مي كنيم و بعدا به اون موضوع هم ميپردازيم .

 

بـراي عرض تشكر و قدر داني از استــــاد

جناب دكتر پورضرغام هر كدوم از دانشجوها

هدايـا و كارتهاي تبريكي براي ايشون فـرستادن

و همچنين از مـا خواستن كه از طريق اين وبلاگ

به همه اعلام كنيم كه نظرات  قبلي كار اينا نبوده

و كساني كه با بچه هاي ژئــوفيزيك دشمني دارن

اين توطئه ها را چيدن تا دوباره بعضيا پاس نشن

 

چون قرار بوده اسم كسي برده نشه ما هم اسمي از كسي نميبريم و به ترتيب هدايا را باز مي كنيم .

نفر اول دو بيت شعر براي استاد نوربرقان فرستاده :

 

او ندارد روي سر يك تـار مو /  كله اش صاف است مانند كدو

خــــوش بحالش توي تاريكي شب / سر چو نورافكن بود از پشت و رو

 

نفر بعدي يك كارت تبريك فرستاده كه خدمتتون نمايش ميديم

البته تقديم كردن به استاد زوردركان

 

http://i28.tinypic.com/10ns5xz.jpg

http://i25.tinypic.com/97p89d.jpg

دو نفر بعدي هم از بس سر كلاس با شور و شوق مي خنديدن اين كارت تبريك را براي استاد شوردربان فرستادن

http://i27.tinypic.com/2hqtncp.jpg

 

نفر بعدي يك دستگاه سشوار اصل كره با كلي ضمانت ( خارجي خوبو ) براي استاد محترم جناب گورزرقان به همراه چند متري پارچه سفيد به رسم ادب تقديم كردن

 

نفر بعدي باز هم شعر فرستاده براي آرايشگاه استاد

يكي نيست بگه خودت برو آرايشگاه اين ريشت را بزن .

 

سرم را سرسري نتراش اي استاد سلماني

كچل كن كله ام لطفاَ همانجوري كه ميداني

بكن كوتـــاه دورادور اين بي محتوا سر را

پس از آن تي بكش كامل تو اين نورافكن گر را

 

سه نفر ديگه از بچه ها هم با همديگه اين كارت تبريك  را فرستادن

تقديم به استاد زوردرمان :

 

http://i33.tinypic.com/20kexlk.jpg

 

يكي ديگه از بچه ها هم همه ي اشعار اين وبلاگ را كه در وصف دكتر بوده براي خودمون ارسال كردن و گفتن حتما به دست استاد برسه . ما هم از بين همه ي اونا فقط يك بيتش را دوباره براتون ميچاپيم :

 

شب عاشقان بيدل ، چه شبي دراز باشد

سر طاس پـورزرقان واقعا كه نـاز باشد

 

شما هم اگر هديه اي دارين لطفا تو نظراتتون اعلام كنين وگرنه لطف كنين و بگين اين هدايا را چه كساني به استاد دادن و چرا ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:31  توسط آقا سینا  | 

سلام

امتحاناتون به سلامتي تموم شد؟ پاس شدين ؟

از نظرات بچه ها تو مطلب قبلي معلومه كه امتحان ژئوفيزيك اين ترم راحت بوده و اكثرا خوشحال بودن و ميگفتن پاس ميش . 

شايد دليلش هم شعري كه نوشتيم بوده يا پاچه خواري دانشجوها اثر كرده .

ما با هيچ استادي سر جنگ نداريم . استاد كچل هم تو بخش زياد داريم . مثل محمودي ، يزدجري ، همين پورزرقان و ما در واقع باهاشون شوخي مي كنيم و هر دفعه منظورمون يكي از اونا هست ولي به خاطر جوي كه ژئوفيزيك توي دانشگاه داره ، بچه ها همه صحبتها را به سمت دكتر پورزرقان ربط ميدن . 

ولي اگر مي دانستيم ، كه با اين جور اشعار

مي توان دل استاد را اينگونه به دست آورد

اوايل امتحانات به شاعرانمان امر مي كرديم

تا شعري در مدح همه اساتيد بخش بسرايند

اما هنوز هم دير نشده ... فكر نكنم هنوز نمره اي اعلام نشده باشه .

پس فعلا اساتيد محترم اين شعر را داشته باشن تا بريم سر موضوع امروز .

شايد به واسطه اين اشعار فرجي بشه ...

سلام و علیکی به آن نیمچه سایت / همـانا که وبلاگ بــاشد نه ســـایت

سلامم بــه استاد ژئــــــوفــــيزيـك / كه باشد به گفتـــــار و رفتــار نيك

به دكتر اميــــــــري درود و  سلام / به قطميــــــــري ساكت و بـي كلام

سلامی به سرعت ســــوار قطـــــار / تمامــــــاً نثار دکی – رستگـــــــــار

درود من از پشت بــــام و حیــــات / نثـــــــار سبیل و وحیـد و بیـــــــات

که هم شـــــــاد باشند و هـم استوار / همه بـــــــرقرار و همه پـــــــــایدار

 

http://i32.tinypic.com/141134n.jpg

 

ضمنا با اجازه همه و به علت مهم بودن مسئله ميخوام يه پيشنهادي بدم .

اگر موافق هستين توي نظرات اعلام كنين .

 

اون پيشنهاد اينه كه به مناسبت پاس شدن بچه هاي ژئوفيزيك و خلاص شدنشون از دست دانشگاه ( اون هم به لطف دكتر پورزرقان ) ، روز 7 بهمن ماه را از امسال به عنوان روز جهاني پاس شدن ژئوفيزيك بناميم تا هر سال در همچين روزي يادتون بياد كه بعضي از ماها 4 ترم پياپي ژئوفيزيك داشتيم . 

 

http://i31.tinypic.com/aaw5de.jpg

و اما موضوع امروز :

ميخوايم همه كاسه كوزه هاي زمين شناسي را سر يه نفر بشكنيم .

از حدود 5/2 سال پيش كه اين وبلاگ راه اندازي شده ، مشكلات دانشگاه ، اشكالات رشته زمين شناسي ، نامرديها و خيلي چيزهاي ديگه مطرح شده . ولي از همه مهمتر اينه كه بعد از 4 سال در به دري تازه 2 سال هم سربازي ، نوبت به بيكاري مي رسه .

 

به نظر شما اين بيكاري فارغ التحصيلان تقصير كي هست ؟

 

حالا سه بيت شعر براتون اينجا گذاشتم كه البته بيت دوم يك جاي خالي داره .

اين جاي خالي را شما بايد پر كنين تا معلوم بشه تقصير كيه .

حالا شعر را داشته باشين تا بقيشو بگم :

يكي رشتــه باشد پــدر در بيــار     ***    همه فارغانش به دنبال كار

مدير گروهش كه هست اهل لار    ***    بود .......... هوار اي هوار

مديـــــر گروهــي فهيــم است او   ***   كشد زحمت بخش را بيشمار

 

اين نقطه چين خيلي مهمه . يك كلمه دو قسمتي و ضمنا سياسي هم هست

البته رشته كه مشخصه و مدير گروه هم كه معلومه كيه .

حالا دو بيت هم در ادامه اين شعر با همين وزن و در همين موضوع كه شايد يه راهنمايي هم براتون باشه .

شده كــار در مملكت كيميـــــا       تو بي پارتي اصلا به دنيا ميا

همه بس كه گشتند دنبال كـار       شدن لاغر اندام همچون خيار

. تو مطلب بعدي در مورد جاي خالي و افقه و رستگار بحث مي كنيم .

اين هم يه عكس از دكتر كريمي كه در حال نون و پنير خوردن هست :

 

http://i29.tinypic.com/efnlh0.jpg

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:31  توسط آقا سینا  | 

سلام ... سلام .....   10 تا سلام

 

براي اينكه لااقل 10 بگيرين خلاص بشين ديگه ...

 

اين روزا روزاي امتحانه و درست نيست از استادمون بد بگيم . بايد پاچه خواري كنيم 

 

مثلا بايد زير برگه امتحانمون بنويسيم :

 

... گرچه مي گفت  كه زارت بكشم ، ميديدم ...

... كه نهانش نظري با من دلسوختـه بـــود ...

 

يا جملاتي ديگه اي كه ماشالله خودتون استاد هستين .

از همين التماس نامه هايي كه زير برگه ها مينويسين . اشك آدم را در مياره ...

 

فردا امتحان ژئوفيزيك هست . با استاد پورزرقان . دكتر پورزرقان

دكتراي تخصصي تكتونيك و استاد ارجمند و گرانقدر حضرت استاد پورزرقان

 

حالا همه با هم :

استاد دوست داريم ... استاد دوست داريم ... استاد دوست داريم

 

اينا كه نوشتم زبانحال همه ي بچه ها هست .

از بس ذوق زده شدم يادم رفت عكس بزنم ....

 

http://i32.tinypic.com/2n6xkef.jpg

 

تو همين عكس هم مي بينيد كه بچه هاي عزيز دارن پاچه خواري مي كنن تا بلكه نمره اي از اين وسط كاسب بشن و بعد از سالها فارغ التحصيل بشن .

منم مثل هميشه يواشكي عكسي از اين ماجرا گرفتم كه در بالا ملاحظه شد ولي نكته جالبتر اينكه حتي حرفهاي اين دانشجو را هم كاملا شنيدم و الان براتون مي نويسم . البته حرف كه نبوده . از شما چه پنهون در مدح استادشون شعري سرودن كه من اينجا مي نويسم .

 

در مدح استاد پورزرقان :

 

اي فداي كله ي بــي موي تو

من برم قربون اون ابروي تو

چند گردي در پي همسر عزيــــز

امر كن تا من شوم خود شوي تو

من كه بيمارم به دردي لا علاج

منتظر بــاشم به آن داروي تـــو

پاچه خوارم من براي نمره اي

مانده در حلقم كنون زانـوي تو

پاسمون كن اي سر و جانم فدات

ده چو صد باشد همي از سوي تو

كـــاش گــردد آرزويم مستجــــاب

يك شبي در خواب بينم روي تو

 

از اين شعر مي تونين نفري يك كپي بردارين و علاوه بر جزوات بسيار زياد ژئوفيزيك ، اين شعر را هم حفظ كنين و فردا زير برگه امتحانتون بنويسيد .

ارزش حفظ كردن داره ...

 

حالا يه اعترافي هم شما كنيد : بگيد ببينم تا حالا زير برگه هاي امتحانتون چه چيزايي نوشتين ؟ امستون هم كه نمينويسين پس راحت باشين و حقيقت را بگين .

 

این هم وضعیت بچه ها بعد از امتحان ژئوفیزیک :

 

يكي خندان ، يكي گريان .......... يكي لبهاش آويزان

يكي نالان ، يكي شادان .......... يكي هم ناسزا گويان

يكي بر سر زنان ، حيران ...... يكي هم اشك در چشمان

يكي غرغر كنان ، لرزان ...... يكي رنجور و نيمه جان

چه احساسات زيبايي .......... در اين شبهاي پر باران

مكن محتاجشان يا رب .......... به ناز ظالم استادان

 

اونایی هم که خیلی علمی با قضایا برخورد می کنن می تونن لینک زیر را مشاهده کنن :

یک مقاله از دکتر پورزرقان با عنوان :

كاربرد سنجش از دور در تحليل ساختارهاي شكننده ارتفاعات شمال شرق رفسنجان

اون دسته از  بچه هایی که دوست دارن آی دی هاشون را اینجا بزارن تا هر وقت که وبلاگ اپدیت میشه خبرشون کنیم  . اگر هم نمیخواین آی دی شما را کسی ببینه خودتون ما را اد کنید .

 

ايميلنا في الياهو

 

sina_raz_80@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:30  توسط آقا سینا  | 

سلام

چقدر هوا سرده ...

 

من يه بار ديگه همينجا اعلام كنم كه ما همه ي بچه هاي 81 را دوست داريم .

اونا هم ما را بيشتر دوست دارن كه تو وبلاگشون ما را شرمنده كردن .

اين هم آدرس وبلاگشون :                 www.geo81.blogfa.com

 

**********************************

بريم سر بحث امروز :

تو مطلب قبلي يه عكسي آخرمطلب بود كه كسي هم در موردش نظر نداد .

همين الان هم هستش مي تونين بريد پايين ببينيدش .

سوالي هم با اين مضمون مطرح شد :

... اگر مدير گروه و استاد خواب باشن چي ميشه ؟

 

يه اتفاقي براي بچه هاي 82 قبلا افتاده كه اينجا بطور خلاصه براتون ميگم .

يه روز اتوبوس دانشگاه در حال حركت به سمت صدرا بوده كه ناگهان از مسير خارج مي شه و ميره تو بلوار وسط و دختر و پسر رو همديگه گلوله ميشن كف اتوبوس . 

البته اين جور كه ميگن خسارات زياد نبوده تلفات هم نداشتيم .

در همين حين كه كف اتوبوس پسرها داشتن از رو دختر ها بلند ميشدن ناگهان آقاي راننده جمله اي را ميگه كه خيلي جالب بوده . راننده با خونسردي تمام ميگه :

... آخرش بي ترمزي كار دستمون داد ...

تو اين ماجرايي كه گفتم يا راننده خواب بوده – يا اتوبوس

ولي بحث امروز اينه كه اگر مدير گروه خواب باشه و استاد هم خواب ...

يا اگر استاد خواب باشه و استاديار هم خواب ... ( عكس زير )

http://i31.tinypic.com/rm6ywm.jpg

يا اگر بچه ها خواب – راننده اتوبوس خواب – راننده كاميون هم خواب باشه ،

اونوقت چي ميشه ؟

اين اتفاق مي افته كه طرف يهو مي خواد با كاميون پر از آجر سوار اتوبوس پر از دختر بشه . ولي از اونجايي كه دخترهاي زمين شناسي خيلي سنگين هستن ، كاميون كه نميتونه سوار بشه هيچ – خودش هم چپه ميشه . ( عكس زير )

 

http://i31.tinypic.com/14y7nkm.jpg

 

البته شاهدان عيني ميگن الاغي اون نزديكي ها داشته مي چريده و ناگهان اومده وسط جاده و باعث اصلي تصادف اون الاغ بوده. خلاصه ، در همين حال كه همه سر در گم بودن و از اتوبوس پياده مي شدن ، آقا خره يه جمله اي را بيان مي كنن كه قابل تفكره ( عكس زير )

 

http://i27.tinypic.com/2z4zrjb.jpg

 

من كه ديگه حرفي ندارم . شما نظرتون چيه ؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:30  توسط آقا سینا  | 

سلام

اين عكس را داشته باشين تا بحث را شروع كنيم :

http://i4.tinypic.com/80uhvnk.jpg

وقتي يه همچين تابلويي ورودي دانشگاه نصب شده معنيش چيه ؟

وقتي درب ورودي پسرها از دخترها جدا شده يعني چي ؟

سر كلاس هم كه بايد جدا بشينن ؟

تو كلاس هم دخترها جلو بشينن پسرها عقب ؟

سوار اتوبوس هم كه ميشن جدا بايد باشن . در جلو – در عقب

.   والله با گوسفند هم همچين رفتاري نميكنن   .

فيلد هم كه با هم نرن ؟ .......................... خيلي خطرناكه حسن

دخترها با خانم بيات بايد برن ياسوج برف بازي كنن ( يك روزه )

پسرها با دكتر اسدي تو اين گرما بايد برن قشم ( پنج روزه )

تو همه چي بين پسر و دخترها فرق گذاشتن .

 

از طرفي وقتي هم كه آزادشون ميزارن اين جوري ميشه :

http://i33.tinypic.com/e7j6yv.jpg

. . . به نظر شما دانشگاه از چـي ميترسه ، كه . . .

پسرها را سوا ميكنه و دخترها را هم جدا مي كنه ؟

 

حالا نوبت به قسمت ادبيات رسيد ...

زبانحال بچه هاي ژئوفيزيك كه سالها هست كه اين درس را دارن :

دو سه سالي شد و باز نمره نداد طاس مرا

 

اي خدا حــالي بده ، خودت بكن پــــاس مرا

اين گل هم با كلي عشق تقديم به بچه هاي گل 81 :

_________***__*_**** _________
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
______________* ___________________

__براي ابراز همدردى_____________________________

آخرين خط اين گل يه چيزي نوشته من نتونستم بخونمش . شما مي تونين بخونيد ؟

اين عكس هم به عنوان معما براي مطلب بعدي .

به نظر شما اگر مدير گروه و استاد خواب باشن چي ميشه ؟

http://i15.tinypic.com/8bzxbtc.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:30  توسط آقا سینا  | 

سلام

. . .    بيانيه راز80 در باره اتفاقات اخير    . . .

 

1 ) اينكه ميگن وبلاگ geo81 به دست بچه هاي 80 هك شده به كلي شايعه هست و من شخصاً  تكذيب مي كنم ، اصلا همچين چيزي نبوده .

 

2 ) كليه مطالبي كه تو وبلاگ ژئو81 نوشته شده توسط مدير وبلاگ خودشون نوشته شده به هر حال نسبت به ما لطف دارن و ما را شرمنده كردن.

 

3 ) ضمناً ميگن بچه هاي80 ، قرار هست سايت www.geo82.com را هم هك كنن ، اين هم شايعه هست و من باز هم تكذيب مي كنم .

 

4 ) به طور كلي و اصولا ما با هك كردن وبلاگها و سايتهاي زمين شناسي مخالفيم و هر گونه فعاليتي را در اين زمينه محكوم مي كنيم .

همچنين از طرف انجمن وبلاگ سواران جوان هم خواستار محاكمه مجرمين و متخلفين در ملع عام هستيم .     

 

امروز به خاطر اين همه اتهام و دروغي كه به بچه هاي 80 نسبت دادن و در اعتراض به اين همه بي معرفتي موضوع را مطرح نميكنم و مي زارم براي چند روز آينده .

. اون كسايي هم فكر مي كنن براي امروز موضوع نداشتيم بدونن كه

. موضوع امروز درباره اون تابلوي درب ورودي دانشگاه بود .

. عكس و مطلب و شعرش هم آماده بود . انشالله براي بعد ...

اسم شعر اومد .  راستي مدتي بود جناب توشيشان برامون شعر نميفرستادن و ما داشتيم كم كم نا اميد مي شديم كه ناگهان 3 تا شعر با هم از راه رسيد .

حالا هم براي اينكه طبق روال معمول حداقل شعرمون را بگيم ،

اين چند بيت غزل را داشته باشين .

در اين ســــــرمــــــــاي دانشگــــاه آزاد           كه من هــــــــرگز ندارم مثل آن يــــــــاد

دلم ســـــــــوزد ز بهر كله اي طـــــــاس           كه هر روز صبح و هر شب ميخورد باد

چنان بادي كه سرد و ســــــوزناك است            بـــــــــرآرد از دل استــــــــــاد مـــــا داد

يكي استـــــــــاد بي معرفت و لـــــــوس             بميرد زودتــــــر دلها شـــــود شــــــــاد

شعرمون هم گفتيم . حالا عكس روز :

توضيح درباره اين عكس اينكه ، تا حالا هيچ ورودي نتونسته عكس دسته جمعي بگيره كه بيش از 50 تا دانشجو توش باشه .

 

http://i33.tinypic.com/hth540.jpg

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:30  توسط آقا سینا  | 

سلام

چند روزي مثنوي تاخير شد ......

سلام و عرض ادب .

قبل از اينكه موضوع امروز را شروع كنيم بايد جواب معماي هفته پيش را بگبم و قرعه كشي نجام بديم . همون جور كه خيليها درست حدس زده بودن ، جواب معما دكتر اميري ( اميري تاتليس )  بوده  . 

اين هم از سير تكاملي دكتر اميري :

 

http://i4.tinypic.com/6tnywj8.jpg

 

تو همين عكس هم چند تا سوال مطرح هست :

 

1 -  چرا دكتر اميري طي دوران تكاملش عينكي شده ؟

در واقع چه فعاليتهايي باعث شده چشمش ضعيف بشه ....

2 -  چرا از حالت كت و شلوار رسمي تبديل شده به آستين كوتاه ؟

3 -  اين كلاهي كه سرش رفته كار كي بوده و جريانش چي بوده ؟

4 -  درباره سبيل دكتر هم صحبت كنين بد نيست .

البته در باره سوال سوم تو مطالب قبلي صحبت كرده بوديم كه اگر كسي خونده باشه و از بازديد كننده هاي قديمي ما باشه مي تونه راحت جوابشو تو نظرات بنويسه .

 

اين روزا هوا سرد شده و اواخر هفته بوي برف و بارون هم مياد .  يادش به خير پارسال توي مراسم برف بازي روبروي آزمايشگاه يه گلوله برف زدم تو سر مهندس ثابت كه تا خواست بفهمه كي بوده 4 تاي ديگه هم خورد و زود رفت تو آزمايشگاه . البته اون روز يه مجروح جنگي هم داشتيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

http://i34.tinypic.com/2ujnh5e.jpg

طبق معمول هر سري كه مطلب جديد ميز نيم يادي هم از استاد گرام جناب دكتر پورزرقان هم مي كنيم و چند بيتي در وصف ايشون مي سراييم .

گوش جان مي سپريم به ابياتي چند از توشيشان كه حالا حالاها ول كن اين پورزرقان نيست .

البته تا يادم نرفته بگم كه براي مطلب بعدي هم استاد توشيشان غزلي سرودن كه به موقع تقديم مي داريم .

 

اين شعر هم در مورد آرايشگاه رفتن پورزرقان هست .....

 

 

به سلماني رود چون پورزرقان

بگويد بي ريا به مشتي قربـــان

بكن كوتـــاه اطراف ســــــرم را

بكش تــي كله ي پوك و گرم را

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:30  توسط آقا سینا  | 

سلام
تو مطلب قبلي يه معما طرح شده بود كه قرار شد شما جوابشو تو نظرات بنويسيد البته استاد كچل تو بخش زياد داريم ولي اشكال نداره با اين شعر عربي كه در زير مي خونين حتما به جواب درست پي مي بريد .
ربنــــا فـــي هذا تــرما - يقبلوا مِـن كُل درســا
پـــاسنـــا ژئــــوفيزيكا - بعد هفتــاد و دو ترما
يفلجـوا استــاد مــــا را - شَهرُهُ زرقــان همـانا
نــامُهُ همنـــــام شــهرا - رأسهُ عاري ز موهـا
درسكم سختند و سختـا - اِسمُـــهُ ژئـــوفــيزيكا

در بيت چهارم مصراع دوم كلمه رأسهُ به معناي كله ي او يا سر او مي باشد كه البته همه اهل مطالعه هستن و مي دونن براي خودم نوشتم كه عربيم بده .
حالا اونايي كه عربيشون مثل من بده ترجمه اش را بخونن :

. بُـود استاد مـا هم پــور زرقان ..... نباشد فــرق بين او و فــرقـان .
. بـه دور دخترا هر روز پلاسـه ..... ندانم كِـــي رود قــاطيِ مرغان .
. خداوندا فلج گـردان تــو او را ..... شود كم لكه ي ننگي ز مردان .
. چنين استـادِ بي مخ كس نديده ..... از اينجا تـا شمال غرب گرگان .
. خداوندا بكن قسمت تـو روزي ..... ببيند روي ماهش را توشيشان.

واقعا نميدونم توشيشان اين شعرها را چه جوري ميگه !!!!!

و اما ارتباط عكس حاجي با جواب معما :
در واقع حاجي پور يزدان پرست يكي از داغ ديدگان ژئوفيزيك اين دانشگاه هست . بعضیا مي گن حاجي اگر اين ترم ژئوفيزيك را پاس نكنه دست به عمليات انتهاري مي زنه و پورزرقان را مي تركونه .

*** منظورم عمليات انتهاري بود نه اشتهاري
برنده مسابقه هم يكي به اسم ميثم بود كه خواسته بود عكس مهندس جمشيد زاده را بزنيم تو وبلاگ . ما هم نه نگفتيم و موضوع امروز را به سمت بچه هاي 81 هدايت كرديم . چكار كنم ديگه . بچه هاي 81 را خيلي دوست دارم .

شما مي دونيد چرا كار عمليات صحرايي بچه هاي 81 بيشتر از همه طول كشيد ؟ مخصوصا قسمت تكتونيكشون ( نقشه منطقه )
الان براتون روشنش مي كنم كه اصل قضيه چي بوده .
بچه هاي 81 به نوبت مي رفتن تو آزمايشگاه فتوژئولوژي و به جاي اينكه نقشه منطقه را بكشن با هم قايم باشك بازي مي كردن . خنده نداره كه ...
مي دونم باورتون نمي شه . عكس زير را نگاه كنين تا مطمئن بشين .

http://i38.tinypic.com/29c9blw.jpg

http://i13.tinypic.com/73l008k.jpg
مخصوصا اين عكسها را از آرشيو بچه هاي 81 اينجا گذاشتم تا هم بهشون ثابت كنم ما هم از اونا عكس داریم و هم يادشون بدم وقتي عكسي از كسي مي زنن منبعش را بگن .

سلام

اين بار معما را همين اولش مطرح مي كنيم كه وقتي تا آخر مطلب مي خونين جواب را تو نظراتتون بنويسيد .

http://i1.tinypic.com/72rly5e.jpg

 

به نظر شما كداميك از اساتيد بخش شباهت بيشتري به اين تصوير دارد ؟

شا بايد عدد مربوط به گزينه مورد نظر را به شماره 200090 ارسال نماييد .

شوخي كردم بابا . اينجا كه نود نيست ، اينجا هشتاده .... راز هشتاد 

 

يه خبر خوب براي همه امشب بيشتر از هر شب مي تونين پاي اينترنت بشينين و وقت بيشتري براي تلف كردن دارين .

 

.      آخه امشب شب يلدا هست      .

 

ولي اگر خواستين از وقتتون بهتر استفاده كنين و مطالب جالب و خوندني و عكسهاي زيبا ببينين به اين وبلاگ بياين .

 

و اما شب يلدا :

 

از افتخارات بچه هاي 80 اينه كه امسال همه دور هم شب يلدا را جشن گرفتن و تا حالا هيچ جا سابقه نداشته كه اين همه دانشجو با هم مراسم يلدا بگيرن . مثل هميشه عكسي هم از اين مراسم براتون دارم كه اين زير مي بينيد .

 

http://i35.tinypic.com/334rseo.jpg

 

در اين مراسم بعضي از اساتيد هم حضور داشتن كه از جمله دكتر يزدجردي بود كه از شانس ما اين استاد هم در راستاي مطالب قبلي ما كچله :

 

http://i2.tinypic.com/6s8noqv.jpg

 

خوب نوبت رسید به استادی که مدتی هست تو این وبلاگ خیلی بهش پرداخته می شه : درست حدس زدین این استاد کسی نیست جز

 

این هم یک بیت شعر ناب از توشیشان عزیز هم به شب یلدا می خوره هم به پور زرقان :

 

 

شب عاشقان بیدل چـه شبی دراز باشد

سر طاس پورزرقان چو سر گراز باشد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:29  توسط آقا سینا  | 

سلام

سلامی چو بوی خوش آخر ترم  ***  که هر چی بتونی بریزی تو کرم

 

این روزا دیگه اواخر ترمه و هر چی می تونین به این دانشگاو ضرر بزنین و خسارت برسونین . هر چی ماژیک دیدین بریزید تو سطلا . هر چی تخته پاک کن دیدین بندازید دور . توی سرویسهای بهداشتی که میرین  استارتهای مهتابی ها را بردارین و بریزین تو سطل . هر وقت از دستشویی اومدین بیرون آب را نبندین . الکی برین تو آزمایشگاه مقطع گیری و پودر حروم کنین .

 از کنار اون دایناسور هم که رد شدین یه لگد به دمش بزنین .

پول دادیم ..... دلمون می خواد

و اما موضوع امروز :

 

اینبار بعد از مدتها جناب توشیشان زحمت کشیدن و شعری درباره یکی از اساتید برامون فرستادن که البته گفتن نباید اسمش لو بره . ببینید :

 

http://i37.tinypic.com/2ivlon5.jpg

 

در واقع یک معما هست که باید شما بفهمین کیه . به همین خاطر منم یه راهنمایی براتون گذاشتم که زودتر تشخیص بدین استاد مربوطه کیه .

بجای این راهنمایی شما هم باید بگین ربط این عکس ( راهنمایی ) با جواب معما چیه ؟

 

هر کس زودتر از بقیه بتونه اسم استاد مورد نظر را تو نظرات بنویسه ، موضوع بعدی وبلاگ با نظر اون آماده میشه و به عنوان جایزه هر عکسی که بخواد براش تو وبلاگ می زاریم .

 

از این بحث که بگذریم این اواخر عکسهایی که به عنوان بدون شرح ته مطلب دیده میشه طرفداران بیشتری داره . به همین خاطر ما هم یک عکس دیگه براتون آماده کردیم که البته یکی از بیننده ها تو نظرات مطالب قبلی گذاشته بود . عنوان این عکسش هم روند تکامل مدیر گروه زمین شناسی بوده .

 

http://i1.tinypic.com/728c86a.jpg

 

دستش درد نکه . معلوم نیست این مدیر گروه هست یا حامد گوزن !!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:29  توسط آقا سینا  | 

سلام

امروز دیگه نوبت به اون سوژه تقلب رسیده .

http://i16.tinypic.com/71mmsra.jpg

بعضیا میگن تقلب هنره ....... نظر شما چیه ؟

 

سر کلاس بعضی اساتید که واقعا تقلب هنره ولی بعضی دیگه از اساتید لذت بخشترین کار تقلبه . مثلا سر کلاس ایران افقه که تو سالن برگزار می شد ، صدای خش خش برگه ها و جزوه ها از این بر تا اون بر سالن می رسید ولی افقه اصلا انگار نه انگار .

البته جالب اینجا بود که همه از رو دست هم می زدن ولی هر کس یه نمره ای می گرفت .

 

ولی در کل تقلب تو امتحانات پایان ترم بیشتر از همیشه حال میداد .

 

من شخصا اعلام می کنم چند ترم پیش توی امتحان فاینال درس انقلاب 8000  تومن دادیم به مراقب تا راضی شد تقلب کنیم . نفری 2000 تومن دنگی دادیم . ضمنا مراقبش هم دختر بود ولی از خیلی پسر ها مرد تر بود .

 

بگذریم . شما تعریف کنید . اعتراف کنین .

حالا که دیگه همه چی تموم شده . از تقلب های شیرینتون بنویسید .

 

این عکس هم داشته باشین و در موردش هر چی به ذهنتون می رسه تو نظرات بنویسین .

 

اصلا این عکس چه ربطی به موضوع امروز داره ؟ 

 

http://i15.tinypic.com/81s0mfb.jpg

 

یه نفر هم تو نظرات مطلب قبلی گفته شعر دکتر احمدی را توی وبلاگ بنویسید . فکر کنم قبلا نوشته شده باشه . ولی برای مطلب بعدی اگه شعر جدیدی گیرمون نیومد شعر دکتر وحید را می چاپیم .

جناب توشیشان اگه لطف کنن شعر جدیدی از خودشون برامون در کنن ممنون میشیم .

این دفعه هم براتون یه عکس جالب دارم . نظرتون درباره این عکس چیه ؟ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 7:29  توسط آقا سینا  | 

سلام

طبق قولی که داده بودیم امروز عکس برتر 4 سال گذشته را به معرض نمایش می گذاریم . از بقیه هم خواسته بودیم که اگر عکسی دارن می تونن بفرستن ولی غیر از بچه های 81 کسی عکس نفرستاد که اصلا قابل مقایسه نبود .

خوب اول این عکس را داشته باشین تا بریم سراغ عکس بچه های 81

 

http://i10.tinypic.com/6je8483.jpg

خوب حالا عکس بچه های 81 . آخه آدم چی بگه ؟

 

خودتون قضاوت کنید فقط یه توضیحی لازمه که عرض می کنم خدمتتون و اون هم میزان ..........  بچه های 81 هست که ماکارونی را تو لیوان می خورن

 

دقت کنید ....

ماکارونی را تو لیوان می خورن

http://i13.tinypic.com/85a8wvo.jpg

از طرفی این روزها مصادفه با پایه گذاری وبلاگ راز 80 و این وبلاگ 3 ساله شد . به همین مناسبت هم از مطالب قبلی وبلاگ اونایی که پر بیننده تر از بقیه بودن را با اسم مطالب براتون لینک کردم ببینید .

 

مردی شبیه باران ( مهندس ابطحی )

اهدای مدال شجاعت به مهدی رحمانیان

راننده های اتوبوسهای صدرا 

انتخاب واحد اینترنتی

عکس بچه های اساتید ( بیات - قاسمی - اسدی )

روند تکامل دختران در دانشگاه

مراسم گلریزان برای استاد پورزرقان

زندگی هنری دکتر مسیح افقه

دکتر وحید احمدی

تولد بچه آقای یزدجردی